header image
 
جنبشِ طبقه‌ي كارگر ايران، در سالي كه گذشت چاپ
آرش   
رفتن به
جنبشِ طبقه‌ي كارگر ايران، در سالي كه گذشت
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11

 


جنبش کارگری و موانع پیشِ رو


علیرضا ثقفی


در جنبش كارگري يكي دو ساله‌ي اخير  دو ديدگاه مشخص ديده مي‌شود. مي‌گويم جنبش كارگري و دقيقاً به اين مساله توجه دارم كه اين دو ديدگاه صرفاً در حيطه‌ي فعالان كارگري و روشنفكران است و هنوز بطور مشخص به خود جامعه‌ي كارگري سرايت نكرده است. زيرا جامعه‌ي كارگري آن چنان در گير و دار حفظ كار و غم نان است كه حداقل در شرايط حاضر كمتر توان پرداخت به اين مسائل را دارد. علاوه بر آن دو دهه و نيم ديكتاتوري و سركوب و بخصوص ارعاب و وحشت در جامعه‌ي كارگري هنوز مانع از آن است كه كارگران به منافع طبقاتي خود بطور واقعي بيانديشند. قطعاً براي آنكه كارگران از حالت فعلي به يك حركت اجتماعي وسيع براي دفاع از منافع طبقاتي  خود كشيده شوند، حركت‌ها و تنش هاي اجتماعي آينده تاثير به سزايي خواهد داشت. آن چه كه ما اكنون در سطح فعالان جنبش كارگري مشاهده مي‌كنيم، همان فعالان قديم كارگري همراه با عده‌اي جوان از نسل جديد هستند كه بعضاً ريشه در همان تفكرات قبلي دارند. دراين زمينه البته فعاليت هاي موجود در برخي مناطق همانند كردستان را نمي توان به سراسر ايران تعميم دارد.زيرا وجود شرايط خاص در آن منطقه وخيل عظيم جوانان بيكار كه هيچ گونه آينده‌اي ندارند و بطور عمده به صورت كارگر مهاجر به شهرهاي ديگر براي كار مراجعه مي‌كنند، حالت ويژه‌اي به آن داده است. كارگران كُرد براي كار به شهرهاي اطراف مراجعه مي‌كند و به طور عمده دركارهاي فصلي و ساختماني مشغول به كار مي‌شوند. اين مساله هم‌بستگي خاصي را در ميان آنان بخصوص جوانان ايجاد كرده است كه بايد به صورت جداگانه به آن پرداخت.
اما گرايش مشخص در جنبش كارگري كه بهتر است آن را حركات فعالان كارگري نام گذاري كرد، ناشي از دو بينش و دو گرايش مشخص است‌. اولين گرايش ايجاد سنديكاهاي كارگري است و سنديكا را تنها شكل تشكل كارگران مي‌داند و هيچ‌گونه تشكل ديگري را براي كارگران به رسميت نمي‌شناسد. اين گرايش هر چند بطور مشخص خود را طرفدار كارگران و تشكل‌هاي كارگري معرفي مي‌كند، اما جريان فكري مشخص قديمي حزبي در وجود هيأت مؤسس سنديكا نماينده‌ي برجسته ِي آن است و افراد حامي اين گرايش آن چنان بسته و محفلي عمل مي‌كنند كه هيچ‌گونه گرايش ديگري را در درون خود نمي‌پذيرند. آنان با علم كردن پرچم سنديكا در آخرين مصوبه‌هاي خود در مورد اول ماه مه‌، هرگونه همكاري با جريانات كارگري ديگر كه سنديكا را محور فعاليت خود ندانند‌، مردود اعلام كردند و با اين مصوبه در حقيقت انحصار‌گرايي خود را بطور مشخص نشان دادند. هم‌چنين اين گرايش از طريق گماردن افراد خاص‌، بخصوص در سنديكاي تازه تأسيس شركت واحد سعي بر آن دارد تا همانند دهه 30-1320 سنديكاي شركت واحد را به حياط خلوت خود تبديل كند كه اين مسأله باعث شده اختلافاتي ميان اعضاي هيات مديره‌ي اين سنديكاي تازه تأسيس بروز كند. قطعاً اگر روند به همين شكل ادامه پيدا كند، اين سنديكاي تازه تأسيس در آينده دچار مشكلاتي خواهد شد. جالب است بدانيم كه اين گرايش تا يكي دو سال پيش مدافع انجمن‌هاي صنفي موجود در قانون بود و از سنديكا حرفي به ميان نمي‌آورد و پس از بحث‌هاي فراوان، حاضر به پذيرش نام سنديكا شد. تلاش اين جريان كسب مشروعيت از جانب نهادهاي حكومتي است. و در اين زمينه تلاش فراواني مي‌كند تا آنكه جايگزين خانه‌ي كارگر شود. طيف تفكر سنديكايي به شدت از ورود به مسائل سياسي بخصوص به صورت اپوزيسيون گريزان است‌. و تمام تلاش خود را براي آن به كار مي گيرد  تا خود را در مجموع پوزيسيون بداند. اين تفكر كه به هيچ وجه از تار و پودهاي دهه‌ي 20 و 30 هنوز جدا نشده است و هم‌چنان سنديكا را پشتيبان و ركن اساسي احزاب سياسي مي داند.
