|
جنبشِ طبقهي كارگر ايران، در سالي كه گذشت
|
|
|
آرش
|
|
صفحه 8 از 11
کم و کیف اعتراضاتکارگری در سالی که گذشت
عباس فرد
این نوشته در پاسخ بهسؤالِ «کم و کیف حرکات اعتراضی کارگران و خواستههای آنان را در سال گذشته و نظرات متفاوت در آن را چگونه ارزیابی میکنید؟» از سویِ مجله آرش، نوشته شده است. ازاینرو، لازم بهتوضیح استکه طرحِ موضوع از طرف مجله، جنبهی ژورنالیستیِ سؤال و الزامِ بهحجمِ محدود، بیان بسیاری از ناگفتههای مربوط بهجنبش کارگری را بهاختصار کشانده است. بههرروی، نوشتهی حاضر ضمنِ استقلال نسبی، ادعای جامعیت ندارد. ازآنجاکه سؤال نشریه آرش دربارهی «کیمیت و کیفیت» اعتراضات کارگری است؛ ازاینرو، بهتر استکه یک تصویر کلی از مفاهیم «کمیت» و «کیفیت» و رابطهی آنها با یکدیگر داشته باشیم. معنی «کم» و «کمیت» در لغتْ ناظر بر مقدار و محدودیت، بیان عددی و تقسیمپذیری، افزایش و کاهش، حس و مشاهده، ماهیت و عرض میباشد؛ درصورتیکه «کیف» و «کیفیت» ناظر بر چندی و مجموعهی بههم پیوستهای از خاصههاستکه از حدود حس و مشاهده در میگذرد و بهواسطه جنبهی ذاتی و جوهریاش، عقلاً دریافت میشود. ازطرف دیگر، در گفتگوهای روزانه ـنیزـ و حتا در بسیاری از نوشتههای مربوط بهجنبش کارگری مفهومِ «کمیت» و «کیفیت» بهطور جداگانه و بدون رابطه با یکدیگر مورد استفاده قرار میگیرد. اما حقیقت این استکه جهان مادی و قابل شناخت، «کمِ» بدون «کیف» را برنمیتاباند و تفکیک این دو صرفاً از سوی ذهن و بهواسطهی «تعقل» قابل پذیرش است. بنابراین، میتوان چنین ابراز نظر نمود که هر کمیتی متناظر با «کیفیتِ ویژه»ی خویش، و هر کیفیتی مبتنی بر «کمیتِ مطلوبی» است. بااین وجود، نباید فراموش کرد که رابطه یا دیالکتیکِ «کیفیت ویژه» و «کمیتِ مطلوب» مشروط بهافزایشِ کمیِ «ارگانیک» است؛ چراکه افزایشِ کمّیِ غیرارگانیک بهمعنیِ «کمیتِ محض» نه تنها ناظر بر کیفیتِ نوینی نیست، بلکه در بسیاری از موارد فروکاهشی و مخرب نیز عمل میکند. برای مثال: افزایش وزن یک کودک دو ساله ـعلیالعمومـ نشانگرِ سلامت و رشد است؛ درصورتیکه افزایش وزن یک آدم 30 ساله هشدار دهندهی انواع و اقسام بیماریهاست. بنابراین، میتوان چنین نتیجه گرفت که «افزایشِ کمیتِ ارگانیک و مطلوب» نشانگرِ کیفیتهای نوینی است، و مطلوبیتِ افزایش کمی نیز در هرنسبتی ویژگی خاصِ آن نسبت معین را دارد. بهطورکلی، مفهوم و مقولهی «کیف» و «کیفیت» معنای دیگری جز «کمیت ارگانیک» ندارد؛ و تفکیک لغویِ «کم» از «کیف» بهواسطهی این استکه در عالم واقع، متصور استکه افزایش و کاهشِ کمیْ ارگانیک نباشد. اما این ظاهر امر است؛ چراکه در حقیقتِ مادیِ جهان، افزایشِ کمیتهای غیرارگانیک ـاساساًـ افزایش کمی نیستند و از رشد عددیِ نسبتهائی حکایت میکنند که تنها از