|
صفحه 11 از 11
دیداری در آنسوی خط قرمز
مهدی کوهستانی
جنبش کارگری ایران در دو سال گذشته پیشرویهای مهمی داشته است. یک وجه این پیشروی ها به برقراری ارتباط فعالین جنبش کارگری با نهادهای بین المللی کارگری و یا نهادها و اشخاصی که در رابطه با مسائل کارگران فعالیت می کنند مربوط می شود. اهمیت این مسئله اساساً در این است که پیوند بین جنبش کارگری ایران با جنبش کارگری بین المللی، اگر نخواهد در حد شعار باقی بماند، راهی جز تماس با همین ارگانهای موجود در سطح جهانی ندارد. از نظر عملی نیز از زمانی که فعالین جنبش مستقل کارگری مستقیماً وارد این تماسها شده اند، راه ورود عمال رژیم جمهوری اسلامی به این مجامع سخت تر شده است. با این حال شیوه جدید مبارزه علنی و تماس گرفتن با نهادهای بین المللی تا چند سال گذشته، نوعی تابو بود که میتوان دلایل تاریخی و سرکوب، عدم اعتماد و مقبول نبودن این نوع تماس ها با نهادهای بین المللی، و به طور کلی نبود تشکل مستقل کارگری را عمدتاً در ممانعت از این شیوهی کار مؤثر دانست. هنوز هم انتقادات بسیاری از این شیوه کار میبینیم. این انتقادها اساساً مسئله را با دید "اصولی" و استراتژیک مینگرند، در حالی که این امر در درجه اول مسئله ای است مربوط به تاکتیک و روش عمل. من در این نوشته میخواهم به دو دیدار بپردازم که در این دوره از مبارزات کارگری ایران میتوان گفت از این نظر بسیار حائز اهمیت اند. یکی دیدار محمود صالحی از فعالین کارگری شهر سقز است با نمایندگان کنفدراسیون اتحادیههای آزاد کارگری در سال 83 در تهران و دیدار دوم، دیدار هیِأت مؤسس سندیکای کارگران شرکت واحد است با رئیس سازمان جهانی کار، "خوآن سوامایا" در سال 84. این دو اتفاق توانست تمام فعالین کارگری را بدون در نظر گرفتن گرایشاتشان متحد کند. من دو دوره برای این شرایط در نظر میگیرم قبل از سال 83 و بعد از 83. در یک بخش به نقاط ضعف فعالیتهای بین المللی میپردازم و در قسمت دیگر به نقاط قوت آن و در پایان، امیدوارم در جمعبندی بگوییم که چرا باید ما در خارج از کشور از این شرایط فراتر رویم.
آنچه از نظر عملی، برقراری چنین تماسهایی را برای جنبش کارگری ضروری می سازد نیازهای واقعی جنبش کارگری است. جنبش کارگری ایران در کنار مبارزه در داخل، در سطح بین المللی نیز نیازمند حمایت است. این بویژه برای بررسی شکایتهای حقوق بشر در زمینه ی کارگری و بررسی استانداردهای جهانی و مقاوله نامه های بین المللی در امور کار و کارگری حائز اهمیت است. ایران در 27 سال گذشته همواره در فهرست کشورهایی قرار داشته که حقوق کارگری را زیر پا می گذارند. از سال 81 به اینسو بارها مسئولین نهادهای بین المللی (چه کارگری، چه کارفرمایی و چه دولتی) دیدارهایی از ایران داشته اند تا شرایط لازم برای رفع موانع را بوجود بیاورند و ایران قرارداد سه جانبه طبق استانداردهای جهانی را امضا کند. اما امضای چنین قراردادهایی مورد قبول کارگران نبوده و نیست زیرا امضای قراردادی که یک جانباش یعنی نمایندگان مستقل کارگری به کلی حضور ندارند، تنها به زیان کارگران تمام میشود. کسانیکه بجای کارگران امضا میکردند، نه تنها نمایندگان کارگران نیستند بلکه در سرکوب کارگران نقش داشته و دارند و روشن است که امضاء قرارداد از جانب این عمال ضد کارگر به معنی تثبیت آنان در سطح بین المللی است. مشکل این بود که نه تنها نمایندگان کارگران ایران امکان دیدار با نهادهای بین المللی و طرح واقعیتهای کار و زندگی کارگران را نداشتند، بلکه نهادهای بین المللی هم از دیدار با این بخش محروم بودند واین نهادها بالطبع نه با نمایندگان واقعی طبقه کارگر ایران بلکه در واقع، با نمایندگان دولت در تماس بودند و نتیجه آن از قبل معلوم بود. به این ترتیب مسائل کارگری از دید گماشتگان دولت در تشکلات کارگری مورد بررسی قرار میگرفت. دولت هم امید داشت تا از این شرایط برای خودش بهره برداری کند و در سطح جهانی اینطور وانمود کند اولا این استاندرها در چهارچوب قوانین حاکم رعایت میشود و این نهادها هم بپذیرند که این استانداردها به رغم محدودیتی که در عمل دارند، می توان گفت که در ایران رعایت میشوند و بنا بر این، ایران می توانست هم به عضویت سازمان تجارت جهانی درآید و در این میان کنفدراسیون های کارگری هم شرایط را برای عضویت ایران مناسب کنند تا به نهادهای سه جانبه بپیوندد. یک سال پس از کشتار کارگران در خاتون آباد در سال 82، هیأتی برای بررسی شکایات از طرف کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های آزاد در سال 1383 به ایران سفر کرد و در سال 1384 رئیس سازمان جهانی کار به دعوت دولت ایران برای بازدید از کشور از تهران دیدار کرد. در این دو مورد دو حادثه مهم اتفاق افتاد که بر بستر مبارزات شتابندهی کارگری معادله ای را که تا آن زمان وجود داشت برهم زد و این نه برای دولت و نه برای اپوزیسیون قابل پیش بینی نبود. گفتگوی محمود صالحی با مسئولین کنفدراسیون و همچنین تماس نمایندگان سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه با رئیس سازمان جهانی کار "خوان سوامایا" و بازگویی مسائل و مشکلات کارگران ایران اتفاق مهمی بود که از پس شدتیابی مبارزات کارگری باعث فروریختن این تابوها و خطوط قرمز گردید. فعالین مستقل کارگری با عبور از دیوار امنیتی و حفاظتی و گذر از خط قرمز قادر شدند پیام کارگران ایران را مستقیمآ به گوش این مسئولین برسانند و آگاهانه پذیرای عواقب ناگوار آن شوند. این در عین حال نشان دهنده فراتر رفتن از نقدهای اصول گرایانه به نهادهای موجود بین المللی و نگرشی پراتیکی به مسئله بود که تامین منافع جنبش کارگری در مرکز توجه آن قرار داشت. با این دو دیدار، شرایط کار فعالین کارگری در سطح بین المللی به مراتب ساده تر شده و در عوض، کار نمایندگان تشکلهای ضدکارگری رژیم با دشواری های به مراتب بیشتری روبرو شد. تا قبل از سال 83 اگر لازم بود که فعالین کارگری با دلایل بسیاری به مسئولین کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های آزاد ثابت کنند که خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار نهادهایی ساخته ی دولت اند و قابل تغییر نیستند، مسئولین این نهاد بینالمللی با شک و تردید به این گفتهها مینگریستند. معمای بزرگ در ذهن آنها این بود که "ایجاد تشکلات مستقل چگونه؟" "شاید بخشی از جداشدگان از خانه کارگر بتوانند تشکل کارگری شان را به وجود آورند" یا به تعبیر دیگر"تشکل از دل محیط کار!" . این تردیدها خود محصول یکسری عوامل بود که نمیشود آنها را نادیده گرفت. یک نهاد بین المللی باید از کنفدراسیونهای عضوش این اطلاعات را دریافت کند. حال آنکه کسانی که با اعضای این نهاد در ارتباط بودند، تماس شان بیشتر مقطعی بود و در گرفتن نامه و امضای حمایتی خلاصه می شد همراه با مشکلاتی از این دست: اولا اخباری را که بدست آنها میرسید نمیشد پیگرد قانونی کرد، گاه نه اسم، نه مکان و نه نیروهای درگیر و نه خواسته ها مشخص بود و نه فرستنده مطلب و اگر سؤال بیشتر داشتند در ارتباط با موضوع، معلوم نبود که با چه کسی باید تماس گرفته شود. ثانیاً اطلاعات و اخباری که از یک اتفاق کارگری به آنها داده میشد گاه ضد و نقیض بود. ثالثاً یک نهاد سراسری وجود نداشت. گاه چند گروه به یک کنفدراسیون مراجعه میکردند و کار کنفدراسیون مشکل میشد که بالاخره جواب کدامیک را چگونه بدهد تا در آینده با مسایلی که بین آنها میگذرد درگیر نشود. رابعاً اطلاعات داده شده بیشتر تحلیل اوضاع سیاسی بود تا انتقال خبر. و دست آخر مراجعه کنندگان تنها نهاد خودشان را منشاء حرکت قلمداد میکردند. شاید در کوتاه مدت میشد آن را باور کرد اما در دراز مدت چنین چیزی نمی توانست ادامه داشته باشد. در عمل، جنبش کارگری ایران به این نهادها ثابت کرد که تشکل کارگری را میشود درست کرد آنهم به همت خود کارگران. از این پس، شک و تردیدها نه به فعالین کارگری ایران بلکه دیگر به رژیم برگشت داده شد. وضع در سال 84 شرایط کرده است. هم اکنون مسئولین نهادهای بین المللی وظیفه خود می دانند که در صورت رفتن به ایران حتماً با فعالین مستقل کارگری تماس حاصل کنند وبا اکراه و صرفاً به عنوان انجام وظیفه به ایران نروند و مشکلات و معضلات کارگران ایران رااز زبان خود فعالین کارگری بشنوند. گزارشات و مصاحبه های بسیاری به زبانهای خارجی با این فعالین صورت گرفته که این نهادها میتوانند بعنوان ماخذ به آنها رجوع کنند. در سال 84 بعد از چند کشور امریکای لاتین و افریقا مسئله کارگران ایران در راس اخبار کارگری جهان قرار گرفت. در سال 84 مسئولین نهادهای بین المللی بخوبی دریافتهاند که مسئله اصلی دولت ایران کنترل کارگران و ممانعت از آنها برای دستیابی به تشکلات مستقل مورد نظرشان است. موضوع تغییر فصل ششم قانون کار به این سادگیها نبود که با امضای 13 نفر قابل حل باشد. رژیم ایران رژیمی نیست که به آنچه که امضا میکند متعهد