|
جنبشِ طبقهي كارگر ايران، در سالي كه گذشت
|
|
|
آرش
|
|
صفحه 6 از 11
عدم موفقيت، درعقب راندن تعرضات كارفرمايان
جليل محمودي
شايد بتوان در عبارت زير ماحاصل فعاليت هاي كارگري را – طي يك سال اخير ـ ترسيم كرد. در اين يك سال (يعني از شهريور 1383 تا شهريور 1384) تلاش، پشتكار و جوش و خروش پيكارجويانه كارگران در عرصه ابجاد تشكل و همبستگي كارگري و نيز در حيطه فعاليت هاي فرهنگي ثمربخش بوده است، و كارگران در اين ميدانها دستاورد داشتهاند. اما عليرغم وجود اعتراضات متعدد و فراوان، كارزار كارگران در بهبود بخشيدن به شرايط زيست و كار و عقب راندن تعرضات بي شمار كارفرمايان و دولت موفقيت آميز نبوده است. ابتدا اشاره ي كوتاهي به دستاوردهاي كارگران مي كنم و سپس به واقعيت هاي عينيٍ اقتصادي ـ اجتماعي اي توجه خواهيم داشت كه باعث تنزل سطح مطالبات كارگران شده اند. در عرصه همبستگي كارگري: كم كم در اوج آمد پچ پچِِ خفته! فعالين كارگري در خارج از محيط كار ضمن تماس با يك ديگر، آموزه ها و نيازهاي مشتركشان را با هم زمزمه كردند؛ آنها را مرور كردند. ارتباطات نامحسوس را علني كردند. آن گاه مشتركا تصميم گرفتند براي شكستن بن بست ايجاد “تشكلات آزاد و مستقل كارگري“ همكاري كنند. هم گام و هماهنگ شوند. ماحاصل اين تلاش ها ايجاد دو كميته، يكي “كميته پيگيري ايجاد تشكلات كارگري“ و دومي “كميته هماهنگي براي ايجاد تشكل كارگري“ بود. ايجاد اين كميته ها، بحث و گفتگوها و محفل ها و جمع هاي زيادي را برانگيخت. شور همبستگي زاده شد. بحث هاي شمرده و حساب شده يا پر حرارت و آتشيني در مورد تشكلات كارگري و ويژه گي هاي آنها مطرح شد. در سطح فرهنگي، فعاليت ها اثربخش تر بود. بحث در باره حق تشكل، حق اعتصاب، حقوق كار، بيكاري روزافزون، نبود امنيت شغلي و ارتباط ميان كارگران با روشنفكران و دانشجويان داغ بود. فعاليت اين كميته ها و هم چنين هيات موسسان سنديكاهاي كارگري ايران كه حدود 4 سال پيش تاسيس شده است، به نوبه خود توجه بخشي از افكار عمومي را جلب نمود. كارگران امسال مراسم اول ماه مه را پرشكوه تر از هر سال برگزار كردند. مراسم مستقل كارگري نه تنها در تهران بلكه در شهرستان هاي مختلف نيز بر پا شد. در شهر سنندج كارگران در خيابان ها با شعار“كارگران جهان متحد شويد!“ راهپيمايي كردند و افتخار و هيجان آفريدند. در تهران برخي از مراسم كارگري با سرود انترناسيونال آغاز و پايان يافت. در مراسم مختلف سخنراني ها، گل افشان شد. مشكلات و مصايب كارگري مطرح گرديد. مطالبات و قطعنامه هاي كارگري طرح گشت. امسال به گونه ي محسوسي، بخش هايي از دانشجويان نيز در مراسم اول مه حضور و دخالت داشتند. آن ها حمايت خود را از خواسته هاي كارگران به ويژه ايجاد تشكلات مستقل كارگري در اطلاعيه ها و يا نشريات دانشجويي بيان كردند.