جنبهی عَرَضی و بهلحاظ پدیدارها با یکدیگر شباهت دارند و فاقد ارتباط ذاتی و جوهری میباشند. از طرف دیگر، تفکیک «کمیت» از «کیفیت» تنها درصورتی ممکن و متصور استکه هستیِ مادی را در سکونِ نسبیاش مورد بررسی و مطالعه قرار دهیم و مطلقیتِ حرکت و شدنِ آن را کنار بگذاریم یا بهانتزاع بکشانیم. چراکه مادیت هستی معنای دیگری جز حرکت و تغییر و شدن ندارد؛ و این تنها در «رابطه» استکه تحققیافتنی است. گرچه در معنای لغویِ کلامْ معنی کیفیت از کمیت جداست، اما این تفکیک و جدائی را نباید بهپای مادیت هستی گذاشت؛ چراکه ساختار و واژهشناسیِ همهی زبانهای موجود، بهواسطهی ثقلِ سنگین و خردکنندهی مناسبات و روابط طبقاتی، از جنبهی بیانِ دیالکتیکِ حرکت و شدنْ رشد نکردهاند و ـعمدتاًـ بیانگرِ وجه سکون نسبیِ هستی و نسبتها میباشند و در بیانِ جنبهی مطلقیتِ حرکت و شدنْ ناتواناند. بههرروی، با تأمل در معنای لغوی کمیت و کیفیت آشکار میشود که «ماهیت» منفک از «ذات» و «مشاهده» بدون «تعقل» تصویر میشود. همین جدائی و دوپارگی نشانگرِ ناتوانیِ زبانها از بیان دیالکتیکیِ جهان است. بههرروی، منهای استدلالهای پیچیدهتر، در بیانِ پیوستارِ «کمیت» و «کیفیت» میتوان گفتکه رشدِ کمیِ ارگانیک، حوزهی کیفیِ نوینی ایجاد میکند که کمیتپذیر است؛ بدینمعنیکه رشد کمیِ ارگانیک ـبدون احتساب مکانیزمهای بیرونیِ کُندکننده و تخریبگرـ بهطور خودبهخود و دینامیکْ شتابیابنده، کیفیتآفرین و نوین است. بنابراین، در بررسی مسائل مربوط بهجنبش کارگری ـبهعنوان پیچیدهترین نسبت مادی شناخته شدهـ میبایست نگاهی کمیـکیفی داشت و از کمیتگرائیِ صرف گامی فراتر گذاشت. *** با یک نگاه اجمالی بهوقایع مربوط بهمبارزات کارگری در یک سال گذشته، بهسادگی میتوان مشاهده کرد که این مبارزات از چهار جنبهی مختلف با رشد کمّی مواجه بوده است: 1ـ تعداد اعتصابات، تحصنها، جاده بستنها و بهطورکلی اعتراضات کارگری نسبت بهسال قبل افزایش یافته و گستردهتر شده است. تقریباً همهی استانها و شهرها و شهرستانها در معرض مبارزات کارگری قرار گرفته و بهنحوی آن را تجربه کردهاند. گذشته از این، از طریق تماسهای جسته و گریخته با داخل کشور چنین استباط میشود که گسترش اعتراضات کارگری تنها بهکارخانجات بزرگ محدود نمیشود و کارگاههای کوچکتر نیز از این گسترشِ مبارزاتی بینصیب نماندهاند. بههرروی، احتمال این میرود که عرصهی مبارزات کارگری ـبهطور مستقیم ویا غیرمستقمـ بهروستاهای بزرگ و پرجمعیت نیز کشیده شود. نتیجه اینکه افزایش کمی مبارزات و اعتراضات کارگری بهطور خودبهخود پروسهی بیاعتباریِ «شوراهای اسلامی کار» را شتابِ بیشتری داده و زمینهی ایجاد تشکلهای مستقل کارگری را فراهمتر کرده است. 2ـ مبارزات کارگران بهلحاظ شکل بروز، تنوع بیشتری یافته و دامنهی خود را بهمعلمان و پرستاران نیز گسترش داده است. این گسترشِ کمّی، محدودهی پذیرفته شدهی «طبقهکارگر» را گستردهتر کرده و ضرورت بازتعریف مفهوم فروش نیرویکار، رابطهی کارـسرمایه و عبارت ناروشن «حقوق و مزدبگیران» را در مقابل سازمانها و گروههائی قرار داده که خودرا مسلح بهدانش مبارزه طبقاتی میدانند. 