باشد. قانون اساسی باید تغییر کند و تغییر قانون اساسی کار دولت نیست ولی فقیه باید نظر دهد و از هفت خان شورای نگهبان بگذرد. فعالین کارگری خارج از کشور در سال 83 برای تعیین وکیل کارگرانی که در خاتون آباد کشته شده و یا در سقز دستگیر شده بودند، و بعد فرستادن این وکلا بعنوان ناظر به ایران جهت شرکت در دادگاه دستگیر شدگان و دفاع از آنها هر کاری را که می توانستند انجام دادند. ولی رژیم حاضر نبود کسی را که برای دفاع از آنان به ایران رفته بود ملاقات کند. مسئله اصلی فعالین کارگری در این سال پیشبرد هر چه بهتر کارزار حمایت از کارگران دستگیر شده و کشتار کارگران خاتون آباد بود. در سال 84 هیات های نهادهای بین المللی یکی از وظایف خود میدانستند که از کارگران دستگیر شده و زندانی، از تلاش برای مبارزه با بیکاری، مبارزه برای پرداخت حقوق های عقب افتاده ی آنان، رفع مشکلات زنان کارگر و نیز برای ممنوعیت کار کودکان حمایت بعمل آورند. اگر در سال 83 مسئولین نهادهای بین المللی کارگری توهمی به شکل گیری تشکلات کارگری از طرف بخشی از جداشدگان از خانه کارگر داشتند که نمود خود را در نشست 9 ژوئن سازمان جهانی کار نشان داد، امروز دیگر نیاز به تحقیق برای اخبار فرستاده شده از ما به آنها نیست و دیگر رژیم نمیتواند چاقو کش و قاتل را بعنوان نماینده کارگری به نشست سازمان جهانی کار (آی-ل-او) بفرستد. در سال جاری دیگر کسی به گفته های افرادی چون جبار علی سلیمانیان نماینده دولت در سازمان جهانی کار توجهی نمی کند. حتی اگر او بگوید: " که 6 ماه حقوق نگرفته و خودش کارگر نساجی است" و یا با گزافه گویی ابراز دارد که: "وضعیت کارگران ایران دراماتیک نیست بلکه فاجعه بار است". این دولت ایران است که باید حرفهای خودش را ثابت کند. مطالب نوشته شده در نشریات دولتی برای رژیم مشکلی شده است. در یکسال گذشته 5 مورد خبر داشته اند برای شرکت در نشستهای کارگری که به رسوایی آنها مبدل شد. زمانی که در آخرین خبر ایلنا در ماه ژوئن برای شرکت در اجلاس "کنفدراسیون کارگران جهان" پخش شد اتحاد بینالملی در حمایت از کارگران ایران در نامهای از آقای "ویلی تای" خواست تا صحت و سقم آن را روشن کند او در نامه ای به ما گفت که چرا ما را مواخذه میکنید ادعاهای دولت ایران را باور نکنید. ما گفتیم ما هیچوقت حرفهایش را باور نکرده ایم و امیدواریم این نوع اخبار را در آینده پخش نکنند. امروز فعالین کارگری در ایران در حال سازماندهی نهادهای مستقل خودشان هستند، از کمیته پیگیری، کمیته هماهنگی، سندیکای شرکت واحد، کارگران ایران خودرو، هیئت موسس کفاشان، نقاشان ، بناها، خیاطان، نانوایان. نشریات کارگری، کتابها و سایت های کارگری در ایران فعالاند و مؤثر. امروز مسائل کارگری ایران در سر تیتر بسیاری از سایتهای اینترنی قرار دارد و ارتباط تنگاتنگی بین فعالین کارگری ایران و نهادهای بین المللی بوجود آمده است. امروز دیگر رژیم نمیتواند مانند سالهای دهه شصت جان فعالین کارگری را بگیرد و با عکس العمل فوری کارگران جهان روبرو نشود. امروز به برکت مبارزه چندین ساله فعالین کارگری است که کارگران با گامهای استوار در صدد سازماندهی تشکلات مستقل خودشان هستند. باید به این حرکت سرنوشت ساز کارگران ارج گذاشت و به این اقدام جسورانه آنها تبریک گفت. ما نیز باید از اینکه صرفاً مورد حمایت قرار گیریم فراتر رفته از این حالت در بیاییم که ببینیم چه کسی به فرا خوان ما جواب داده است. باید نهادهای سراسری بوجود آوریم که بتوانیم هماهنگ و فراگرایشی برخورد کنیم. با فشار آوردن از طریق این کنفدراسیونها به دولتهایشان فشار را هر چه بیشتر کنیم و از طریق کنفدراسیون اتحادیه های آزاد کارگری فشار بیشتری به آی- ل-او وارد آوریم. باید خودمان بتوانیم صندوقهای مالی محلی برای حمایت از کارگران ایران به وجود آوریم. همانطور که شاهدیم خوشبختانه دیگر دولت ایران از به عضویت در آمدن هر نوع نهاد کارگری بین الملی محروم شده، و وقت آن است که نهادهای مستقل کارگری را به عضویت نهادهای کارگری بین الملی در آوریم . تشکلات مستقل کارگری باید نمایندگان خود را به کنگره های بین الملی اعزام دارند نه اینکه خانه کارگریها بروند. امروز بهترین شرایط برای جا انداختن طرح تشکل مستقل کارگری در ایران دارد فراهم می شود. البته درباره ی نوع تشکل میشود در طول مبارزه بحث کرد. امروز دیگر شرایط مناسبی بوجود آمده برای استمرار مبارزه کارگری در ایران و حمایت آن در خارج از کشور. اگر توهم این نهادهای بین المللی نسبت به خانه کارگر و دولت ایران ریخته شده، اما ما نباید به افراط دیگری در غلطیم و به آنها متوهم شویم و در هر کاری از این نهادها طلب یاری کنیم.ظرفیت این نهادها مشخص است اما ظرفیت ما را نمیشود پیش بینی کرد؟
*
مقاله زير، سخنراني محسن حكيمي استدر دانشكدهي پليتكنيكِ دانشگاه تهرانكه درنيمه مرداد 1384 در شمارهي چهلمِ نشریه نامه، در تهران منتشر شده است.
چرا روشنفکران نتوانسته اند با طبقه ی کارگر ارتباط برقرار کنند؟
محسن حکیمی
آگاهی و اندیشهي مسلط بر هر جامعهي طبقاتی، آگاهی و اندیشهي طبقهي حاکم بر آن جامعه است. طبقهي حاکم بر جامعهي سرمایه داری، طبقهي سرمایه دار است. پس، آگاهیِ مسلط بر جامعهي سرمایه داری، آگاهیِ بورژوایی است و روشنفکران و آگاهانِ این جامعه، به طور اعم، روشنفکرانِ بورژوازی هستند. بدین سان، پاسخِ پرسشِ فوق به سادگی این است که روشنفکران به این دلیل نتوانستهاند با طبقۀ کارگر ارتباط برقرار کنند که حاملانِ آگاهیِ بورژوایی بوده اند. اما مسئله به این سادگی نیست. وقتی از روشنفکری سخن میرود که میخواهد با طبقهي کارگر ارتباط برقرار کند، لاجرم پایِ چپِ مارکسیست به میان کشیده میشود و پاسخ به پرسشِ فوق بدونِ بررسیِ این مقوله مقدور نیست. در سنتِ چپِ مارکسیست، منظور از روشنفکری که با طبقهي کارگر ارتباط برقرار می کند فردِ آگاهی است که از طبقهي خود، یعنی طبقهي سرمایه دار، می بُرد و به طبقهي کارگر می پیوندد. باز هم در این سنت، منظور از "ارتباط" با طبقهي کارگر نه رابطهي ساده بلکه ارتباطِ ارگانیک است، یعنی تبدیل شدنِ روشنفکرِ بُریده از طبقهي خود به جزءِ جدایی ناپذیری از موجودِ زنده ای به نامِ طبقهي کارگر. این ارتباط را معمولاً با استعارهي مغز و قلب بیان می کنند. یعنی، همان طور که مغز و قلب هیچ یک بدونِ دیگری همان نیست که هست، رابطهي کارگر و روشنفکرِ بُریده از طبقهي خود نیز در صورتی زنده و بالنده و کارآمد است که هیچ یک از اینها بدونِ دیگری همان نباشد که هست. به این ترتیب، پرسشِ فوق به صورتِ زیر درمی آید : چرا روشنفکری که به قصدِ پیوستن به طبقهي کارگر از طبقهي خود بُریده نتوانسته است با طبقهي کارگر ارتباطِ ارگانیک برقرار کند ؟ پاسخِ موجز و فشرده و درعینِ حال شفاف و روشنِ من به این پرسش چنین است : به این علت که این روشنفکر کوشیده است نه به عنوانِ فعالِ کارگری بلکه به عنوان فعالِ فرقه ای-عقیدتی با طبقهي کارگر ارتباط برقرار کند. این دو مقوله را توضیح می دهم. منظورِ من از "فعال کارگری" کسی است که، مستقل از پیشینهي طبقاتیاش، خود را در متنِ مبارزهي زنده و جاریِ کارگران قرار می دهد ( که لزوماً به معنایِ حضور فیزیکی در فرایند تولید و توزیع نیست، مگر آن که ضرورتِ آهنینِ امرارِ معاش آن را ایجاب کند، که در اکثرِ قریب به اتفاقِ موارد میکند)، از بیرون به این مبارزه نگاه نمیکند، همچون تک تکِ کارگران عملاً و علناً در این مبارزه شرکت میکند، نقطهي عزیمتِ خود را مبارزهي خودانگیخته اما ضدسرمایه داریِ کارگران برای دست یابی به مطالباتِ جاری میداند و میکوشد این مبارزه را به سطحِ مبارزهای خودآگاهانه و سازمان یافته ارتقا دهد. این فعالِ کارگری ممکن است به هر گروه یا سازمان یا حزبی گرایش داشته یا نداشته باشد. اما حسابِ جنبشِ کارگری را از حسابِ این یا آن گروه جدا می کند و با رویکرد و نگاهی جنبشی- و نه فرقهای- دومی را تابع اولی می کند. نظر گروه خود را تبلیغ و ترویج میکند، اما منافعِ جنبشِ کارگری را به منافع گروه خود مقدم می شمارد. از عقیده و ایدئولوژیِ این یا آن گروه به ضرورت فعالیت در جنبشِ کارگری نمیرسد، بلکه از فعالیت در جنبشِ کارگری به صحت و کاربردِ دیدگاه هایِ این یا آن نظریه پردازِ سیاسیِ جنبشِ کارگری می رسد. برایِ یافتنِ فعالانِ کارگریِ دیگری که بتوانند به طورِ سازمان یافته مبارزهي اقتصادی- سیاسیِ کارگران را هدایت کنند و ارتقا دهند، نه به دنبالِ هم عقیده بلکه به دنبالِ هم رزمِ سیاسی میگردد. این هم رزمِ سیاسی ممکن است دارایِ عقیدهای غیر از عقیدهي او باشد، اما او این اختلافِ عقیده را مانعِ مبارزهي سیاسیِ مشترک با وی نمیداند. اختلافِ عقیدهي خود را از او پنهان نمیکند، آن را بیان میدارد، و از او نیز میخواهد چنین کند، اما اتحادِ مبارزاتی- سیاسی با او را به هم عقیده شدن با وی موکول نمیکند. بدین سان، و در یک کلام، فعالِ کارگری کسی