اين خود ثمر كار فرهنگي و تماس فعالين كارگري با دانشجويان است. اما مهم ترين پيشروي طبقه كارگر ايران در سال گذشته در شركت واحد تهران رخ داد. طبقه كارگر در پرتو مبارزات آگاهانه خود “سنديكاي مستقل كاركنان شركت اتوبوس راني تهران و حومه“ را بازگشايي كرد. هزاران كارگر و شاغل شركت واحد، در تاريخ 13 خردادماه 1384، در محل استقرار سنديكاي نانوايان واقع در ميدان حسن آباد تهران، گرد آمدند، مجمع عمومي بر پا كردند و 28 نفر را به عنوان اعضاي اصلي و علي البدل هيات مديره. و 5 نفر را به عنوان بازرس و علي البدل بازرس انتخاب نمودند. تشكيلات مستقل كاركنان با عزم راسخ كارگران، موجوديت خود را به دستگاه مديريت شركت واحد، خانه كارگر و سرانجام دولت جمهوري اسلامي تحميل كرد. اين حركت شكوهمند اگر بر پايه درك صحيح از قانونمندي هاي مبارزه طبقاتي قرار نداشت، قطعا قادر نبود در مقابل توطئه هاي حساب شده و نظام مند باند خانه كارگر و مديريت قوام يابد و در نطفه خفه مي گشت. پديداري اين تشكل مي تواند به عنوان يك الگوي زنده، پيشاروي ساير بخش هاي كارگري قرار گيرد. لازم به ذكر است كه مديريت شركت واحد بلافاصله، 17 نفر از منتخبين كارگران را اخراج كرد. اكنون سنديكاي شركت واحد براي صيانت از هستي و پيشبرد فعاليت هاي خود و نيز تامين زندگي فعالين اخراجي نياز عاجل به كمك هاي مالي دارد. براي اطلاع بيشتر در اين باره يه سايت اينترنتي شركت واحد به آدرس WWW.syndicavahed.org رجوع كنيد. حمايت چشم گير بين المللي از كارگران ايران: در اين عرصه همكاري تنگاتنگ و هماهنگي ميان فعالين ايراني در خارج از كشور و فعالين كارگري در ايران شايان توجه بود. بر اثر تلاش هاي تحسين برانگيز فعالين ايراني در خارج از كشور، شمار بسياري از اتحاديه ها و نيز تشكلات بين المللي كارگري از كارگران ايران پشتيباني كردند. اين كارزار رژيم جمهوري اسلامي را در سركوب عريان كارگران قدري محتاط نموده است و اين تا حدودي مجال نفس كشيدن را براي فعالين كارگري فراهم آورده است. و اما در مورد حركات اعتراضي در سطح كارخانه ها! طي يك سال گذشته صدها حركت اعتراضي(1) با سطوح مختلف سازماندهي در واحدهاي توليدي و خدماتي پديد آمده است. بنابر اين به لحاظ كمي تحركات كارگري چشمگير بوده اند. كميت حركات كارگري نشانگر نارضايتي ريشه دار و بنيادي كارگران است. اين وضعيت به اين رشته توليدي و يا آن شاخه خدماتي محدود نمي شود، و حالت سراسري دارد. كارگران از شكاف هاي طبقاتي، بي حقوقي و وفور تبعيضات در محيط كار رنج مي برند و در مقابل آن ها واكنش نشان مي دهند. اما در عين حال مبارزات كارگري با تنگناهاي متعدد سياسي، حقوقي،اقتصادي و اجتماعي رو به رو است. اكثريت كارگران نيمه گرسنه و دست به دهان زندگي مي كنند و از ابتدايي ترين حقوق خود محرومند. همين محروميت در شرايط وجود بيكاري گسترده و هراس از اخراج و تعطيل شدن كارخانه، شرايط را براي تعرضات لجام گسيخته و پي در پي سرمايه و دولت به نان به خور و نمير آن ها آسان تر كرده است. حضور دائمي و پيوسته اين واقعيت عيني ـيعني آزاد بودن سرمايه در تجاوز پيوسته به سطح زندگي كارگرـ فشارهاي طاقت فرسايي را بر سطح مطالبات كارگران وارد كرده است. اين به نوبه