3ـ در رابطه با مسائل کارگری و همچنین سازمانیابی طبقهکارگر سه نهاد «کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری»، «کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکلهای کارگری» و «سندیکای کارگران شرکت واحد» تشکیل شدهاند که در سال قبل وجود نداشتند. وجود و سازمانیابیِ این تشکلها کنش و واکنشهای گوناگونی را دامن زده و اغلب سازمانها و گروهها را وادار بهتجدید آرایش کرده است. گرچه «کمیته پیگیری» و «کمیته هماهنگی» تشکلهای کارگری نیستند، اما ازآنجاکه سازمانیابی کارگران را در دستور کار دارند، بههرصورت بهجنبش کارگری مربوط میشوند. 4ـ ارتباط فعالین کارگری با خارج از کشور بهطور چشمگیری افزایش یافته و هفتهای نیست که یکی دو نفر از این فعالین کارگری با یکی دوتا از سایتها و رادیوها و روزنامهها مصاحبه و گفتگو نداشته باشند. از طرف دیگر، ارتباط با خارج از کشور باعث شده که مسائل کارگری ایران بهعرصههای بینالمللی نیز کشیده شود. *** علیرغم تحولات و دگرگونیهای «کمّیِ» فوقالذکر، در پرتو نگاهی تحلیلی و عمیق میتوان چنین ابراز نظر نمود که اعتراضات و مبارزات کارگری بهلحاظ رشد «کیفیْ» حرکت چشمگیری نداشته و فاقد دستآورد قابل تبادلی برای کارگران و جامعه بوده است. این عدم رشد کیفی در شاخصهای زیر قابل بیان است. 1ـ کاهش دستمزدِ واقعی و افزایش بیکاری: گرچه در سال گذشته رقم اسمیِ دستمزدها به 122 هزار و 595 تومان رسید و بهطور رسمی 15 درصد افزایش داشت، اما این رقم با احتساب نرخ تورم 25 درصدی بهمعنای 10 درصد کاهش میباشد. بههرروی، با احتساب نرخ برابری ریال با دلار، و با این فرضِ غلط که خدمات لازمه برای یک زندگیِ کارگری بدون تغییر مانده باشد، بهطور سرانگشتی میتوان چنین نتیجه گرفت که اگر حداقل حقوق ماهانه به 270 هزار تومان میرسید، تازه در محدودهی سال 58 درجا زده بود. نتیجتاً کاهش دستمزد واقعی یکی از معضلات اساسیِ کارگران استکه در سال گذشته نیز همچنان روبهکاهش بوده است. ازطرف دیگر، نرخ بیکاری افزایش داشته و قراردادهای موقت نیز فزونی گرفته است. بنابراین، در سال گذشته کمیت وسیعتری بهزیر خط فقر رانده شدهاند و تعداد کودکان کار و خیابان نیز افزونتر گردیده است. پیامدی که این قبیل فاکتورها بهدنبال داشته، گسترشِ نقش دلالی و درآمدهای غیرمولد در زندگی فروشندگان نیرویکار بوده است. افزایش نقش درآمدهای غیرمولد [دلالی، بهرهی