است که هویتِ خود را با فعالیتِ کارگری- جنبشی- سیاسی تعریف میکند و نه با فعالیتِ گروهی- عقیدتی. روشنفکرانِ چپ که کوشیده اند با طبقهي کارگر ارتباط برقرار کنند، فاقدِ ویژگیهایِ فوق بودهاند. آنان نظریهي مارکس را، که چیزی جز بیانِ تئوریکِ جنبشِ ذاتاً ضدسرمایه داریِ طبقهي کارگر نبوده و نیست، سیستم یا نظامی فکری به نامِ "مارکسیسم" (و پس از لنین، "مارکسیسم- لنینیسم" ) دانستهاند که روندِ کلیِ جامعه و تاریخ را مشخص کرده و جامعه و تاریخ گریزی جز طیِ این روند ندارند. مارکس نگرشِ خود را درست در نقطهي مقابلِ این گونه سیستم سازی ها تدوین کرد. تا پیش از او، اصحابِ اندیشه فعالیتِ انسانیِ راستین را فعالیتِ صرفاً نظری میدانستند و وظیفهي انسان را شناختِ یا تفسیر جهان، که در قالبِ نظام های فکری بیان می شد. در تاریخِ اندیشه، مارکس نخستین کسی است که گفت : فیلسوفان جهان را صرفاً تفسیر کرده اند، حال آن که مسئله بر سرِ تغییر آن است. این سخن حاویِ تعریفِ جدیدی از انسان بود در مقابلِ تعریفِ ارسطو، که انسان را "حیوانِ ناطق" میدانست. مارکس پیش و بیش از آن که انسان را با "نطق" ، یعنی قوهي تعقل و شناخت، تعریف کند، ویژگیِ انسان را فعالیتِ آگاهانه برای تغییرِ جهان می دانست. او فعالیتِ به راستی انسانی را "فعالیت عملی- انتقادی" ( تزهایی دربارهي فویرباخ ) میشمرد، بیانی که ناظر است هم بر عملِ انسان برای تغییرِ جهان و هم بر اندیشهي او برای شناخت و نقدِ جهان. بدین سان، در وجودِ مارکس ما شاهدِ یک نقطهي عطفِ مهم و تعیین کننده در تاریخِ اندیشه هستیم، نقطهي عطفی که مرکزِ ثقلِ موجودیتِ انسان را از عرصهي اندیشهي صرف به عرصهي عمل- اندیشه یا پراکسیس منتقل کرد. پراکسیس، مفهومی بود که زیرِ پایِ تمامِ سیستم سازی هایِ ماقبلِ مارکس (ودر رأسِ آنها، سیستمِ هگل) را خالی کرد. زیرا راه حلِ تمامِ رازورزی های متافیزیکی را به عملِ انسان حواله می کرد. "در آغاز عمل بود" (گوته) و اندیشه در پرتوِ عمل از هرگونه رمز و راز رها شد و به امری گشوده انتها تبدیل گشت. اما این نگرش، پس از مارکس، و این بار در پوششِ اندیشهي او، جای خود را به نوعی سیستم سازیِ تجدیدنظرطلبانه داد. اگر تا پیش از مارکس مثلاً با نظام های فکریِ افلاطون و هگل روبه رو بودیم، پس از مارکس نظام هایی چون "مارکسیسم" و "ماتریالیسمِ دیالکتیکی" به عنوانِ سیستم هایی که معتقدانشان آنها را طوری نشان میدادند که گویا برای هر پرسشی پاسخِ حاضر و آماده دارند و تکلیفِ هر مسئلهای را مشخص کردهاند، به وجود آمدند. این بازگشتی به گذشته و تبدیلِ اندیشهي مارکس به نوعی آیینِ مذهبی بود که بی تردید در تقلایِ فکریِ جامعهي طبقاتی برای به تأخیرانداختنِ مرگِ محتومِ خود ریشه داشت. روشنفکرانِ چپِ ایران، هم چون جاهایِ دیگر، این سیستم سازیها و آیين پردازیها را پذیرفتند، اهدافِ ناسیونالیستی و پوپولیستیِ خود را به آنها ملبس کردند، و تحتِ عنوانِ "انقلابیونِ حرفهای" (لنین) به اجرا و پیاده کردنِ این سیستمها و آیینها کمر بستند. برای این کار باید با طبقهي کارگر ارتباط برقرار میکردند. سیستم چنین میگفت. اما برای این ارتباط جز از یک نقطهي ایدئولوژیک- و نه سیاسی- نمیتوانستند عزیمت کنند. همان گونه که خود میگفتند، هدفشان از ارتباط با طبقۀ کارگر "نفوذ" در این طبقه و "تسخیرِ ایدئولوژیکِ" آن بود. آنان سوسیالیسم را نه یک جنبشِ اجتماعیِ عملاً موجود (که بی شک باید خودآگاهانه شود) بلکه ایدئولوژی یا نظامی فکری میدانستند که "از بیرون" و توسطِ آنان ( "انقلابیونِ حرفهای" ) به "درونِ" طبقۀ کارگر برده میشد و این طبقه به تسخیرِ آن درميآمد. نزدِ آنان، "نفوذ" و "تسخیر" کلماتی بودند برایِ بیانِ تحمیلِ قالبهایِ عقیدتی- فرقهای بر یک جنبشِ اجتماعی. نتیجهي عملیِ این "نفوذ" و "تسخیرِ ایدئولوژیکِ" طبقهي کارگر توسطِ "انقلابیونِ حرفه ای" چیزی نبود جز نوک زدن به طبقهي کارگر و بیرون کشیدنِ فعالانِ آن؛ فعالانی که بُریده از بسترِ طبقاتیِ خود باید یا اسلحه دست می گرفتند و هم چون سربازی گوش به فرمان برای منافعِ خاصِ این یا آن فرقه میجنگیدند، یا به کارگرِ تشکیلات و اعلامیه پخش کنِ این یا آن گروه تبدیل می شدند، و یا موردِ استفادهي ابزاری برای تزیینِ ویترینِ این یا آن سازمان و حزب قرار میگرفتند. در هر حال، حاصلِ این گونه ارتباطِ روشنفکرانِ چپ با طبقهي کارگر چیزی جز محروم کردنِ جنبشِ کارگری از فعالانِ خود نبوده است. به عبارتِ دیگر، روشنفکرانِ چپ نه تنها نتوانستهاند با طبقهي کارگر ارتباطِ ارگانیک برقرار کنند بلکه این طبقه را از فعالانِ خود نیز محروم کردهاند. و خود نیز به حالتِ اندامی پیوندی درآمدهاند که پس زده شده باشد : بُریده از طبقهي سرمایه دار و پیوندنایافته با طبقهي کارگر. چنین است وصفِ حالِ روشنفکرانِ چپِ ما. آیا وقت آن نرسیده است که این روشنفکران به پرداختِ این هزینههای سنگین پایان دهند و دیگر نه به مثابه فعالِ فرقهای- عقیدتی بلکه به عنوانِ فعالِ کارگری در صحنهي کارزارِ طبقاتیِ طبقهي کارگر علیه نظام سرمایه داری ظاهر شوند ؟
مبارزات کارگران در فاصله ی اول مه 1383 تا مه 1384
بهرام رحمانی
در زير نگاهى ميكنيم به گوشه هايى از مبارزات طبقهى كارگر ايران، در فاصلهى ارديبهشت 1383 تا ارديبهشت 1384.
ارديبهشت - روز 11 ارديبهشت، نيروهاى سركوب گر جمهورى اسلامى به تجمع كارگران در پارك كودك سقز حمله كردند و تعدادى را دستگير نمودند. پس از مدت كوتاهى، تعدادى از دستگير شدگان آزاد شدند، اما هفت نفر از فعالين كارگرى در زندان باقى ماندند. به دنبال اعتراضات خانواده هاى دستگير شده، مقاومت بى نظير خود دستگير شدگان، اعتراض مردم شهرهاى كردستان و ديگر شهرهاى ايران، و كمپينهاى وسيعى كه در سطح بين المللى در حمايت و پشتيبانى از آنها به راه افتاد، فعالين كارگرى دستگير شده پس از 10 روز _ در ميان شادى و سرور مردم سقز _ از زندان آزاد گشتند. - روز 11 ارديبهشت، حدود 1200 نفر از كارگران كارخانه هاى مختلف تهران و خانواده هاى شان در جادهى چالوس در (آبشار خور) تجمع كردند و روز جهانى كارگر را گرامى داشتند. - روز 12 ارديبهشت، تعدادى از كارگران كارخانهى سابق سيمين اصفهان، واقع در خيابان چهارباغ بالا، روز اول ما مه را گرامى داشتند. _ كارگران نساجى رحيم زاده، با برپايى تجمع و راه پيمايى، روز اول ماه را گرامى داشتند. - صدها نفر از كارگران و فعالين كارگرى به مناسبت گرامى داشت روز جهانى كارگران، مراسمى را در سالن فروشگاه بانك سپه در جادهى مخصوص كرج برگزار كردند. - روز 15 ارديبهشت، كارگران ريسندگى صوفىآباد در اعتراض به تعطيلى اين كارخانه و اخراج كارگران در حياط اين كارخانه تجمع كردند و خواهان بازگشت به سر كارهاى خود شدند. - روز 16 ارديبهشت، 23 تن از كارگران كارخانهى شوفاز البرز نسبت به تعويق شش ماه دست مزد خود دست به اعتراض زدند. - روز 18 ارديبهشت، 7 درصد از حقوق كارگران شهردارى به مدت ده سال از طرف شهردارى اين شهر تحت عنوان بيمهى اضافه كارى بالا كشيده شد. - روز 19 ارديبهشت، جمعى از كارگران كارخانهى توليدى مواد غذايى سيانا واقع در ساوه، در اعتراض به عدم پرداخت دست مزدهاى شان در مقابل كارخانه دست به تجمع زدند و خواهان پرداخت حقوق و مزاياى كامل خود شدند. - روز 21 ارديبهشت، كارگران مجتمع كشت و صنعت مغان، به خاطر عدم پرداخت دست مزدهاى معوقهى خود، در مقابل دفتر مركزى دست به اعتراض زدند. كارگران، خواستار پرداخت فورى و بدون قيدوشرط دست مزدهاى معوقه، استعفاى مديرعامل و مديران شركت و همين طور پرداخت حق بيمهى كارگران از سوى كارفرما هستند. روز سهشنبه 22 ارديبهشت، كارگران كشت و صنعت، به دليل پاسخ نگرفتن خواسته هاى شان به خيابان آمدند و در مقابل دفتر مركزى جمع شدند. و روز چهارشنبه 23 ارديبهشت نيز در سطح شهر پارس آباد راه پيمايى كردند. اين راه پيمايى كه شش ساعت به طول انجاميد، عملا به يك شورش و اعتراض وسيع كارگرى تبديل شد. كارگران معترض و خشمگين، شيشه هاى ادارات دولتى را شكستند. و به هيچ كدام از مقامات رژيم، از جمله فرماندار، معاون وزير كشاورزى و امام جمعه شهر اجازهى صحبت ندادند. نيروهاى سركوب گر رژيم به راه پيمايى كارگران حمله كردند و هشت تن از كارگران معترض توسط نيروهاى انتظامى دستگير شدند. روز پنج شنبه 24 ارديبهشت نيز راه پيمايى و اعتراض كارگران ادامه يافت. - روز 22 ارديبهشت، كارگران تخته سه لايى رجايى، در اعتراض به عدم پرداخت دست مزد خود، در مقابل استاندارى مازندران دست به تجمع زدند. - روز شنبه 26 ارديبهشت، كارگران الكتريك رشت در مقابل استاندارى رشت تجمع كردند و خواستار تحقق مطالبات خود شدند. كارگران از جمله خواهان پرداخت دست مزدهاى معوقه، تجديد دفترچه هاى بيمه و امنيت شغلى خود هستند. - روز 26 ارديبهشت، كاركنان بيمارستان مدرس اعتصاب كردند. آنها با دست كشيدن از كار در حياط اين بيمارستان تحصن كردند و خواهان