جريان ديگري درميان فعالان كارگري رونق دارد و در محافل كارگري در باره آن بحث مي‌شود، كه اساساً خود را ضد سنديكاليسم مي‌داند. اين جريان كه وابستگان متنوع خط سه سابق و جريان فكري اين نحله در آن مشاهده مي‌شود، خود را طرفدار تشكل شورايي معرفي مي‌كند. در ميان اين طيف محافل با نظرات گوناگوني مشاهده مي شود. از جمله طرفداران تشكل شورا، تشكل كارگري ضدسرمايه داري و ... كه بطور كلي در يك طيف قرار مي‌گيرند. هر چند به ظاهر اختلافات جزئي دارند، اما در بنيان فكري و نحوه‌ي نگرش به مسائل از يك طيف هستند. آنان جامعه‌ي ايران را مجموعاً سرمايه داري و تضاد اساسي آن را كار و سرمايه مي دانند. با درجات مختلف نقش سرمايه‌ي جهاني را در ساختار اجتماعي ناديده مي‌گيرند. به همين جهت استراتژي كلي آنها را مي توان در اينجمله خلاصه كرد: ايجاد نظام آينده از طريق شوراهاي كارگري. هم چنان كه استراتژي سنديكاليست‌ها را مي‌توان در اين جمله خلاصه كرد: "جامعه‌ي پيش‌رو با گسترش سنديكاهاي كارگري‌". طيف تفكر شورايي خواهان ايجاد شوراهاي كارگري و قدرت گرفتن اين شوراهاست‌. در اساس اين تفكر در همان شوراهاي انقلاب بلشويكي 1917 نهفته است كه در آن شوراها توانستند درشرايطي خاص قدرت را بدست گيرند.
دركنار اين دو جريان‌، حركت ديگري نيز وجود دارد كه اساساً به جنبش كارگري درشرايط كنوني به عنوان يك جنبش مستقل جهت بدست آوردن بخشي از حقوق از دست رفته‌ي مردم نگاه مي‌كند. براي اين جريان شكل تشكل اهميت ندارد و خود را در چهارچوب شكل خاصي از تشكل محدود نمي‌كند، بلكه بطور كلي در اين شرايط هر نوع تشكل كارگري را كه بتواند بخشي از حقوق از دست رفته‌ي كارگران را به آنان باز گرداند، ارزشمند مي‌داند و فعاليت خود را منحصر به ديدگاه‌هاي از پيش تعيين شده نمي‌كند. اين جريان هر چند نظرات مدون و كلاسه شده‌اي در اين زمينه ندارد، ولي به نظر مي رسد كه طرفداران زيادي در ميان هر دو طيف داشته باشد. جريان مبارزات كارگري از آن جا كه هر روز شدت بيشتري مي‌يابد و كارگران در جريان اين مبارزات خواسته‌هايي بيش از اضافه دستمزد و يا تغيير ساده شرايط كار دارند، مي‌تواند نظراتش را در مسير حركت، پالايش دهد و رابطه‌ي نظريه‌ي اوليه و عمل را بيشتر به پيش برد و در جريان حركت از آنجا كه خود را مقيد به نظرات از پيش تعيين شده نمي‌داند، اشكالات نظري خود را اصلاح كند. هر چند دراين جريان نوعي پراگماتيسم مشاهده مي‌شود كه بعضاً خود را به دست حوادث مي سپارد‌، اما از آنجا كه هيچ الگوي از پيش تعيين شده‌اي را براي حركت‌هاي مشخص درذهن ندارد و نمي‌خواهد الگوي مشخص خود را بر جنبش كارگري تحميل كند، امكان اصلاح نظرات و يا پالايش آن را در جريان عمل پيش از جريانات ديگر دارد. هر چند اين مساله نيز وجود دارد كه با نداشتن تحليل منسجم و همه جانبه در مواردي به دنباله روي از جريان خودبخودي نيز كشيده شود، اما در شرايط حاضر كه ثبات و تداوم عملي در نظريات قديمي در مورد جنبش كارگري و به تبع آن كل جنبش سراسري ايران درشرايط خاص به سر مي‌برد و الگوهاي قديمي براي راهگشايي در شرايط منطقه‌اي و جهاني پاسخگو نيست، شايد در آينده اين جريان بتواند درارتباطي نزديك‌تر با جنبش دموكراتيك مردم ايران وظايف بيشتري را بر عهده بگيرد. ونقش بهتري ايفا كند.