پول، اجاره دادن بخشی از منزل شخصی، سرمایهگذاری خُرد و مانند آن] در زندگی کارگران بهنوبهی خود سقوطِ ناگزیرِ ارزشهای اخلاقی و پرنسیپهای انقلابیـانسانی را در پی دارد که نتیحهی مستقماش عدم اعتماد رفیقانه و سازمانناپذیری است. در تأیید این مسئله، همهی آمارها نشانگر این استکه تن فروشی ابعاد گستردهتری یافته، اعتیاد وسعت گرفته، فروپاشی خانواده وسیعتر شده، نابسامانیِ جوانان شتابنده بوده و بهطورکلی تبادلات انسانی بهگونهای هولانگیز سقوط کرده و «زندگی» بیارزشتر شده است. لازم بهتوضیح است که گرچه وقوع این پارامترها زمینهی اقتصادی دارد، اما تبیین صرفِ اقتصادی آنها نیز ناکافی است. 2ـ پتانسل مبارزات کارگری: وضعیت مبارزات کارگری منهای چند مورد استثنائی ـحتیـ دفاعیتر هم شده است. حقیقت این استکه در شرایط کنونیِ جامعه ایران درصد بسیار ناچیری از فروشندگان نیرویکار تماماًً از طریق دریافت دستمزد گذران میکنند. بدینمعنیکه طبقهکارگر ایران چنان بهدرآمدهای غیرکارگری وابسته استکه بهطور خود بهخودی (یعنی بدون دخالتگری آگاهانه و برنامهریزی شده و آموزشی) توان مبارزهی تهاجمی ندارد. این ضرورتی استکه بهواسطهی رشد کمّی مبارزات کارگری (از یک طرف)؛ و رقابتِ گروهها در کنترلِ این مبارزات (ازطرف دیگر) ـحتیـ بیبهاتر نیز شده است. بدینمعنیکه جریانات و گروههائی که ادعای سوسیالیستی دارند، دررابطه با ذاتِ مبارزاتی طبقهکارگر یک گام بهعقب نیز برداشتهاند و بهمسائلی میپردازند که هیچگونه کنشِ استراتژیکی را درپی ندارد. طرح مسئلهی «گرایشات» در درون جنبش کارگری یکی از نمونههای بارز این عقبگرد است. 3ـ خاصهی پراتیک تشکلهای کارگری: گرچه سه نهاد «کمیته پیگیری»، «کمیته هماهنگی» و «سندیکای شرکت واحد» تشکیل شده و این میتواند نشانگرِ آعازِ سازمانیابی فروشندگان نیرویکار برعلیه صاحبان سرمایه و «سرمایه» درکلیت خویش باشد؛ اما بهجز سندیکای شرکت واحد، دو نهادِ دیگر بیشاز اینکه بهامر سازمانیابیِ مبارزات کارگری پرداخته باشند، عمدتاً درگیرِ مسائلِ مختلف گروهیـسیاسی بودهاند که اگر بههمین شکل پیش بروند ـدر فروپاشی خودـ بهعامل تخریبکنندهای تبدیل خواهند شد. بههرروی، هنوز هیچیک از این دو نهاد بهعاملی تأثیرگذار در راستای سازمانیابیِ مبارزات کارگری تبدیل نشده و جز بحث و گفتگو دستآورد دیگری را بهتبادل درنیاوردهاند. ازطرف دیگر، سندیکای شرکت واحد نهادی استکه از بحث و گفتگو عبور کرده و ازطریق تشکیل مجمع عمومی، حدود 8000 کارگر را متشکل کرده است؛ اما همین تشکل پایهای و کارگری بیشتر فورمال عمل میکند تا بهطور واقعی تأثیرگذار باشد. برای مثال: تعدادی از اعضای 17 نفرهی هیئت مدیره سندیکا (گویا 6 یا 7 نفر) هنوز اخراجی هستند و میبایست از طریق همیاریهای کارگری گذران