احقاق حقوق خود شدند. در اين اعتصاب، پرستاران، كاركنان علوم آزمايشگاهى و ساير كارگران خدماتى شركت داشتند. - روز 27 ارديبهشت، كارگران معدن كروميت اسفندقه به عدم پرداخت دست مزدهاى هفت ماه خود اعتراض كردند. كارگران اين معدن، در سال 82 به مدت نه ماه دست مزد معوقه داشتند، كه به دنبال تجمع اعتراضى در مقابل استاندارى، بخشى از حقوق خود را دريافت كردند. - روز پنج شنبه 31 ارديبهشت، كارگران شركت دنده فن آور در اعتراض به عدم پرداخت تمامى حق بهره ورى خود دست به اعتصاب زدند. طبق قرارداد ميان كارگران و كارفرما، كارفرما بايد روزانه مبلغ 240 تومان حق بهره هورى به كارگران بپردازد، اما كارفرما به تعدادى از كارگران 60 تومان و به تعدادى 80 تومان پرداخت مىكند. با اطلاع از اين مساله، 180 نفر از كارگران اعتصاب خود را در اعتراض به اين عمل كارفرما آغاز مىكنند. شركت دنده فنآور، وابسته به كارخانهى مگاتور، 480 كارگر دارد كه در سه شيفت كار مىكنند و توليد گيربكس اين كارخانه را به عهده دارند. خرداد - روز اول خرداد، همگى كارگران شركت دنده فنآور در اعتراض به عدم پرداخت بهره ورى، به اعتصاب مىپيوندند. در نتيجهى اين اعتصاب، ساعت 12 ظهر آن روز، مديريت اعلام مىكند مبلغ پرداخت شده به كارگران از بابت بهره ورى را به دو برابر افزايش مىدهد. - روز 2 خرداد، كارگران نساجى شرق تبريز در اعتراض به اخراج خود در محوطهى كارخانه دست به تجمع اعتراضى مىزنند. - روز 3 خرداد، كارگران و رانندگان شركت اتوبوس رانى بوشهر در اعتراض به وضعيت كارى خود دست به اعتصاب زدند و پس از گرفتن قول مذاكره موقتا به اعتصاب خود پايان دادند. - روز 3 خرداد، پرستاران و ساير كاركنان بيمارستان توحيد اعتراض كردند. پرستاران بيمارستان مسيح دانشورى وابسته به دانشگاه علوم پزشكى نيز براى پيگيرى مطالبات خود متحصن شدند. روز 4 خرداد ماه، پرستاران بيمارستان اختر تهران دست به اعتراض زدند. روز 5 خرداد ماه، پرستاران بيمارستانهاى دولتى شهر شيراز، به مدت يك ساعت دست به اعتصاب زدند. پرستاران اعتصابى، پيرامون مطالبات خود به بحث و تبادل نظر پرداختند و از مقامات مسئول خواستند كه هر چه زودتر به خواسته هاى آنها رسيدگى شود. - روز 6 خرداد، كارگران كارخانهى پارك ريس سمنان مسيرى در حدود 18 كيلومتر را راه پيمايى كردند و سپس در مقابل ادارهى كل كار استان تجمع نمودند. كارگران به دست مزدهاى پرداخت نشده و به بيكارسازىها و تصميم كارفرما براى بستن كارخانه معترض بودند. - روز 6 خرداد، تعدادى از كارگران كارخانجات محور جادهى مخصوص كرج، با تهيه طومارهاى اعتراضى خواهان اجراى بازنشستگى پيش از موعد شدند. - روز 6 خرداد، حدود 80 كارگر بافت اطلس اردبيل، كه از بهمن سال گذشته بيكار شدهاند، در مقابل استاندارى اين شهر تجمع كردند و خواستار بازگشت به كار و هم چنين پرداخت طلبهاى قبلى خود شدند. - روز 6 خرداد، هزاران كارگر كشت و صنعت مغان با دست كشيدن از كار و برگزارى راه پيمايى و تجمع نسبت به عدم پذيرش استعفاى مديرعامل شركت از سوى دولت اعتراض كردند. - روز يك شنبه 10 خرداد، كارگران فروشگاه هاى زنجيرهاى قدس در مقابل دفتر مركزى اين فروشگاه در چهارراه جهان كودك دست به تجمع اعتراضى زدند. كارگران خواهان پرداخت بيش از شش ماه دست مزدهاى معوقه و برخى مزاياى ديگر خود شدند. - روز 10 خرداد ماه، كارگران سد و نيروگاه استور ميانه، در اعتراض به عدم پرداخت سه ماه دست مزد خود دست به اعتصاب زدند. - روز 12 خرداد، كارگران شهردارى نيشابور در اعتراض به عدم پرداخت حقوق و دريافتىهاى خود در ميدان مركزى اين شهر تجمع كردند. - روز 12 خرداد، كارگران كارخانهى ماشين سازى سپاهان اصفهان در اعتراض به عدم پرداخت حقوق خود دست به تجمع زدند. - روز 12 خرداد، كارگران كارخانهى چينى سازى ماه نشان زنجان، در اعتراض به نپرداختن دست مزدها در مقابل استاندارى اين شهر تجمع كردند. - روز 12 خرداد، كارگران كارخانهى آلومينيوم سازى ايرانكو در اراك در اعتراض به عدم پرداخت حق بهره ورى خود به مد چند روز دست به اعتصاب زدند. روز 13 خرداد، تجمع كارگران در مقابل درب ورودى كارخانه، با حملهى نيروهاى انتظامى رو به رو گرديد و عدهاى از كارگران نيز دستگير شدند. - روز 16 خرداد، كارگران كشت و صنعت دشت مغان با تعيين دو روز مهلت به فرماندارى پارسآباد، كه قول مساعد براى رسيدگى به خواسته هاى شان داده بود، به اعتصاب خود موقتاً پايان دادند. اما با متحقق نشدن خواسته هاى شان، در روز 18 خرداد كارگران اين مجتمع براى بار سوم دست به اعتصاب و اعتراض زدند. - روز 18 خرداد، گروهى از جوانان و افراد بيكار شهر هويزه، واقع در استان خراسان، در اعتراض به بيكارى و با خواست اشتغال به كار در مقابل جهاد نصر دست به تجمع زدند. - روز 20 خرداد، كارگران راه آهن انديمشك در مقابل ناحيهى راه آهن اين شهر تجمع كردند. - روز 25 خرداد، كارگران كارخانهى آذرآب اراك، با خواست افزايش دست مزدها دست به اعتصاب زدند. - روز 30 خرداد، گروهى از كارگران كارخانهى قند دزفول در اعتراض به نه ماه حقوق معوقهى خود، تعطيلى كارخانه و وضع بلاتكليف خود در مقابل ساختمان مركزى وزارت صنايع اجتماع كردند و خواهان رسيدگى به وضعيت خود شدند. - روز 30 خرداد، حدود 200 معلم از شهرهاى تهران و كرج در مقابل دفتر دو شركت ساختمانى در تهران تجمع كردند و نسبت به سوءاستفادهى مالى اين شركتها اعتراض كردند. تير ماه - روز اول تير، 4000 كارگر ماشين سازى اراك در اعتراض به سطح پايين دست مزدها دست به اعتصاب زدند. حركت اعتراضى كارگران، تا 10 تير ماه ادامه داشت. - روز 2 تير، 160 كارگر اخراجى وزارت تعاون، با تجمع در مقابل وزارت تعاون، خواهان بازگشت به كار شدند. - از روز اول تا 6 تير، كارگران نيروگاه اتمى بوشهر در اعتراض به عدم پرداخت دست مزدهاى خود دست به اعتصاب زدند. بنا به گزارشات منتشر شده، اعتراضات كارگران نيروگاه بوشهر با دخالت نيروهاى انتظامى مواجه شد. - روز 20 تير، محمود بهشتى، دبير كانون معلمان، به اتفاق علىاصغر ذاتى، عضو هيات رئيسهى كانون، دستگير شدند. به دنبال دستگيرى بهشتى و ذاتى، معلمان اعلام كردند با اجتماع در مقابل وزارت آموزش و پرورش در روزهاى يك شنبهى هر هفته، مبارزه براى آزادى هم كاران دستگير شدهى خود را دنبال خواهند كرد. - روز 25 تير، بيش از 1000 كارگر شهرك صنعتى قزوين به پايين بودن حقوق بازنشستگى و به تورم و گرانى اعتراض كردند و در مقابل ادارهى بيمهى اجتماعى رژيم در اين شهر تجمع نمودند.
مرداد ماه - روز 17 مرداد، حدود 40 نفر از كارگران كارخانهى ترمهى آذربايجان، كه اكثر آنها زن هستند، با برگزارى يك اجتماع اعتراضى در مقابل خانهى كارگر رژيم، خواستار پرداخت فورى دست مزدهاى معوقهى خود شدند. - روز 20 مرداد، كارگران اخراجى پتروشيمى كرمانشاه در اعترض به اخراج خود از كار، در مقابل استاندارى اين شهر تجمع كرده و خواهان بازگشت خود به كار شدند. شهريور ماه - روز 4 شهريور، 300 كارگر كارخانهى نساجى كردستان در اعتراض به نداشتن امنيت شغلى دست به اعتراض زدند.. - روز 10 شهريور، كارگران كارخانجات فرش گيلان و الكتريك رشت دست به اعتصاب زدند. - روز 10 شهريور، كارگران نيشابورى در اعتراض به سياستهاى سازمان تامين اجتماعى، هم راه با كارگران سراسر استان خراسان، در شهر مشهد در مقابل دفتر اين سازمان دست به تجمع عتراضى زدند. - روز 11 شهريور، حدود 600 كارگران كارخانهى ريسندگى و بافندگى فومنات رشت در ادامهى مبارزات خود در اعترض به واگذارى اين كارخانه به بخش خصوصى و اخراج كارگران بدون پرداخت حقوق شش ماه گذشته، جادهى رشت _ فومن را براى چند ساعت مسدود كردند. - روز 16 شهريور، تعدادى از جوانان بيكار گتوند، از توابع شوشتر، با خواست كار در مقابل بخش دارى منطقه دست به تجمع اعتراضى زدند. - روز 17 شهريور، كارگران سراسر كشور در اعتراض به عدم اجراى طرح بازنشستگى مشاغل سخت و زيان آور در مقابل دفاتر سازمان تامين اجتماعى دست به تجمع اعتراضى زدند. - روز 20 شهريور، به علت درگيرى ميان كارگران و كارفرمايان كوره هاى آجرپزى در شهر بروجرد، شش نفر زخمى شده و هفت نفر ديگر نيز دستگير شدهاند. - روز 29 شهريور، تعدادى از معلمان حق التدريسى براى چندمين بار در دو ماه گذشته در مقابل مجلس شوراى اسلامى دست به تجمع اعتراضى زدند.. - روز 31 شهريور، تعدادى از كارگران كاشان در اعتراض به طرح احتساب مدت بيمهى بيكارى خود در مشاغل سخت و زيان آور براى پنجمين بار طى يك ماه گذشته در مقابل ادارهى تامين اجتماعى و اداره كار شهرستان كاشان تجمع اعتراضى بر پا كردند - روز 31 شهريور، حدود 120 نفر از رانندگان مينى بوس، كه مسئوليت سرويس دانشگاه آزاد اين شهر را بر عهده داشتند، در اعتراض به اقدام مسئولان دانشگاه در مورد واگذارى مسئوليت انتقال دانش جويان از سرويس فعلى به شركت واحد در داخل شهر نجف آباد اقدام به برپايى يك حركت اعتراضى كردند.