خود كيفيت مبارزاتي و سقف خواسته هاي عام آن ها را تنزل داده است. اشاره به برخي از عواملي كه سبب پايين آمدن سطح مبارزات مطالباتي كارگران شده، باعث روشن شدن مطلب مي شود: 1ـ بيكاري ميليوني: طبق آمار رسمي در ايران 4 ميليون نفر بيكارند. به قول زنده ياد احمد شاملو شاعر بزرگ، 3 نوع دروغ وجود دارد. دروغ كوچك، دروغ بزرگ و آمار! آمار رسمي بيكاران ايران، از جمله اين قبيل دروغ هاست. رمضان لطفي ـ رئيس فرهنگ سراي كارـ در گفتگويي با خبرگزاري ايلنا اين دروغ را فاش ساخته، مي گويد: تعداد بيكاران ايران نه 4 ميليون بلكه بيش از 10 ميليون نفر است. بنابه اظهارات همين مقام دولتي، اكنون پس از گذشت 27 سال از روي كار آمدن جمهوري اسلامي هنوز مشخص نيست، كدام نهاد يا وزارت خانه متولي اشتغال است و بيكاران بايد از چه نهادي كار مطالبه كنند. 2ـ كارگران موقت: قراردادهاي موقت كار در زماني كه كمالي وزير كار بود، طي بخش نامه اي در تاريخ 15 اسفند 1373 رسميت يافت. با اجراي اين بخش نامه؛ اولا نيروي كار براي كارفرمايان ارزان تر گشته است، ثانيا موقعيت كارگران براي كسب حقوق شان به مراتب نا مساعدتر شده است، ثالثا شركت هاي برده داري موسوم به شركت هاي پيماني مانند علف هرز در همه جا سر برآورده اند و با بي رحمي كارگران را استثمار مي كنند. دست اين شركت ها باز است تا در برابر كوچك ترين اعتراضي، كارگران را در گرداب بيكاري رها سازند. ما اكنون شاهد رشد روزاقزون تعداد كارگران موقت هستيم. در اساس امروز كارگران رسمي نسبت به كارگران موقت در اقليت قرار دارند. به گزارش خبرگزاري ايلنا رجبعلي شهسواري ـ رئيس اتحاديه دولتي كارگران موقت- گفت: “هم اكنون 60 درصد كارگران كشور را نيروهاي قراردادي تشكيل مي دهند كه بيش از 40 درصد آنان نيز در شركت هاي پيماني مشغول به كار مي باشند.“ او در ادامه خاطر نشان كرد: “ ...انتظار مي رود كه در آينده اي نزديك و در سايه سياست موجود، ديگر هيچ كارگر رسمي در كشور باقي نماند.“ مشکل بزرگي که کارگران در موقعيت کنوني با آن روبه رو هستند ، وجود انبوه کارگران موقت و قراردادهاي موقت کار است ، بر اين اساس کارفرمايان به راحتي قادرند قرارداد ِ کارگر فعال را لغو و وي را اخراج نمايند. بديهي است که در يک چنين توازن قوايي، کارفرمايان همه چيز را مطلقا" تعيين خواهند کرد و ابتدا به ساکن هر قدم جدئي که کارگران براي كسب حقوق شان بردارند، بلافاصله آن را با حربه اخراج پاسخ خواهند داد. يكي از موانع تشكل يابي كارگران نيز وجود اين مشكل بزرگ است. خصوصي سازي و اخراج ها: خصوصي سازي از سال 1370 به گونه جدي از سوي دولت آغاز شد. اكنون بسياري از واحدهاي بزرگ و استراتزيک توليدي به سرمايه داران بخش خصوصي که اکثرا" از وابستگان رژيم و نيز دست اندرکاران دولتي هستند، واگذار شده است. دولت خاتمي در سال 1380 سازمان خصوصي سازي را تأسيس کرد که تا سال گذشته 120 ميليارد تومان سهام کارخانجات و مؤسسات، از جمله سهام نورد اهواز، مجموعه کارخانجات شرکت مخابرات ايران، پارس