کنند تا دوباره با فشارهای کارگری بهکار برگردند. در این مورد مشخص، سادهترین همیاریِ کارگری عبارت است از: پرداختِ ماهانه 250 تومان از طرف 8000 کارگرِ متشکل، که بهمبلغی درحدود 1200000 تومان بالغ میشود و بههریک از اخراجیها ماهانه حدود 200000 تومان میرسد. اما سندیکای شرکت واحد بهجای این عملِ سازماندهنده، مبادرت بهکمپین بینالمللی کرده و بدینطریق بهجای تأکید بر «دینامیزم درونی» به«مکانیزمهای تسریعکنندهی بیرونی» روآورده است. بههرروی، اگر کارگران متشکل شوند و آمادگیِ پرداخت حداقل تاوانهای لازم را نداشته باشند، این تشکلها بیشتر فورمال عمل میکنند و بهبوروکراتیزم میچرخند تا در عرصهی پراتیکْ بهقدرتی دربرابر سرمایهداران و «سرمایه» تبدیل شوند. لازم بهتوضیح استکه گردآوری کمک مالی از فعالین و هواداران جنبش کارگری که در خارج از کشور زندگی میکنند، هیچگونه عیب و ایرادی ندارد؛ اما در این مورد مشخص بهیک کمپین بینالمللی نیاز چندانی نیست. در واقع، چنین کمپینهائی را باید گذاشت برای موارد حادتری که از عهدهی فعالین داخلی برنمیآید. 4ـ ارتباط با خارج از کشور: گرچه گسترش ارتباط با فعالین خارج از کشور، میتواند گامی در راستای وحدت نظریـعملی، گسترش ارتباطات بینالمللی و انترناسیونالیزم کارگری باشد؛ اما چنانچه این ارتباط از پسِ گسترش ارتباطات داخلی و شکلگیریِ تشکلهای پایهای و پراتیک شکل نگرفته باشد، خطر وابستگی و تابعیتِ نظری را درپی خواهد داشت که بههرصورت مخرب است. برای مثال: بحث گرایشهای درون مبارزات کارگری را در نظر بگیریم. تقریباً همهی جریانات و گروههای خارج از کشور بدین باوراند که مبارزات کارگری در ایران حاملِ گرایشات گوناگونی است؛ و هریک از این گروهها بنا بهدریافت خود، یکی از این گرایشات مفروض را پشتیبانی میکند و درصدد تقویت آن است. اما حقیقت این استکه فروشندگان نیرویکار در ایران آنچنان پراکنده، سردرگم و مستأصل هستند که فرصتی برای تحقق، دریافت و بیان گرایشهای گوناگون خویش ندارند. بهبیان دیگر، منهای پارهای از اشخاص (که هنوز منتخب تشکلهای فراگیر و بههم پیوستهی کارگری نیستند)، تودههای طبقهکارگر ایران در کلیت خویش ـجز گرایش بهنان و سرپناهـ فاقد هرگونه گرایش اجتماعی ویا سیاسیِ معین، متشکل و تئوریزه شدهی دیگری است. با این وجود، بحث و جدلِ گرایشها در خارج از کشور چنان داغ است که تأثیر چشمگیری بر ارتباط با داخل نیز گذاشته است. بهطورکلی، با نگاهی پراتیک و اندکی تأمل در مورد مسئلهی گرایشات، میتوان چنین نتیجه گرفت که این بحث ـاساساًـ خارج از کشوری و گروهگرایانه است؛ یعنی موضوعیت خویش را نه از تبادلاتِ عینیِ مبارزهی تودههای طبقهکارگر، که از ذهن و کتاب و مقولات پیشینی بهعاریت گرفته است. چراکه علیرغم توافقِ ناگفتهی