مهرماه - روز اول مهر، شمار زيادى از كارگران شركت نساجى كردستان دست از كار كشيدند و از ساعت 11 صبح تا 5/2 بعد از ظهر اقدام به تحصن در مقابل درب اصلى اين شركت نمودند. - روز اول مهر، 125 نفر از كارگران سد گاوشان از كار اخراج شدند. اين كارگران در بخشهاى بتن، خاك ريزى و رانندگى مشغول كار بودند. - روز 5 مهر، 700 نفر از معلمان حق التدريسى كه از شهرستانهاى استان كرمان، اصفهان و قم به تهران رفته بودند، از ساعت 11 صبح در مقابل مجلس اسلامى دست به تجمع اعتراضى زده و خيابان خمينى را مسدود نمودند.. - روز 7 مهر، 150 كارگر اخراجى نساجى شاهو سنندج در مقابل خانهى كارگر اين شهر دست به تجمع اعتراضى زدند. - روز 8 مهر، شمار زيادى از كارگران شهردارى نيشابور در اعتراض به نحوهى عمل كرد شهردارى در خصوص وضعيت كارى خود اقدام به برپايى تجمع اعتراضى كردند. - روز 10 مهر، كارگران نساجى كاشان در اعتراض به عدم پرداخت به موقع دست مزدها در مركز اين شهر دست به تجمع اعترضى زدند. در حمايت از اعتراض كارگران و خواسته هاى شان، گروهى از جوانان كاشان نيز به تجمع اعتراضى كارگران پيوستند. - روز 26 مهر، كارگران نساجى بابكان آمل در اعتراض به تعويق در پرداخت دست مزدها و هم چنين تعطيل شدن اين كارخانه و بيكارى دست به تجمع اعتراضى زدند. - روز 27 مهر، حدود 80 نفر از كارگران شركت الاستيك تهران وابسته به سازمان همايشهاى بين المللى ايران دست به اعتصاب زدند. اين اعتصاب تا 7 آبان ادامه يافت. - روز 27 مهر، كارگران كارخانهى ريسندگى و بافندگى پاكريس مهدى شهر سمنان، در اعتراض به عدم پرداخت سه ماه دست مزد خود در محوطهى داخل كارخانه دست به تجمع اعتراضى زدند. - در روزهاى 27، 28 و 29 مهر، كارگران مخابرات برج ميلاد، دست به اعتصاب زدند. - روز 29 مهر، كارگران اتوبوس رانى اهواز در اعتراض به تعويق پرداخت دست مزدها دست به يك اعتصاب هشدارى يك ساعته زدند.
آبان ماه - روز 3 آبان، كارگران اتوبوس رانى اهواز در اعتراض به تعويق بيش از 70 روز حقوق خود تهديد به اعتصاب نمودند. - روز 5 آبان، كارگران الياف شروان، هشت ماه است حقوق دريافت نكردهاند. مديريت اين كارخانه طى چند مرحلهى اخراج، شمار كارگران خود را از 800 نفر به 420 نفر رسانده است. - روز 5 آبان، 370 نفر كارگر شركت نارنج ناز قزوين، پس از گذشت دو سال هنوز در انتظار استخدام دوباره از طرف كارخانه هستند. - روز 6 آبان، كاركنان شركت صنعتى دريايى ايران در ادامهى اعتراضات خود براى افزايش دست مزد و عليه اخراج دست به اعتصاب زدند - روز 9 آبان، كارگران شركت چينى هيس ابهر در اعتراض به بيكارشدن خود در مقابل فرماندارى اجتماع كردند - روز 9 آبان، كارگران كارخانه چينى يزد براى گرفتن هشت ماه حقوق معوقهى خود دست به اعتصاب زدند. كارگران، كنترل كارخانه را براى چهارمين روز در كنترل خود گرفتند و به مديران اجازهى خروج از كارخانه را ندادند. - روز 9 آبان، جمعى از كاركنان خدمات دانشگاه تربيت معلم دست به اعتراض زدند. - روز 9 آبان، كارگران قسمت بافندگى كارخانهى نساجى كردستان، از ساعت 6 صبح تا ظهر، در اعتراض به اخراج كارگران تحت عنوان خصوصى سازى، دست به اعتصاب زدند. - روز 10 آبان، كارگران مزارع نيشكر شركت كشت و صنعت كارون دست به راه پيمايى زدند كارگران تا هشت كيلومتر به سوى شهر بوشهر راه پيمايى كردند - روز 10 آبان، كارگران شركا رادياتور آرمكو در اعتراض به افزايش ساعت كار دست به اعتراض زدند. 110 كارگر شركت گوهر كوه شهرستان خش به دليل سوءمديريت و نبود منابع مالى، چهار ماه است حقوق نگرفتهاند. - روز 12 آبان، كارگران كارخانهى رادياتور اتومبيل آرمك با تجمع در مقابل فرماندارى ساوه، به ضايع شدن حقوق حداقل خود اعتراض نمودند. - كارگران مزارع نيشكر شركت كشت و صنعت كارون شوشتر در اعتراض به راى كميتهى كارهاى سخت به سمت شوشتر را راه پيمايى كرده و قصد تجمع در مقابل ادارهى كار و شعبهى تامين اجتماعى شوشتر را داشتند، كه توسط نيروى انتظامى وادار به توقف شدند. - روز 14 آبان، كارگران كارخانهى چينى مهدى يزد دست به اعتصاب زدند. - روز 14 آبان، كارگران ذوب قشم در استان هرمزگان در اعتراض به اخراج هم كاران خود، شرايطى سخت كار، دست به اعتصاب زدند. - روز 14 آبان، كارگران كارخانهى آذرخش شاهرود در اعتراض به دست مزد پرداخت نشدهى خود، در مقابل ادارهى كار و امور اجتماعى اين شهرستان، دست به تجمع اعتراضى زدند. - روزهاى 16 و 17 آبان، كارگران روزمزد و قراردادى شهردارى مسجد سليمان در اعتراض به چهار ماه دست مزد پرداخت نشدهه خود دست به اعتصاب زدند. - روز 17 آبان، كودكان و نوجوانانى كه در يك كارگاه كفش واقع در اكبرآباد نسيم شهر به كار گمارده شده بودند، فلج شدند. استفاده از چسب غير مجاز، كه باعث تاثيرات منفى روى اعصاب حركتى مىشود، دليل اين فاجعه بوده است. هيچ يك از ارگانهاى دولتى (وزارت كار و وزارت بهداشت) مسئوليتى در قبال اين حادثه قبول نكردهاند. - روز 18 آبان، كارگران نقش ايران قزوين، كه شمار آنها 200 نفر گزارش شده، در اعتراض به طرح تعديل نيرو و اخراج 190 كارگر اين شركت از محل كارخانه به سوى شهر قزوين راه پيمايى كردند و پس از طى اين مسير هفت كيلومترى توسط نيروى انتظامى وادار به توقف و بازگشت به كارخانه شدند.. - از ابتداى آبان تا 20 آبان، كارگران نساجى قدس اصفهان به يك سلسله اعتراض پى در پى براى دريافت حقوق معوقهى خود دست زدند. - در هفتهى آخر آبان، تجمعاتى در نقاط مختلف كشور در اعتراض به «طرح اشتغال موقت بيكاران» برگزار گرديد. از جمله كارگران استان سيستان و بلوچستان در روز 26 آبان در محل خانهى كارگر زاهدان تجمع كردند. شمارى از كارگران قزوين در استاديوم ورزشى شهر صنعى البرز اجتماع نمودند. هم چنين تجمعات ديگرى در سمنان، اراك و تبريز در روز 28 آبان برگزار گرديد. - 29 آبان، اجتماعى از طرف كارگران استان كردستان، اعضاى انجمنهاى صنفى خبازان و كارگران اخراجى در محوطه انجمن صنفى خبازان سنندج برگزار شد آذر ماه - روز 2 آذر، كارگران نساجى كردستان در سنندج براى بار دوم دست به اعتصاب زدند. اين اعتصاب پنج روز طول كشيد و كارگران موفق شدند حقوق روزهاى اعتصاب دور دوم خود و حق اضافه كارى روزهاى تعطيل را به كارفرما تحميل كنند. - روز 2 آذر، جمعى از كارگران كارخانهى الياف عليه اخراج سازىها دست به اعتراض زدند. - روز 4 آذر، كارگران كارخانجات نساجى سيمين اصفهان با تجمع در مقابل هتل هماى اصفهان نسبت به موقعيت شغلى و خطر اخراج خود از كار، دست به تجمع اعتراضى زدند. - روز 19 آذر، حدود 170 نفر از كارگران كارخانهى سيمان استهبان به مدت چند ساعت دست از كار كشيدند و در برابر در ورودى اين كارخانه تجمع كردند. - روز 23 آذر، حدود 90 نفر از كارگران بهمن پلاستيك، در اعتراض به عدم پرداخت دست مزدهاى خود در برابر وزارت كار و امور اجتماعى تجمع كردند - روز 29 آذر، 30 نفر از كارگران اخراجى كارخانهى آذرخش شاهرود در اعتراض به بيكار شدن خود در مقابل ادارهى كار و امور اجتماعى شاهرود تجمع كردند. دى ماه - روز 2 دى، بيش از 300 نفر از كارگران مجتمع بزرگ ماشين سازى اراك نسبت به ناديده گرفتن موقعيت شغلى سخت و زيان بار خود، كه بايد به بازنشستگى پيش از موعد كارگران بيانجامد، دست به اعتصاب زدند. - روز 8 دى، 500 نفر از كارگران پيمان كارى »شهاب خودرو« طى ارسال نامهاى به ادارهى كار استان تهران خواستار اجراى طبقه بندى مشاغل براى خود شدند. - روز 8 دى، كارگران كارخانهى ايران برك در اعتراض به تعويق پرداخت دست مزدشان، با ارسال نامهاى به مسئولان رژيم، خواهان رسيدگى به خواسته هاى خود شدند. - روز 9 دى، 850 كارگر كارخانهى رينگ سازى مشهد، در اعتراض به عدم پاسخ گويى به خواسته هاى شان دست به اعتصاب زدند. - روز 9 دى، 250 نفر از كارگران شركت كنف كار واقع در شهرستان رشت، به دليل عدم پرداخت حقوق و مزاياى خود از سوى كارفرما دست از كار كشيدند - روز 11 دى، 20 كارگر شركت كنف كار در اعتراض به عدم پرداخت حقوق و مزاياى خود دست از كار كشيدند. - روز 12 دى، جمعى از پرستاران سازمان نظام پرستارى در مقابل ارگان رياست جمهورى دست به تجمع اعتراضى زدند. - روز 14 دى، 120 كارگر كارخانهى صندوق نسوز خرم به دليل عدم دريافت چهار ماه حقوق و ديگر مزاياى خود در مقابل مجلس اسلامى دست به تجمع اعتراضى زدند. - روز 24 دى، كارگران كارخانهى شاهو در سنندج در حالى كه خواستار دريافت دست مزدهاى خود بودند، با بى توجهى كارفرما رو به رو شدند. كارگران در عكس العمل به