الکتريک، پمپ سازي ايران، صنايع هوايي ايران و واگن پارس را واگذار نموده است. هم اينک نيز درصدد فروش پولاد مبارکه، ماشين سازي تبريز و ذوب آهن اصفهان است. به علاوه هدايت آقايي معاون معدني وزير صنايع و معادن در گفتگو با ايسنا واگذاري معادن بزرگ را نيز به بخش خصوصي اعلام كرد. وي تصريح نمود كه معادن بزرگ مانند مس سرچشمه، روي انگوران و معادن بزرگ مس، سنگ آهن و زغال سنگ كرمان قابل واگذاري اند. هم چنين در صنايع نفت نيز واگذاري ها آغاز شده اند. طي ده سال اخير به موازات خصوصي سازي ها اخراج کارگران سير صعودي داشته است. نا امني شغلي در محيط هاي كار سايه گسترده است. بنا به آمار، طي اين مدت 5/1 ميليون کارگر به خيابان ها پرتاب شده اند و يا لااقل شغل خود را به عنوان کارگر رسمي از دست داده و تحت عنوان کارگر موقت به کار واداشته شده اند. بر اساس اطلاعات ارائه شده از سوي وزارت كار رژيم تنها در سال 1383، 93770 كارگر بيكار شده اند. عدم پرداخت حق بيمه توسط كارفرمايان: تنها در سطح تهران بزرگ صدها هزار كارگر بيمه نيستند. در اين باره مجيد روزي فراخ ـمدير كل تامين اجتماعي تهران بزرگ ـ گفت: به جز كارگران فصلي در سطح تهران بزرگ، بيش از 450 هزار كارگر ديگر نيز از خدمات بيمه اي محرومند و كارفرمايان از بيمه نمودن آن ها خودداري مي كنند. اعتراضات کارگري در شرايط فقدان تشکلات کارگري، نبود امنيت شغلي، بيکاري گسترده، اخراج هاي پيوسته، افزايش پرشتاب تعداد کارگران موقت، گسترش خصوصي سازي و معيارهاي نئوليبرالي، و بالاخره تعرض وسيع و هماهنگ ايدئولوژيک - سياسي مدافعان نظام سرمايه، جنبه کاملا" دفاعي به خود گرفته است. بدين ترتيب غالب مبارزات کارگران براي پرداخت دستمزدها معوقه، لغو قراردادهاي موقت کار، جلوگيري از اخراج ها و تعطيل کارخانه ها صورت گرفته است. ما با جنبشي روبه رو هستيم که از سطح سازمان دهي و همبستگي مناسب به دليل نبود تشکلات کارگري برخوردار نيست. امروز صدها اعتراض و مبارزه کارگري با خون دل سازماندهي مي شوند، ولي عدم دسترسي کارگران به تشکل هاي خود ويژه و مستقل خودشان باعث پراکندگي اعتراضات کارگري شده است و اين مبارزات متأسفانه تغييري اساسي در وضعيت کارگران در رويارويي با طبقه سرمايه دار و دولت ايجاد نکرده اند. در اين باره ناتواني كارگران براي افزايش ساختاري دستمزدها روشنگر است. اكنون حداقل دستمزد روزانه 4086 تومان و 4 ريال تعيين شده است که به صورت ماهيانه مي شود 122 هزار و 592 تومان ! اين در حالي است که خط فقر نسبي در تهران بين 220 تا 240 هزار تومان اعلام شده است و در شهرهاي بزرگي مانند شيراز، مشهد و اصفهان معادل 180 تا 200 هزار تومان است. اين ميزان دستمزد ناچيز و بخور و نمير، دليل موجه اي بود براي يك مبارزه سراسري. با وجود اين كه عموم كارگران از اين دريافتي ناچيز به شدت ناراضي هستند، ولي مجموعه عواملي كه فوقا به آن ها اشاره شد، امكان مبارزه مستقل سراسري و قاطعانه براي افزايش ساختاري دستمزدها را از آن ها گرفته