اغلب جریانات در مورد «وجود گرایشات»، هنوز در این مورد یک سندِ تحلیلی، معتبر و پذیرفته شده وجود ندارد. منظور از سند تحلیلی و معتبر، نوشتهای استکه از قیاس و مقایسه فراتر رفته، و چرائی و چگونگیِ گرایشات مختلف درون جنبش کارگری را براساس روابط و مناسبات تولید مورد بررسی قرار داده باشد. بههرروی، ازآنجاکه بحث و مقولهی «گرایشات» هنوز در درون مبارزهی تودههای کارگر ریشه ندارد و موضوعِ عاجل سازمانیابی تودههای طبقهکارگر نیز نیست؛ ازاینرو، بیم این میرود که گسترشِ اینچنینیِ ارتباط «داخل» و «خارج» بهعاملِ کُندکنندهای تبدیل شود. 5ـ تبادل اندیشه، تفاهم و احترام رفیقانه: یکی از خاصههای کیفی گسترشِ مبارزات کارگری، ایجاد زمینهی تبادل اندیشهی پویشگر، تفاهمِ گروهی، مناسبات رفیقانه و احترام متقابل در مناسبات کارگری و کلیت جامعه است؛ درصورتیکه جامعهی ایران علیرغمِ ازسرگذراندن تحولاتِ کمّیِ چشمگیر در این زمینه، بهلحاظ تغییرات کیفیِ مناسب ـحتیـ عقبگرد نیز داشته است. گذشته از افزایش جُرم و جنایت ازسوی همهی جناحـباندهای حاکم، اخبار و آمارها نشان میدهد که این مسئله در میان تهیدستان و حاشیهنشینان نیز افزونتر شده است. بدینمعنیکه گسترش کمّی مبارزات کارگری هنوز بهنقطهی امیدافزائی تبدیل نشده که خودستیزی را بهدگرستیزیِ مبارزاتی فرابرویاند. ازطرف دیگر، علیرغم افزایش کمّی مبارزهجوئیِ کارگران و همچنین پیدایش و ایجاد نهادهای کارگری و مستقل از دولت (که طی 25 سال گذشته امکان و توان بروز نداشتند)، بهواسطهی افزایش قراردادهای موقت، رقابت در درون شبکهی تبادلات کارگری نیز شدت گرفته است. آشکار استکه شدتیابیِ رقابتهای کارگری تنها بهعرصهی اقتصادی و فروش نیرویکار محدود نمیماند و عرصهی تبادلات اجتماعی و حرمتهای انسانی را نیز بهسایه میکشاند. گرچه این مسئله در روزنامهها و اخبار رسمی منعکس نمیشود، اما در تماسهای جسته و گریخته با کارگران (اعم از زن و مرد و پیر و جوان) و بهدرد دلهای آنها گوش دادن، بهبرجستگی نمایان میشود. گذشته از همهی اینها، میبایست بههمین چند ماه پیش اشاره کرد که سروصدای «کمیته پیگیری» بلند شده بود. پارهای از گروهها و اشخاص، در قالب «نقد» چنان دست بهسلاحِ کلام بردند که گوئی مستقیماً صفوف ضدانقلاب را نشانه رفتهاند. دانه نشانِ خروار را برپیشانی دارد؛ اگر افزایش کمّی مبارزات کارگری حوزهی کیفیای را گشوده بود، نتیجهی اجتماعیاش در زمینهی تبادل اندیشه و مناسبات رفیقانه ـحداقل در خارج از کشورـ اینچنین نمیبود که دیدیم. نمونهی دیگرِ این مسئله را همین چند هفته پیش شاهد بودیم. در جلسهی پالتاکیای که [چهارم اوت] بهمنظور گردآوری کمک مالی برای سندیکای شرکت واحد در اتاق «اتحاد سوسیالیستها» برگزار شد، بهجز تعدادی از اعضای هیئت