اين بى توجهى، از ساعت 12 ظهر، طاهرى كارفرماى كارخانه را به هم راه همسرش در اتاق كارش محبوس كرده و اجازهى خارج شدن به آنها را ندادند. - روز 26 دى، كارگران اخراجى شركت توليدى سيانا براى پيگيرى مطالبات خود در برابر خانهى كارگر رژيم در ساوه تجمع كردند. - روز 27 دى، كارگران سد زيردان در اعتراض به عدم پرداخت پنج ماه دست مزد خود دست از كار كشيدند. - روز 28 دى، حقوق يك ماه كارگران شاهو پرداخت شد. در حالى كه كارگران حقوق سه ماه خود را دريافت نكردهاند. دو ماه باقى مانده را قرار است در دو نوبت تا آخر سال پرداخت كنند. - روز 28 دى، كارگران شركت مينوى خرم دره در مقابل درب جلوى ساختمان مديريت تجمع كردند و خواستار حضور مديريت كارخانه و جواب گويى به خواسته هاى شان شدند. - روز 28 دى، كارگران صنايع پوشش گيلان كه به مدت 33 ماه است حقوق خود را دريافت نكردهاند، در اعتراض به تعويق در پرداخت دست مزدهاى خود در محوطهى كارخانه دست به تجمع اعتراضى زدند. - روز 30 دى، كارگران برج ميلاد در اعتراض به پرداخت نشدن دستمزدشان دست از كار كشيدند. بهمن ماه - روز اول بهمن، 52 كارگر كارخانهى تخته سه لايى رجايى سارى در اعتراض به عدم پرداخت حقوق و مزاياى خود در مقابل استاندارى مازندران دست به تجمع اعتراضى زدند. - روز 2 بهمن، بيش از 500 نفر از كارگران كارخانهى نساجى فومنات در اعتراض به وضعيت كارخانهى فوق جادهى اصلى رشت _ فومنات را مسدود كردند، كه با حملهى نيروهاى سركوب گر رژيم مواجه شدند. - كارگران شهردارى مسجد سليمان براى دومين بار طى شش ماه گذشته در اعتراض به عدم رسيدگى مسئولان رژيم به خواسته هاى شان دست از كار كشيدند.. - روز 3 بهمن ماه، نيروى انتظامى رژيم به كارگران اعتصابى ريسندگى و بافندگى فومنات رشت يورش برد و حدود شش نفر از كارگران اين كارخانه را از ناحيه سر و پا مجروح كرد، كه تعدادى از آنان به مراكز درمانى انتقال داده شدند. رمضان على شيرعلىپور، كارگر قسمت تكميل كارخانهى نساجى فومنات، كه در جريان حملهى نيروى انتظامى مجروح شده است، به خبرنگار «ايلنا» گفت: «يك امر صنفى و خارج از هر گونه مساله سياسى بود. اما يكان ضدشورش نيروى انتظامى به همراه تعدادى لباس شخصى براى سركوبى كارگران در محل حضور پيدا كرد... يكى از لباس شخصىها به نام... بسيار سربازان را تحريك مىكرد كه همين شخص با يك بشكه 50 ليترى بر سر من كوبيد و باعث محروح شدن من شد... فرماندهى كه دستور زدن كارگران را داده است، خيلى ناپخته عمل كرد و اگر آن روز ما سلاح را از دست سربازان مىگرفتيم، خون به پا مىشد. 25 سال سابقه كار در اين كارخانه دارم و مديران اين شركت به عناوين مختلف از اين واحد سوءاستفاده كردهاند، ولى غارتى كه در طول چهار ماه گذشته در نساجى فومنات صورت گرفته، بى سابقه بوده است. دستمزد كارگران فومنات، 11 ماه است كه پرداخت نشده است.» - روز 4 بهمن، مخالفان كشتار كارگران طى اطلاعيهاى اعلام كردند، به مناسبت گرامى داشت ياد كارگران جان باختهى مس خاتون آباد - كه سال گذشته در تاريخ چهارم بهمن در شهر بابك كرمان، به علت اعتراض به اخراج و از دست دادن كارشان توسط عمال سرمايه به گلوله بسته شدند و چهار تن از آنان جان خود را از دست دادند - ده ها تن از كارگران واحدهاى صنعتى جادهى مخصوص كرج و هم چنين نساجى كردستان هم زمان به دو قلهى كلون بستك در شمال شرقى تهران و توچال در شمال تهران صعود كردند. - كميتهى حمايت از كارگران بيكار و اخراجى سنندج با صدور اطلاعيهاى در رابطه با 4 بهمن 82، خطاب به كارگران و مردم آزاده نوشت: بعد از واقعهى شهر بابك، فعالان كارگرى در ايران طى نشستهاى مكرر تصويب كردند، كه هر سال به اعتراض به اين كشتار آشكار، در روز 4 بهمن ساعت ده صبح به مدت پنج دقيقه دست از كار بكشند و ياد و خاطرهى اين عزيزان را گرامى بدارند. - روز 4 بهمن، جمعى از كارگران ايران خودرو در محكوم كردن حمله نيروهاى سركوب گر به كارگران اعتصابى فومنات، طى انتشار اطلاعيهاى از جمله نوشتند: سوم بهمن ماه درست يك روز قبل از سال گرد كشتار كارگران خاتونآباد، كارگران نساجى فومنات كه يازده ماه است حقوق دريافت نكردهاند، جهت رسيدن به خواسته هاى خود جادهى اصلى رشت به فومن را بستند تا از اين طريق بتوانند حقوق خود را دريافت كنند، ولى جواب كارگران را با باتوم دادند. در نتيجه، چند نفر از كارگران زخمى و چند نفر روانه بيمارستان شدند... ما كارگران ايران خودرو، حمله به كارگران را محكوم كرده و ضمن اعلام هم بستگى با كارگران نساجى فومنات، از خواسته هاى به حق آنان پشتيبانى مىكنيم و به خصوص از كارگران شمالى شاغل ايران خودرو مىخواهيم كارگران نساجى فومنات را تنها نگذارند و با اعلام پشتيبانى از آنان، راه را براى دوستان كارگر قسمتهاى خود روشن كنند. - روز 4 بهمن، 50 نفر از كارگران ايران كنف گيلان در اعتراض به عدم پرداخت دست مزدها در برابر خانهى كارگر جمهورى اسلامى در گيلان دست به تجمع اعتراضى زدند. - روز 5 بهمن، كارگران كشت و صنعت نيشكر فارابى اهواز دست به اعتراض و اعتصاب زدند و خواهان پرداخت فورى چهار تا پنج ماه حقوق معوقهى خود شدند. - روز 7 بهمن، بيش از 80 نفر از كارگران شركت ريسندگى ايران كنف در اعتراض به عدم پرداخت حقوق خود و كم توجهى مسئولان رژيم در مقابل خانهى كارگر گيلان دست به تجمع اعتراضى زدند. - روز 7 بهمن، اعتصاب كارگران نساجى خوى پس از سه روز پايان يافت.. _ روز 10 بهمن، كارگران پيمان كار در ايران خودرو دست به تجمع اعتراضى زدند. - روز 12 بهمن، جمعى از بهياران بيمارستان فاطمه زهراى بوشهر در اعتراض به عدم پرداخت حقوق و مزاياى خود در مقابل دفتر معاون امور درمان دانشگاه علوم پزشكى بوشهر تجمع اعتراضى برگزار كردند. - 13 بهمن، كارگران كارخانهى علاءالدين براى رسيدگى به مشكلات خود در محل كارخانه تجمع كردند. احمدعلى عسگرى، از كارگران معترض اين كارخانه، به خبرنگار «ايلنا» گفت: «كارخانهى علاءالدين هم چون عسل شيرينى است كه هر مديرى براى مديريت آن مىآيد، تنها به فكر پر كردن جيب خود است. «ايلنا»، در تاريخ 13 بهمن 83، نوشت: «فرزند يكى از كارگران شركت علاءالدين براى تامين مخارج زندگى پدر كارگرش، كليه خود را فروخت.» - كارگران قراردادى محور شرق تهران، طى نامهاى به وزير كار ژريم نوشتند: «قراردادهاى موقت، امروزه به صورت غدهى سرطانى در بين صاحبان سرمايه و قدرت ريشه دوانيده و روز به روز بر تعداد كارفرمايانى كه به دنبال از بين بردن حقوق اصلى و انكارناپذير كارگران هستند...» در پايان اين نامه آمده است: «كارگران اكنون بايد از ميان اعتصاب، تحصن و اعتراض يا خفقان و مرگ تدريجى، يكى را انتخاب كنند. از وزير كار و عوامل اجرايى قانون كار مىخواهيم از ادامهى اين سياست پيمان كاران (برده فروشان) جلوگيرى نمايند و به خواست هاى كارگران قراردادى اهميت دهند.» - روز 13 بهمن، 80 كارگر شركت نساجى پارس ايران گيلان در اعتراض به عدم پرداخت نه ماه حقوق خود از محل كارخانه تا مقابل دفتر نمايندهى خامنهاى در شهرستان رشت راه پيمايى كردند. - روز 14 بهمن، تعدادى از كارگران شركت صنعى قطعات فولادى ايران، واقع در منطقهى كلارك كرج، در مقابل اين شركت تجمع اعتراضى برگزار كردند. - كارفرمايان شركت كفش گام قصد تعطيلى اين شركت را داشتند، كه با مقاومت و مبارزهى پيگير كارگران مجبور به عقب نشينى شدند. كارگران اين شركت، بعد از حدود يك ماه مبارزه و اعتراض مداوم، مانع تعطيلى اين شركت گشتند. - روز 18 بهمن، بيانيهاى تحت عنوان «كميتهى پيگيرى ايجاد تشكلهاى كارگرى در ايران» در سايت «آواى كار» انتشار يافت. در اين بيانيه كه خطاب به وزارت كار و امور اجتماعى جمهورى اسلامى، سازمانهاى كارگرى در سراسر جهان و «سازمان جهانى كار» نوشته شده، چنين آمده است: «... در اين راستا، ضمن درخواست از وزارت كار و امور اجتماعى جهت رفع موانع تشكل يابى كارگران و به رسميت شناخت نمايندگان مستقل كارگران جهت حضور در تمامى نشستهاى مربوط به تدوين قوانين مرتبط با كار از سازمانهاى كارگرى نيز در سراسر جهان مىخواهيم تا از خواستهاى بر حق كارگران ايران حمايت نمايند...» اين بيانيه را حدود 4000 كارگر امضا كردهاند. - روز 19 بهمن، بعد از گذشت چهار ماه از تعطيلى كارخانهى چينى مهدى يزد، كارگران اين كارخانه هنوز 11 ماه حقوق خود را دريافت نكردهاند. كارگران كارخانهى چينى مهدى يزد، در اعتراض به حقوق معوقهى 11 ماههى خود، در مقابل دادگسترى استان يزد دست به تجمع اعتراضى زدند و خواهان پرداخت حقوق خود شدند. . _ جمعى از