مي‌توان اين مساله را به صورت ديگري نيز مورد ارزيابي قرار داد. جريان‌هاي مختلف در درون جنبش كارگري در شرايط موجود، نه به سه دسته بلكه به دو دسته تقسيم مي شوند‌. يك دسته هم‌چنان در گرو تفكرات سنتي از حركات كارگري باقي مانده‌اند و سعي بر آن دارند تا الگوهاي خاص از پيش تعيين شده‌اي را بر جنبش كارگري تحميل نمايند. اما جريان ديگري در حال حركت است كه سعي مي‌كند الگوي از پيش تعييين شده‌اي را حداقل در شرايط فعلي بر جنبش كارگري نپذيرد. بلكه به دنبال خلق و يا دست يابي به نوعي از حركت باشد كه از درون جنبش كارگري حداقل زمينه‌هاي آن را مشاهده كند‌. شايد بتوان گفت همان‌گونه كه گفته شد در اين جريان نوعي پراگماتيسم حاكم باشد. زيرا قطعاً وقتي شما الگوي از پيش تعيين شده‌اي را براي جنبش كارگري نداريد و يا بر اين باور هستيد كه مسائل جديد جهاني و رابطه ي كار و سرمايه بايد در عمل شناخته شود‌، قطعاً به نوعي پراگماتيسم درغلطيده‌ايد، اما اگر موفق شويد كه اين نوع پراگماتيسم يا عمل‌گرايي را به نوعي پراتيك تبديل كنيد، يعني يك جمع بندي در عمل و در ارتباط با جنبش كارگري داشته باشيد، اين توان را خواهيد داشت تا از حركات موجود درس بگيريد واين درك را در حركت هاي آينده به كار گيريد. تمام مشكل امروز جنبش كارگري  در داخل اين چهار چوب قابل حل است.
اما براي فهم اين موضوع بايد ابتدا درك كنيم كه زمينه‌هاي جنبش كارگري در شرايط موجود چيست واساساً خواسته‌ها و مسير حركت آن به كدام سو است‌. يك مسأله بسيار مهم آن است كه جنبش كارگري در شرايط حاضر به صورت اساسي درمسائل روزمره خود گرفتار است. مساله قراردادهاي موقت كارگري و هم چنين اخراج هاي بي رويه و تعطيلي بنگاه‌هاي صنعتي آن چنان فشاري را بر نيروهاي كار وارد مي آورد كه امكان فراتر رفتن از مسائل روزمره را كمتر به نيروي كار مي‌دهد. در شرايطي كه بدست آوردن كار ثابت و تامين امنيت شغلي به تدريج تبديل به يك رؤيا براي نيروي كار مي شود‌، پيدا كردن راهي كه در آن ثبات حركت و همبستگي كارگران به صورت تداوم يافته مسير پيش رو را بگشايد، بسيار دشوار است‌. اين ثبات حركت در بخش‌هايي كه صنايع بزرگ دولتي و يا بنگاه‌هاي بزرگ اقتصادي را در بر مي گيرد بيشتر امكان پذير است‌. اما دقيقاً به همين دليل بنگاه‌هاي بزرگ اقتصادي با سرعت سرسام آوري شروع به جايگزيني قراردادهاي موقت و پيمان‌كاران شغلي نموده اند. حتا در صنايعي مانند نفت و گاز كه تا كنون بيشترين ثبات شغلي را داشته‌اند، به سرعت پيمان‌كاران شغلي را جايگزين استخدام‌هاي رسمي مي نمايند. صنايع پتروشيمي نيز به همين سرنوشت دچار مي‌شوند. بدين ترتيب  بخش‌هاي با ثبات را بيشتر مي‌توان در ميان معلمان و دانشگاهيان يافت. دركنار بخش‌هاي كارمندان دولتي را مي‌توان با ثبات تر يافت، اما در همان بخش‌ها نيز كارمندان متخصص با سابقه‌هاي كاري بيست و يا بيست و پنج ساله را با قراردادهاي موقت اداره مي‌كنند. تقويت بخش‌هاي حراست و در اختيار قرار دادن كارمندان معترض و فعال به اين بخش از شرايط فشار و اختناق حاكم بر اين بخش‌ها حكايت دارد.