مدیرهی سندیکای شرکت واحد، آقایان ثقفی و فرجالهی (از کمیته پیگیری) و آقای صالحی (از کمیته هماهنگی) نیز شرکت داشتند. آنچهکه در این جلسه بهتبادل گذاشته شد [البته نه در وجه کلام و گفتگو، بلکه از زاویه احساس و محبتِ رفیقانه و همچنین تبادل و تأثیرپذیریِ اندیشه]، در سه نکته قابل تصویر است: یک) برخوردِ نمایندگان هرسه جریان کارگری با یکدیگر غریبه و سرد و دیپلماتیک بود؛ دو) هیچیک از سه جریان بهلحاظ اندیشه از یکدیگر نه تنها تأثیر نگرفتند، بلکه بهحرفهای طرفهای مقابل گوش هم نکردند؛ سه) هرچه نمایندگان سندیکای شرکت واحد از سادگی و مسائل ابتدائی کارگری حرف زدند، نمایندهی «کمیته هماهنگی» از مبارزهی طبقاتی و اینکه هرحرکت سادهی کارگری ذاتاً ضدسرمایداری است، سخن بهمیان آورد. ظاهر چنین برخوردهائی از رایکالیزم و جدیت مبارزاتی حکایت میکند، اما اگر اندکی از سطح بهعمق حرکت کنیم، با یک سوسیالیزم خشن و تحقیرکننده مواجه میشویم که بهوسطهی ناباروریِ حرمتآفرینش توان ایجاد شبکهی نوینی از تبادلاتِ ارزشآفرین را ندارد. بههرروی، در مقابل کارگرانیکه با هزار «اما» و «اگر» و برروی پاهای نگران و هراسزده تشکلی را سامان دادهاند، دائم از مبارزهی ضدسرمایهداری سخن گفتن بیش از اینکه تبلیغی باشد، تخریبی است؛ خصوصاً در جائی که این جلسه بهطور علنی و در برابر همهی گوشها برگزار میشود. *** نتیجهای که از مقایسهی وجوه کمّی و کیفیِ مبارزات کارگری در ایران (طی یک سال گدشته) میتوان گرفت، بهطور خلاصه بدینقرار است: 1ـ این مبارزات بهلحاظ کمّی بهطور همهجانبهای رشد داشته است. با وجود این، پراکندگی، بیباوری بهراهکارهای سوسیالیستی و سازمان ناپذیری ـهنوزـ یکی از شاخصهای زندگی فروشندگان نیروی کار در ایران است. 2ـ رشدِ کمّیِ مبارزات کارگری بهدلیل اینکه «ارگانیک» نبوده و با مکانیزمهای تخریبکنندهی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی [یعنی: گسترش قراردادهای موقت و بیکارسازیها، شیوع دلالی و شدتیابیِ شرایط پلیسی] مواجه بوده است، بهلحاظ کیفی و رشدِ تبادلات انسانی و انقلابی ـحتیـ عقبگرد نیز داشته است. 3ـ رشدِ کمّیِ مبارزات کارگری بدون اینکه همزمان دستآوردهای کیفی نیز داشته باشد، زمینهای را فراهم میکند که هژمونیِ این مبارزات بهدست یکی از جناحـباندهای قدرت یا بهدست بورژواهای خارج از قدرت بیفتد. این خطری است که با کوبیدن برطبل «گرایشات» نه تنها از بین نمیرود، بلکه شدت نیز مییابد. 