كارگران شركت اكسيژن بالن با تجمع در مقابل خانهى كارگر ساوه به عمل كرد كارفرماى اين شركت اعتراض كردند - روز 24 بهمن، كارگران كارخانهى قند مياندوآب با انتشار اطلاعيهاى اعلام كردهاند، براى دست يابى به مطالبات خود دست به اعتصاب خواهند زد. - روز 25 بهمن، 200 كارگر كارخانهى كفش گام به دليل چهار ماه تعويق در پرداخت دست مزدهاى خود دست به تجمع اعتراضى زدند. - روز 25 بهمن، كارگران شركت اكسيژن بالن در مقابل خانهى كارگر جمهورى اسلامى در ساوه دست به تجمع اعتراضى زدند. - روزهاى 25 و 27 بهمن، معلمان حق التدريس براى چندمين بار در طول چند ماه گذشته در مقابل مجلس جمهورى اسلامى تجمع كردند و خواستار استخدام رسمى خود در آموزش و پرورش شدند. - روز 27 بهمن، «ايلنا» نوشت: «نارنج تعطيل شد و 500 كارگر آن نيز بيكار شدند.» كارگران اخراجى شركت نارنج در قزوين بيش از دو ماه پاداش و عيدى طلب كارند. به طور متوسط هر كارگر اين شركت در حدود يك ميليون و 300 هزار تومان از نارنج طلب كار است. - روز 27 بهمن، يك كارگر شاغل در منطقهى عسلويه پس از آن كه از دريافت حقوق عقب افتادهى خود نااميد شده بود، طى اقدامى مسلحانه از كارفرماى خود خواستار دريافت حقوق يك سال گذشتهى خود شد. اين حركت هشدار بزرگى به سرمايه داران و رژيم جمهورى اسلامى است. _ روز 28 بهمن، حدود 80 نفر از كارگران بافت بلوچ در مقابل اين كارخانه تجمع اعتراضى برگزار كردند. 800 كارگر اين كارخانه، دو ماه است حقوق دريافت نكردهاند. اسفند ماه - روز 3 اسفند، «خبرگزارى كار ايران» نوشت: «پس از گذشت 33 روز از اعتصاب كارگران معدن البرز غربى واحد سنگرود، هنوز هيچ گونه واكنشى از سوى كارفرماى اين معدن به عمل نيامده است. اعتراض حدود 700 كارگر معدن البرز غربى كه در اثر بى توجهى مسئولان، به اعتصابى گسترده و طولانى مدت تبديل شده است، پس از گذشت 33 روز هم چنان ادامه دارد و بى توجهى مديران اين معدن نيز هم چنان ادامه دارد. قرار است فرماندار، رئيس اطلاعات، فرماندهى نيروى انتظامى و نمايندهى مردم اين منطقه در مجلس شوراى اسلامى با كارفرماى اين معدن ملاقات كنند، تا هر چه سريع تر كارگران بر سر كارشان باز گردند. كارگران اين معدن كه بيش از دو ماه حقوق و مزايا طلب كار هستند.» - روز 3 اسفند، حدود 100 نفر از كارگران كارخانهى شاهو به سوى ادارهى كار راه پيمايى كردند و در مفابل اين اداره تجمع نمودند - سوم اسفند ماه، 33 روز از اعتصاب كارگران معدن البرز غربى واحد سنگرود مىگذرد. كارگران اين معدن بيش از يك ماه است، كه در اعتراض به بيكارسازى، بازخريد اجبارى، ميزان سنوات پايان خدمت و سختى كار دست به اعتصاب زدهاند. - روز 5 اسفند، كارگران تخته سه لايى رجايى در اعتراض به بلاتكليفى و قطع بيمهى بيكارى در مقابل استاندارى مازندران تجمع كردند. - روز 7 اسفند، تعداد 500 نفر از كارگران معترض صنايع پوشش رشت در اعتراض به عدم دريافت چهار ماه دست مزد خود، در ادامهى اعتراضات و مبارزات شان، جادهى اصلى رشت به بندر انزلى را بستند. - روز 7 اسفند، كارگران نقش باف ساوه در اعتراض به اعلام تعطيلى كارخانه به بهانهى ورشكستگى و در اعتراض به اخراج 40 نفر از هم كاران خود در برابر خانهى كارگر رژيم در ساوه تجمع كردند. _ روز 7 اسفند، نزديك به 300 نفر از كارگران نساجى پارس، كه مدت بيش از ده ماه است حقوقى دريافت نكردهاند، در برابر استاندارى گيلان تجمع كردند. - روز 8 اسفند، 40 نفر از كارگران شركت لوله سازى قدس كرمانشاه در اعتراض به تهديد به اخراج و بيكارسازى، در ادارهى كار تجمع كرده و نسبت به عواقب اين رفتار كارفرمايان به مسئولين ادارهى كار هشدار دادند. - روز 8 اسفند، حدود 1000 نفر از كارگران بازنشستهى شركت نفت آبادان در اعتراض به عدم رسيدگى به خواسته هاى شان براى چندمين بار در محل باشگاه پيروز آبادان دست به اعتراض زدند. - روز 9 اسفند، كارگران كارخانهى ريسندگى بارش اصفهان در اتوبان اصفهان _ تهران به مدت پنج ساعت، تجمع كردند و اين اتوبان را بستند. . - 160 نفر از كاركنان و پرستاران بيمارستان خيريهى ولى عصر مشهد، دو ماه حقوق خود را دريافت نكردهاند و خواهان پرداخت فورى حقوق خود هستند. - كارگران شركت آذر بنياد تبريز، كه وابسته به بنياد جانبازان است، به تاخير در پرداخت دست مزدشان اعتراض كردند. كارگران با ارسال شكايت نامه به ادارهى كار، خواهان پرداخت حقوق معوقهى خود شدند. - روز چهارشنبه 12 اسفند ماه تعدادى از كارگران اخراجى شركت رجاء انديمشك، در بابر اداره كار اين شهرستان، دست به اعتراض زدند و خواهان بازگشت به كار شدند. - روز پنج شنبه 13 اسفند ماه، كارگران فضاى سبز دزفول، در برابر دفتر فضاى سبز در پارك، دست به تجمع اعتراضى زدند و خواهان پرداخت حقوق معوقهى خود گشتند. - روز 13 اسفند، 65 نفر از كارگران شركت مرجان كار در گرگان در اعتراض به عدم پاسخ گويى كارفرما به اجراى طرح طبقه بندى مشاغل و عدم پرداخت مزاياى خود، در مقابل استاندارى استان گلستان، دست به تجمع اعتراضى زدند. - كارگران قند ياسوج بيش از يك سال است حقوق دريافت نكردهاند. به دليل واگذارى اين كارخانه به بخش خصوصى، كارفرماى سابق از پرداخت حقوق به تعويق افتادهى كارگران خوددارى مىكند. - روز 16 اسفند، كارگران معدن زغالسنگ سنگرود به سمت فرماندارى رودبار حركت كردند. - روز 16 اسفند، كارگران قراردادى بخش تعميرات پتروشيمى بيستون كرمانشاه با هشدار قبلى دست به اعتصاب زدند. در اثر اين اعتصاب كارگران، كار به حالت تعطيل در آمد. - روز 17 اسفند، كارگران كارخانهى قند دزفول در اعتراض به عدم پرداخت دست مزد و ساير مطالبات شان دست به حركتهاى اعتراضى زدند. از روز 17 اسفند اعتصاب كارگران شروع شد و تا روز 19 اسفند ادامه يافت. كشاورزان چغندر كار نيز در اين حركت اعتراضى شركت داشته و خواهان تحقق مطالبات خود شدند. - روزهاى 17 و 18 اسفند، حدود 200 نفر از كارگران نيروگاه اتمى بوشهر در اعتراض به عدم پرداخت دست مزد خود در برابر فرماندارى و ادارهى كار و امور اجتماعى دست به تجمع اعتراضى زدند و خواهان پرداخت حقوق معوقهى خود شدند. - روز 18 اسفند كارگران آدنيس مشهد، در اعتراض به عدم پرداخت دست مزد و مزايا در برابر فرماندارى مشهد تجمع كردند. - روز 18 اسفند، كارگران ساميكو صنعت همدان در اعتراض به عدم رسيدگى به مشكلات شان، اقدام به برپايى يك تجمع اعتراضى كردند. - روز 19 اسفند، يكي از مسئولان خانهى كارگر رژيم در مهاباد گفت: 90 درصد كارگران شاغل در واحدهاى توليدى مهاباد، قراردادى بوده و از هيچ گونه امنيت شغلى برخوردار نيستند. - روز 19 اسفند، كارگران بهمن پلاستيك در اعتراض به عدم پرداخت چهار ماه حقوق و مزاياى خود دست به تجمع اعتراضى در مقابل وزارت كار زدند. - روز 19 اسفند، كارگران فرآورده هاى گوشتى سالم ايلام براى گرفتن شش ماه دست مزد معوقهى خود دست به حركت اعتراضى زدند - روز 20 اسفند، كارگران كارخانهى يخچال سازى لرستان در اعتراض به چهار ماه حقوق پرداخت نشده خود در مقابل ساختمان استاندارى دست به تجمع اعتراضى زدند - روز 21 اسفند، كارگران شركت جهان پارس خوزستان در اعتراض به عدم پرداخت دست مزدشان در مقابل استاندارى خوزستان تجمع كردند. - روزهاى 22 و 23 اسفند، بيش از دو هزار كارگر كارخانه هاى نساجى ايران ترمه و تهران پتو به مدت دو ماه است دست مزدهاى خود را دريافت نكردهاند. - روز 24 اسفند، 220 كارگر كارخانهى يخچال سازى لرستان خرم آباد، در اعتراض به عدم پرداخت به موقع دست مزد و عدم پرداخت عيدى و پاداش آخر سال در برابر ساختمان استاندارى اين شهر دست به تجمع اعتراضى زدند. - روز 24 اسفند، حدود 400 نفر از كاركنان دانشگاه جندى شاپور در اعتراض به پرداخت نشدن حقوق و مزاياى پايان سال در برابر سازمان مركزى اين دانشگاه تجمع نمودند حال حاضر هياتى به. - روز 24 اسفند، كاركنان اتوبوس رانى تهران به ايجاد تاخير در خروج اتوبوسها از ترمينال و تجمع در ميدان آزادى اقدام كردند. - روز 26 اسفند، حداقل دست مزد كارگران در سال 1384، بر اساس روزانه 40864 ريال تعيين شد، كه اين مبلغ به صورت ماهيانه 122 هزار و 592 تومان مىباشد. اين مصوبه، كارگران را بيش از پيش در فقر و فلاكت فرو مىبرد و ابعادى غير تصور به آن در ميان كل خانواده هاى كارگرى مىدهد. - روز 26 اسفند، بيش از 100 نفر از كارگران لوله سازى اهواز به يك تجمع اعتراضى دست زدند. - روز 28 اسفند، 500 نفر از كارگران سلك باف يزد در اعتراض به پرداخت نشدن دست مزد خود اقدام به تظاهرات در شهر يزد زدند.