است. و اما در مورد قسمت دوم سوال شما يعني ارزيابي از نظرات متفاوت؛ براي دادن پاسخ دقيقي به اين سوال، لازم است بسياري از موضوعات نظري و موضع گيري هاي مرتبط با آن مورد ملاحظه قرار گيرند و در جزئيات تشريح گردند. ترسيم چنين موضوع پيچيده اي در اين محدوده امكان پذير نيست. با وجود اين، براي اين كه سوال شما بي پاسخ نماند، به ذكر كليات برخي تفاوت ها بسنده مي كنم. 1ـ طبعا در ميان كارگران گرايشات فكري و عقايد گوناگوني وجود دارد. بر اين اساس تشكيلاتي كه قرار است توده وسيعي از كارگران را متحد كند، بايد به اين مهم توجه شايسته نشان دهد. تحمل كردن و پذيرش وجود نظرات مختلف عقيدتي ـسياسي و راه حل ها و پيشنهادات گوناگون و در عين حال ايجاد بستر سالم براي مبارزه نظري ميان اين گرايشات باعث شادابي تشكل كارگري مي شود. ممكن است درون تشكيلات گرايشات موجود، فراكسيون ايجاد كنند. در اين صورت نقطه نظرات و پيشنهادهاي فراكسيون ها، پس از بحث اقناعي، به راي اعضاء گذاشته خواهد شد و در صورتي كه مورد قبول اكثريت اعضاء قرار گيرند، به عنوان خط مشي آن تشكيلات پذيرفته خواهند شد. يكي از ملاك هاي استقلال و آزادي در تشكلات كارگري راي بي واسطه و مستقيم كارگران عضو آن تشكيلات است. اما در ميان فعالينِ عرصه ايجاد تشكلات كارگري هستند كساني كه وجود گرايشات مختلف را نمي پذيرند، روي اصول و معيارهاي خود ويژه مورد قبول خويش پافشاري مي كنند و اتحاد با ساير گرايشات كارگري را مضر و سازش كارانه ارزيابي مي كنند. 2ـ در مورد استقلال تشكلات كارگري نيز نظرات گوناگوني وجود دارد. الف) عده اي ـكه شمار آن ها اندك است ـ علنا استقلال تشكلات كارگري را منفي تلقي مي كنند. به آن با شك و ترديد مي نگرند و بر اين گمان هستند كه اساسا منظور از استقلال تشكلات كارگري، مستقل و جدا كردن آن ها از احزاب چپ و پيشبرد سازش طبقاتي است. ب) نظر ديگري از استقلال تشكلات كارگري صحبت مي كند، ولي منظور خود را از استقلال، صرفا مستقل بودن از دولت بازگو مي كند. تعدادي از پيروان اين نظر، تبصره اي هم به عبارت بالا اضافه مي كنند. آن ها مي گويند، اگر دولت كارگري تشكيل شود، ديگر استقلال تشكلات كارگري از دولت نيز قابل دفاع نيست و خطاست. ج) عده اي با پيگيري بيشتري از استقلال تشكلات كارگري سخن مي گويند و خواهان استقلال آن ها از دولت و كارفرمايان هستند. د) و شماري نيز خواهان استقلال همه جانبه تشكلات كارگري چه از دولت، چه كارفرمايان و چه احزاب مختلف هستند. اين عقيده بر آن است كه تشكلات كارگري به لحاظ سياسي بايد كاملا مستقل باشند. آن ها بايد مختار باشند هر خط مشي و سياستي را كه از طريق نشست هاي رسمي و كنگره هاي خود تعيين مي كنند، آزادانه پيش ببرند. 