4ـ شرایط اقتصادی ایران بهگونهای استکه مبارزهی خودبهخودیِ کارگران امکان فرارفت کیفیِ چندانی ندارد؛ از اینرو، ضروری استکه بهطور آگاهانه و با حفظ حرمتهای انسانی و بهگونهای رفیقانه، مبارزات روزانهی کارگران را با «دانش مبارزهی طبقاتی» پیوند بزنیم. این مسئلهای استکه جریانات و گروههایِ مدعیِ کمونیزم، هیچگونه تجربه و طرحی در مورد آن ندارند، و شبکهی تبادلاتیشان گنجایش چنین پراتیک پیچیدهای را ندارد. بنابرابن، یا جریانات و گروههای مدعی کمونیزمْ در یک خانه تکانیِ اساسی چنین ظرفیتی را ایجاد میکنند ویا در این دوره سرنوشت مبارزات کارگری را بهبورژوازی میسپارند. 5ـ گرچه مبارزات کارگری مجموعاً با اُفت کیفی همراه بوده است، معهذا رشدِ کمّیِ این مبارزات و مطرح شدن مسائل کارگری در عرصهی جامعه امکانِ کارِ آموزشِ «دانش مبارزه طبقاتی» را در بخشهائی از طبقه فراهمتر کرده است. طبیعی استکه آموزش «دانش مبارزه طبقاتی» میبایست در راستای سازمانیابی سوسیالیستی پیکرتراشی گردد و در پیوند با مبارزات عمومیِ کارگران بهتبادل گذاشته شود؛ وگرنه بهآکادمیزم میانجامد و بهضد خویش تبدیل میگردد. *** هرشخص یا گروهی که بهنسبتهای برابر خود نگاه میکند، ضمنِ گونهای تحقیق در خاصههای کمیـکیفیِ آن نسبت یا برابرایستا، این خاصهها را از موقع و موضعِ خویش نیز مینگرد. بدینمعنیکه حاصلِ تحقیق در نسبتهای برابرِ آدمی، ضمناً حاویِ دیدگاهها و زاویه نگرش محقق نیز میباشد. بهعبارت دیگر، هرشخص و گروهیکه بهمسائل کارگری میپردازد و خودرا در جانب کارگران قرار میدهد، ناگزیر از «ظن» و دریافت خویش استکه چنین میکند. این مسئله نه غیراخلاقی است و نه مذموم؛ چراکه ذاتیِ رابطهی عین و ذهن است و گریزی از آن نیست. بااین وجود، هرگروهیکه بهکارگران نزدیک میشود و در جانب آنها قرار میگیرد، بهعنوان هویتی مستقل، نمیتواند و نباید که بتواند در شبکهی مناسبات کارگری بهانحلال کشیده شود. بنابرابن، هرشخص و گروهی که بههردلیلی (ازجمله تبعید یا مناسبات غیرکارگری) در فعلیتِ مناسبات کارگری حضور مستقیم ندارد، نسبت بهکارگرانْ بیرونی محسوب میشود؛ و در این رابطه خویشتن را نیز بهتبیین و استدلال میکشاند و ناخواسته نوعی دوگانگی را میسازد. چارهی رفع این دوگانگی چیست؟ بهباور من تنها چارهی ممکنْ ایجاد شبکهای از تبادلات آموزشی و مبارزاتی استکه «خویشتن اندیشیِ» کارگران را هدفمند باشد؛ وگرنه این دوپارگی میتواند تا هزار سال دوام و بقا داشته باشد. بههرروی، رادیکالیزم کارگریـسوسیالیستی معنای دیگری جز تشدید پروسهی «خودآگاهی» طبقهکارگر ندارد. اغلبِ قریب بهاتفاقِ افراد و گروههای مختلفْ تحرکات کارگری را در سال گذشته «اعتلائی» برآورد میکنند. این برآوردها نه تنها با واقعیت همخوانی ندارد، بلکه در بسیاری از موارد نشانِ پاسیفیزم را برپیشانی نیز دارد. حقیقت این استکه طبقهکارگر ـمجموعاًـ آبروئی کسب کرده و بهاعتبار نسبیای دست یافته است. این را باید دریافت و موضوع کارِ انقلابی قرار داد؛ چراکه این چرخه میتواند در جهت عکس نیز بهحرکت درآید. 15 اوت 2005 ـ لاهه
|