به هر حال مشخص است كه حركات كارگري در يكي دو سال اخير فعاليت جديدي را آغاز كرده است .هنوز زود است تا در باره‌ي آن نظرات مشخص و قاطعي ارائه دارد. اما طلايه‌هاي اين جنبش و حركت نسبتاً وسيعي كه دراين زمينه جريان دارد‌، اميدوار كننده است‌. بخصوص كه بسياري از فعالان قديم كارگري در صفوف اين جنبش قابل مشاهده هستند. پيوستن اين فعالان به يكديگر و آشنايي آنها در جريان حركت مي‌تواند افق روشن‌تري را در پيش رو بگشايد. قطعاً براي داشتن نظرات روشن‌تري دراين زمينه نياز به زمان بيشتري است. هر چند اين نوع اظهار نظر كردن بطور مشخص محافظه كارانه است، اما همه مي‌دانيم كه شرايط دو دهه‌ي اخير و هم چنين شرايط كلي جهاني آنقدر ساده نيست كه بتوان در آن باره اظهار نظر سريع و قاطع نمود‌. زيرا پارامترهاي عمل كننده دراين وضعيت آنقدر متنوع است كه در بسياري از اوقات عوامل پيش بيني نشده بسياري از معادلات را بهم مي زنند و با توجه به آن كه اين حركت يكي دوسال اخير هنوز پايه‌ي محكمي ندارد و قطعاً بايد با دور انديشي بيشتري با آن برخورد كرد. شتاب در چنين شرايطي به راحتي مي تواند بي اعتمادي و پراكندگي را گسترش دهد و برداشتن گام‌هاي حساب شده آينده‌اي روشن‌تر را رقم خواهد زد. آنچه كه مسلم است جريان كارگري بطورعمده به دنبال خواسته‌هاي مقطعي خود حركت مي كند. در بسياري از حركات اخير همين كه بخشي از خواسته هاي كارگران برآورده شد،  حركت تداوم نيافته است و با وضعيت موجود جامعه به نظر مي رسد هنوز مجموعه حاكميت با توان اقتصادي كه به پشتوانه‌ي گراني نفت ايجاد شده است توان آن را دارد كه در بخش‌هايي از جامعه با برآوردن بخشي از نيازهاي موجود به مقابله با حركات اعتراضي برخيزد، اما قطعاً در دراز مدت اين مسأله امكان ندارد. جنبش كارگري درخود باوري قرار دارد. اين‌كه اين خود باوري چه ميزان طول بكشد و در چه مرحله‌اي با جنبش روشنفكري پيوند محكمي برقرار كند كه ضامن حركت تداوم يافته باشد، نياز به زمان دارد. اگر اين مسأله را دركنار عدم انسجام جنبش روشنفكري قرار دهيم، خواهيم دانست كه راه چندان هم ساده نيست. اما به هر ترتيب رابطه‌ي جنبش روشنفكري و كارگري قطعاً نسبت به گذشته پيشرفت بيشتري كرده است. بخصوص با ورود نسل جوان دانشجو و كارگر كه ارتباط نزديك‌تري از گذشته با يكديگر دارند، زيرا بسياري از كارگران دانشجو شده و بسياري از دانشجويان كارگر شده اند و اين نزديكي درزمينه‌اي مختلف قابل مشاهده است، قطعاً آينده روشن‌تر و اميد واركننده‌تر از گذشته است و اين راه تابه سر منزل مقصود ادامه خواهد داشت. ياري و همفكري و كمك همه‌ي سرسپردگان آرمان طبقه‌ي كارگر ضامن پيشرفت در آينده‌اي روشن‌تر است.
وفاكنيم و محبت كنيم و خوش باشيم
كه در طريقت ما كافري است رنجيدن



« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.