3ـ در مورد دخالت كارگران در عرصه سياست نيز نظرات مختلف است. به طور كلي ديدگاهي در مورد اتحاديه هاي كارگري رايج است كه گويا اين نهادها صرفا تشكل هاي “صنفي“ و “اقتصادي“ هستند و نبايد به امور سياسي بپردازند. در مقابل ديدگاهي بر دخالت كارگران در امور سياسي تاكيد دارد و معتقد است براي گرفتن حق كارگران و دفاع از منافع آن ها تشكلات كارگري ناچارند در سياست دخالت كنند. 4ـ در مورد نوع و شكل تشكل نيز اختلافات فراوان وجود دارد. نحله هايي از فعالين، صرفا بر يك نوع تشكل كارگري تاكيد دارتد. براي مثال “هيات موسسان سنديكاهاي كارگري“، بيش از حد روي نمونه “سنديكا“ در ميان انواع تشكلات كارگري اصرار دارد. يا “كميته هماهنگي براي ايجاد تشكل كارگري“، همان گونه كه از نامش مشخص است، هدف خود را نه مبارزه براي ايجاد تشكلات كارگري، بلكه يك نوع تشكل خود ويژه ي “ضد كارمزدي“ قرار داده است. در مقابل گرايشاتي به تنوع تشكلات كارگري معتقدند. به عقيده آن ها فعالين كارگري اي كه خود مستقيما در گرماگرم مبارزه اند، موقعيت واقعي و ظرفيت هاي مبارزاتي كارگران را بهتر مي شناسند. از اين رو صلاحيت تعيين نوع و شكل تشكل با خود آنان است. تشكلات كارگري مي توانند به شكل كميسيون هاي كارگري، كميته هاي كارگري، سنديكاها، انجمن ها، شوراهاي كارخانه، اتحاديه ها و غيره ايجاد شوند. در اين جا لازم مي دانم، بار ديگر روي نياز به اتحاد گرايشات كارگري اصرار ورزم: يکي از مهم ترين ويژه گيهاي تشکل رزمنده کارگري استقلال آن است. اين تشکل بايد با اراده آزادانه و ابتکار کارگران پديد آمده باشد، کارگران در فعاليت هاي آن سهيم بوده و در تمامي عرصه هاي کارش دخالت نمايند، و بالاخره نمايندگان اين تشکل تنها به اعضاء تشکل و نه هيچ مرجع و نهاد ديگري پاسخ گو باشند. اگر اين مؤلفه به عنوان مبنا پذيرفته شود وجود گرايشات مختلف نظري در اين تشکل و برخورد آزادانه نحله هاي گوناگون کارگري در آن، هم جزء ضروريات است و هم باعث شکوفايي آن خواهد شد. تحمل و پذيرش گرايشات نظري، سياسي و راه حل ها و پيشنهادات مختلف در تشکل کارگري و در عين حال پيشبرد امر مبارزه، به تشکل کارگري شادابي مي بخشد و راهگشاست. کارگران اگر نتوانند در تشکلات خويش فضايي براي بحث و تبادل نظر گرايشات گوناگون پديد آورند، در آينده هيچ شانسي براي اداره جمعي جامعه نخواهند داشت. دولت و سرمايه داران ايران از هر امکاني براي مبدل کردن بخش هاي هر چه وسيع تري از کارگران به افراد فاقد هر گونه حقوق بهره مي جويند. در شرايط کنوني نيز که سرمايه داران ايران در تدارک پيوستن به سازمان تجارت جهاني هستند، چشم انداز تيره تري را براي کارگران ترسيم مي کنند. در مقابلِ اين جبهه متحد، وجود ديدگاه ها و بينش هاي مختلف در ميان کارگران نبايد مانعي در برابر وحدت آن ها ايجاد کند، اتحاد همه گرايشات راستين کارگري در مقابل تعرض رژيم و کارفرمايان ضروري است و ما بايد مشوق آن باشيم . ***** 1) از ميان اعتراضات كارگري اي كه از شهريور ماه پارسال تا شهريور ماه امسال رخ داده اند، من تاكنون 374 مورد را ديده و مطالعه كرده ام. بي ترديد شمار اعتراضات بيش از اين تعداد است، زيرا برخي از آن ها اصلا انعكاس نيافته اند و برخي از اخباري كه انعكاس يافته اند را نيز نديده و سعادت مطالعه آن ها را نداشتهام.
|