header image
 
جنبشِ طبقه‌ي كارگر ايران، در سالي كه گذشت چاپ
آرش   
رفتن به
جنبشِ طبقه‌ي كارگر ايران، در سالي كه گذشت
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11


آن‌چه در پي مي‌آيد، پاسخ همياران ِآرش به سؤال اول است

                                 

منافع مشترك صنفي


پاسخ دوستي از فعالان كارگري در ايران
حركات و مبارزات پي در پي اما نه پيوسته با هم كارگران ايران طي يكي دو سال گذشته به بالاترين سطح خود در اين مرحله رسيده است. در هر مرحله‌اي كه كارگران فاقد تشكل‌هاي مستقل صنفي در سطوح كارگاهي، حرفه‌اي، رشته‌اي، منطقه‌اي و سراسري هستند نمي‌توان انتظار داشت سطح حركات و مبارزات بالاتر و عالي‌تر از حد موجود باشد. در اين مرحله كارگران اشكال مبارزات خود را به طور عمده از تجمع در كارخانه و طومارنويسي به اعتصاب، راهپيمايي، تجمع در مراكز تصميم‌گيري و تصميم‌سازي، اقدام به تحصن و انسداد راهها و جاده‌ها و در بعضي‌ جاها درگيري با نيرو‌هاي پليس و حمله كننده به كارگران ارتقا داده‌اند و صد البته كه از اين مبارزات پراكنده كه از سطح يك كارخانه و كارگاه فراتر نمي‌رود (حتي در كارخانه‌ي هم رشته و هم جوار خود هم تاثير پايدار نمي‌گذارد) نمي‌توان نتيجه‌اي بيشتر از مثلا پرداخت تمام يا بخشي از حقوق و دستمزد عقب‌افتاده و يا به تاخير افتادن چند ماهه‌ي پروسه‌ي تعطيلي و انحلال كارخانه را انتظار داشت. كارگران صنايع خودروسازي زير مجموعه‌هاي آنها و … كه هنوز شتر زيان‌دهي كارخانه، تعديل نيرو، تعطيلي و انحلال و در نتيجه خطر تاخير و تعويق در پرداخت حقوق و دستمزد و بيكاري جلوي در خانه و كارخانه‌ي آنها نخوابيده است به دليل منافع ويژه، نبود آگاهي، ديد طبقاتي و تشكل‌هاي سراسري كارگري- كه زنگ خطر را براي آنها به صدا در آورد- خطري احساس نمي‌كنند و در نتيجه با در نظر گرفتن جو پليسي حاكم بر اين كارخانجات ضرورت يا الزامي در حمايت و پشتيباني از همكاران بيكار شده‌ي خود نمي‌بينند.
كارگران پيشرو بخش اول (رشته‌هاي نساجي و پوشاك و لوازم خانگي و …) و همينطور كارگران آگاه ساير بخش‌ها به طور عيني به اين نتيجه رسيده‌اند كه بدون برخورداري از تشكل مستقل كارگري و حمايت همكاران خود در ساير بخش‌هاي صنعت نه تنها كاري از پيش نخواهند برد كه عقب‌تر رانده شده و حتي مواضع فعلي خود را نيز از دست خواهند داد. آنها همكاران خود را در كارخانجات و ديگر بخش‌هاي صنعت ديده‌اند كه بالاخره با تعطيل و انحلال كارخانجات بيكار شده‌اند و … .
درك ضرورت وجود تشكل‌هاي مستقل طبقه‌ي كارگر (در سطح حرفه و كارگاه، صنعت و سراسري) توسط پيشروان فعالان و رهبري عملي كارگري را به تحركي بيشتر در راستاي سازمان‌يابي و ايجاد تشكل‌هاي مستقل كارگري واداشته است. در لايه‌هاي مختلف فعالين و رهبران عملي كم كم اين ايده‌ي گريزناپذير جا مي‌افتد كه:
1- ايجاد و تكوين تشكل‌هاي كارگري همكاري و تعامل هرچه بيشتر پيشروان و فعالان كارگري را فارغ از گرايشات فكري و ايدئولوژيك آنها طلب مي‌كند.
2- آن چيزي كه كارگران را هر چه وسيع‌تر در تشكل‌هاي مستقل كارگري (سنديكاها، اتحاديه‌ها و …) گرد مي‌آورد منافع مشترك صنفي آنهاست. (منظور از منافع صنفي الزاماً منافع اقتصادي نيست بلكه آن منافع و خواسته‌هاي سياسي‌اي را هم كه ويژه‌ي اين گروه‌هاي اجتماعي است شامل مي‌شود). كارگران فارغ از اعتقادات و گرايشات سياسي و مذهبي‌شان همواره منافع و خواسته‌هاي مشترك و فراگيري دارند كه ضروري است براي احقاق اين مطالبات در تشكل‌هاي ويژه‌ي خود متشكل شوند.