فروردين 1384 - روز 17 فروردين، كارگران شركت فرش بابلسر بر عليه تعطيلى كارخانه و بيكارسازى كارگران دست به تجمع زدند. - روز 17 فروردين، رانندگان اتوبوسهاى برون شهرى استان سمنان اعتصاب - روز 17 فرورودين، ده ها نفر از كارگران شركت ساميكو صنعت همدان در اعتراض به بيكارى و عدم تامين معاش در مقابل ادارهى كار و امور اجتماعى همدان دست به تجمع زدند. كارگران معترض مىگويند: «مدت 25 ماه است، كه از اين شركت حقوق و دست مزد دريافت نكرده و از ساير مزايا از جمله بيمه بيكارى نيز محروميم.» - روز 18 ارديبهشت، كارگران مجتمع گوشت اقليد فارس، كه در 263 كيلومترى شيراز واقع شده است در اعتراض به تعطيلى اين واحد و اخراج دسته جمعى كارگران دست به تجمع اعتراضى زدند. - روز 20 فروردين، كارگران نيروگاه اتمى بوشهر در اعتراض به اخراج 25 كارگر اين نيروگاه و تهديد به اخراج كارگران بيشترى دست به اعتصاب زدند. - روز 20 فروردين ماه، كارگران كارخانهى الكتريك مشهد در مخالفت با حكم اخراج 140 تن از كارگران رسمى و قراردادى اين واحد در مقابل ادارهى كار تجمع كردند. - روز 21 فروردين، 205 كارگر بازنشسته پيش از موعد در شركت چوب و كاغذ ايران(چوكا) در اعتراض به نحوهى احتساب سنوات خدمت و براى پرداخت كامل حقوق و مزاياى بازنشستگى خود در محل كارخانه دست به تجمع زدند. - روز 21 فروردين، 210 كارگر ايران خودرو ديزل در اعتراض به حكم اخراج خود در مقابل اين كارخانه دست به اعتراض زدند. - روز 23 فروردين، وقتى كارگران شيفت صبح سالن تعميرات ايران خودرو به سر كار آمدند متوجه توقف خطوط توليد، به علت قطعهاى متناوب كابلهاى برق، شدند. اين توقف تا ساعت 11 صبح ادامه داشت. در همين راستا، تعدادى از كارگران به حراست فراخوانده شدند و بعد از بازجويى، پرويز سالاروند به زندان اوين برده شد. از آن تاريخ، جو خفقان بيشترى در اين كارخانه حاكم شده است. پرويز سالاروند داراى همسر و دو كودك خردسال مىباشد. - جمعى از كارگران ايران خودرو با صدور اطلاعيهاى به تاريخ 26 فروردين، به تصميم شوراى عالى كار در تعيين حداقل دست مزد 122 هزار تومان براى كارگران در سال 1384 اعتراض كردند. - روزهاى 27 و 28 فروردين، كارگران كارخانهى شاهو سنندج در اعتراض به اخراج 30 نفر از هم كاران خود در مقابل استاندارى و ادارهى كار تجمع كردند. - روز 28 فروردين، ده ها نفر از كارگران فصلى كارخانهى قند مياندوآب در محل ادارهى كل آذربايجان غربى در اعتراض به انعقاد قرادادهاى موقت كار، دست به تجمع اعتراضى زدند. ارديبهشت ماه در مقطع اول ماه مه روز جهانى كارگر، بيانيهاى تحت عنوان «تشكل كارگرى را به نيروى خود ايجاد كنيم»، كه ليست اول آن را بيش از سه هزار كارگر امضا كردهاند، انتشار يافت. در بخشى از اين بيانيه چنين آمده است: «امروز يكى از بديهىترين و ابتدايىترين حقوق مسلم و شناخته شدهى كارگران جهان، حق ايجاد هر نوع تشكل كارگرى است. در دنياى امروز، كارگران تشكل خود را بدون اجازهى دولتها ايجاد مىكنند و دولتها، طبق استانداردهاى جهانى، فقط وظيفهى ثبت اين تشكلها را بر عهده دارند و در صورت ثبت نكردن آنها هم اين تشكلهاى كارگرى مىتوانند تشكيل شوند و فعاليت كنند...« در اين بيانيه تاكيد شده است، كه: »بر پايهى منافع مشترك و طبقاتى، وظيفهى حمايت از كارگران ايران بر دوش تمامى انسانهاى شريف در سراسر جهان سنگينى مىكند. هست و نيست كارگران ايران بر اثر تهاجم بى امان نظام سرمايه دارى بر باد رفته است. ما از شما پيش روان و فعالان كارگرى، اتحاديه ها و سنديكاها، انجمنها و طرف داران طبقهى كارگر مىخواهيم ما را يارى و حمايت كنيد.» - در اول ماه مه، جمعى از كارگران استان تهران، جمعى از كارگران استان خوزستان، كميتهى كارگرى گيلان، كميتهى كارگرى سنندج، كميتهى كارگرى بوكان، كميتهى كارگرى كرمانشاه، كميتهى كارگرى سقز، اعلام موجوديت كردند. در بخشى از بيانيهى اعلام موجوديت اين تشكل، چنين آمده است: «اين تشكل در راه ايجاد جامعهاى مبتنى بر شوراهاى كارگرى و مردمى تلاش و مجاهدت مىنمايد. اين تشكل براى تحقق نظام شورايى و دموكراسى مستقيم توده هاى مردم مىجنگد و صد البته جنگ ما جنگى تمام عيار و بدون وقفه، همه جانبه و فراگير و سراسرى و طبقاتى است و همه زوايا و ابعاد كار و زندگى كارگران و مردم محروم جامعه را در بر مىگيرد.» - در اول ماه مه، «كميتهى كارگرى برگزارى مراسم اول ماه مه روز جهانى كارگر» (كميتهى كارگرى توليدى تهران، كميتهى كارگرى كارخانهى قند مياندوآب، كميتهى كارگرى شركت جرثقيل سازى، نمايندگان شركت صنايع پمپ، كميتهى حمايت از كارگران اعتصابى سنندج، كميتهى فعالان كارگرى كرمانشاه، كميتهى كارگران پاوه، كميته هاى كارگرى گيلان، شوراى هيات تحريريهى نشريهى «كارگر پيشرو») با انتشار قطع نامهاى از جمله بر حق و حقوق كارگران، مبارزه براى برپايى تشكلهاى مستقل ضد سرمايه دارى كارگرى، لغو قراردادهاى موقت كار و انحلال شركتهاى پيمان كارى و تضمين امنيت شغلى، لغو كار كودكان، برابرى دست مزد زنان با مردان در همه سطوح كار مزدى و ايجاد شرايط كارى متناسب با وضعيت ويژهى زنان، محكوم كردن هر گونه تبعيض قومى، مذهبى و نژادى كه به قصد تفرقه در ميان كارگران صورت مىگيرد، دفاع از مبارزات پرستاران و معلمان، و عليه جنگ امپرياليستى و... تاكيد كردند. - روز 11 ارديبهشت، روز جهانى كارگر، قطع نامهى كميتهى برگزارى مراسم اول ماه مه)تهران، سقز، بوكان، بانه، مريوان( انتشار يافت. در پاراگراف اول اين قطع نامه مىخوانيم: «نظر به اين كه نظام سرمايه دارى اوضاعى را به كارگران تحميل كرده كه فقر، فساد، تبعيض، بى حقوقى، تن فروشى، اعتياد و ديگر مصائب زندگى بشر از مظاهر آشكار و بارز آن است...» مطالبات اساسى طبقهى كارگر در اين قطع نامه در 19 بند فرموله شده است. در بند 19 آن نيز تاكيد شده است: «پيروزى مبارزه براى تحقق مطالبات فوق در گرو ايجاد تشكيلاتى است، كه هدفش از ميان بر داشتن نظام سرمايه دارى است. ما كارگران را به مبارزه براى ايجاد تشكل ضد سرمايه دارى فرا مىخوانيم و با شعار زير به استقبال سال جديد مىرويم: كارگران بياييد عليه سرمايه متشكل شويم» - هيات موسس سنديكاها با انتشار قطع نامهاى از جمله نوشتند: «... بارها اعلام كردهايم، اگر مجلس خانه ملت است، با توجه به نرخ بالاى جمعيت كارگران و مزد و حقوق بگيران، بايد شرايط حضور نمايندگان واقعى اين بخش عظيم جمعيت كشور در پارلمان فراهم گردد. و به همين منظور اعلام مىداريم، ما خواهان حضور نمايندگان واقعى كارگران به نسبت جمعيت كارگرى كشور در مجلس هستيم.» - كارگران سنندج در روز جهانى كارگر، قطع نامهاى را منتشر كردند. در پاراگراف اول اين قطع نامه آمده است: «اول مه (روز جهانى كارگر)، روز اعلام اتحاد جهانى طبقهى ما براى مقابله با اين دنياى وارونه است. روز اعلام كيفرخواست طبقهى كارگر جهان عليه كليت نظام سرمايه داريست. در اين روز، كارگران در اقصى نقاط جهان رژهى ميليونى خود را عليه نظام سرمايه دارى كه عامل تمام محروميتها و مشقات، فقر و گرسنگى، بيكارى و بى مسكنى، فساد فحشا و رنج و تباهى است، به نمايش مىگذارد...» - در فاصله روزهاى 10 تا 12 ارديبهشت، معلمان سراسر كشور براى احقاق مطالبات خود و از جمله براى افزايش دست مزد خود دست به برپايى تجمعات اعتراضى زدند. اين تجمعات در تهران براى سه روز متوالى ادامه داشت و از ساعت 8 تا 12 در مقابل مجلس شوراى اسلامى برگزار شد.
|