تجربه و پراتيك اين نكته را به اثبات رسانده كه درك اين ضرورت و اعتقاد- يا تظاهر به آن- به همكاري و تعامل گروه‌ها و گرايشات مختلف با يكديگر در راستاي ايجاد تشكل‌هاي مستقل كارگري يك چيز است ولي عملكرد و دادن پاسخ صحيح به اين ادعا و ضرورت چيز ديگري است. امروز متأسفانه تعداد آن دسته از فعالان كارگري كم نيست كه به رغم سر دادن شعار همكاري و اتحاد عمل با ساير گرايشات، نفي و تقبيح سكتاريسم و ادعاي درك ضرورت عاجل ايحاد تشكل‌هاي مستقل كارگري، سمت و سو و شيوه‌ي حركت‌شان به گونه‌اي است كه جمله‌ي معروف «كارگران جهان به گرد ما متحد شويد» را به ذهن متبادر مي‌كند (البته بخشي از اين گونه رفتارها ناشي از نبود تجربه و آموزش كار گروهي و رعايت آداب و قوانين كار جمعي و دموكراتيك است).
تا وقتي كه اكثر رهبران عملي و فعالان كارگري به درك واقعي از حساسيت‌ها، نيازها و ضروريات جامعه‌ي كارگري نايل نيامده باشند و از ذهنيت خود حركت نموده و فقط ايده‌آل‌ها و كمال مطلوب خود را مدنظر قرار بدهند و همچنين، تا زماني كه به آداب و مقررات كار گروهي و دموكراتيك گردن نگذاشته‌ايم- يعني ضمن احترام گذاشتن به عقايد و رعايت حساسيت‌هاي ديگر شركاي يك كار اجتماعي، عقايد و نظرات گروه‌هاي اقليت را در عمل لحاظ كنيم نه اينكه بدون در نظر گرفتن شرايط زمان و مكان و ظرفيت‌هاي واقعي، به هر قيمت جهت اقناع و اثبات نظر خودمان بحث و استدلال را تا جايي ادامه دهيم كه يا طرف مقابل تسليم گردد [بحث تا اثبات دوستي و عمل به نظرات ما] يا همكاري و همگرايي در عمل غيرممكن و تعطيل شود- نبايد انتظار داشته باشيم اين تلاش‌ها كه اكثرا صادقانه هم هستند راه به ايجاد تشكل‌هاي مستقل كارگري ببرند.
در مورد چگونگي ايجاد تشكل‌هاي مستقل كارگري (اعم از تشكل‌هاي پايه‌اي كارخانجات و واحدها، حرفه‌اي، رشته‌اي منطقه‌اي و تشكل سراسري) در بين فعالين نظرات مختلفي وجود دارد:
برخي بر اين باورند كه ابتدا بايد تشكل‌هاي پايه‌ در واحدهاي مختلف برپا شوند و از به هم پيوستن اين تشكل‌هاي پايه تشكل‌هاي رشته‌اي، منطقه‌اي، و سپس سراسري به وجود آيند (سنديكا- فدراسيون و كنفدراسيون). به نظر مي‌رسد در شرايط امروز اين تفكر و درك مكانيكي از تشكل‌هاي كارگري باشد. عده‌اي نيز به ايجاد تشكل سراسري و از بالا اعتقاد دارند. بر اساس نظر اين گروه از به هم پيوستن فعالين و رهبران عملي چند كارخانه مثلا در تهران و يا از چند شهر ديگر و تهران و بدون الزام به اينكه اين افراد از واحدهاي خود نمايندگي داشته باشند مي‌توان يك تشكل سراسري (البته بيشتر منظور تشكل فراگير است و نه اينكه به لحاظ تعداد و واحدهاي زير پوشش سراسري باشد) به وجود آورد و در پرتو تبليغات- به زعم اين دوستان قدرت- اين تشكل سراسري و صدور اطلاعيه‌ها و دخالت‌گري در مسايل مختلف، فعالين كارگري و كارگران واحدهاي سراسر ايران جذب قدرت اين تشكل فراگير شده و عملا يك تشكل سراسري (البته به رهبري فعالان و نخبگان مركزي) به وجود خواهد آمد. اين تفكري اراده‌گرايانه است كه عده اي از فعالان كارگري (عمدتا عناصر و افراد وابسته به جريانات خاص سياسي و عقيدتي) را به جاي رهبران واقعي و عملي و توده‌هاي آگاه و سازماندهي شده‌ي كارگري مي‌نشاند.
آنچه كه محتمل، منطقي و عملي‌تر به نظر مي‌رسد اين است كه از به هم پيوستن تعدادي تشكل مستقل كارگري (هرچند معدود و با اعضاي نه چندان زياد در ابتدا اما به هر حال واقعي و استخوان‌دار) مي‌تواند يك تشكل فراكارخانه‌اي در سطح يك شهر يا يك منطقه به وجود آيد و از رشد اين تشكل و ارتباط‌گيري آن با تشكل‌ها و فعالين كارگري ديگر (و شهرستان‌ها) به طور متقابل اين تشكل و تشكل‌هاي ديگر و همچنين تشكل‌هاي در حال شكل‌گيري همديگر را تقويت و حمايت نموده و نهايتا تشكل‌هاي منطقه‌اي و سراسري (كه نبايد الزاما همه‌ي تشكل‌هاي يك منطقه و يا سراسر كشور را پوشش بدهند) به وجود خواهد آمد. اينكه تشكل‌هاي زيرمجموعه از چه نوع باشد (سنديكا- اتحاديه- انجمن صنفي و يا …) كاملا بستگي به اوضاع و شرايط  خاص هر منطقه دارد. آنچه كه اهميت دارد تشكيل آزادانه‌ي اين تشكل‌ها و استقلال آنها از دولت، كارفرما و احزاب سياسي است.


« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.