|
جنبشِ طبقهي كارگر ايران، در سالي كه گذشت
|
|
|
آرش
|
|
صفحه 1 از 11 طبقهي كارگر ايران به خاطر فقر و فلاكت روز افزون خود و فشار طاقت فرساي سرمايهداري ايران- براي استثمار بيشتر و توليد ارزش اضافي- مبارزهي بيامانِ خود را در يكي دوسال گذشته، عليه سرمايهداران شدت بخشيده است. كارگران، در اين دوره از مبارزات خود، از انواع مختلف شيوهها: تهيه طومار، اعتصاب، تحصن، تجمع در مقابل ساختمانِ ارگانهاى دولتى، مسدود كردن جاده ها، راه پيمايى، ارسال نامه به ارگانهاي بينالمللي و مقامات حكومتي و... استفاده كرده است؛ و در مقابل، نيروهاي سركوب رژيمِ سياهِ جمهوري ايدئولوژيك اسلامي نيز، از هيچ وحشيگري براي درهم شكستنِ اتحاد كارگران دريغ نكرده است. اما، عليرغم سركوب نيروهاي ويژه و امنيتي دولت سرمايهداري، مبارزهى كارگران براى دريافت دست مزدهاى عقبافتاده، افزايش دست مزدها، و ديگر مطالبات شان، رشد چشم گيرى داشته است. در همين رابطه، نشريه آرش بر آن شد كه ويژهنامهي اين شمارهي خود را به مبارزات كارگران اختصاص دهد. پس، با همياري گرفتن از فعالينِ كارگري، با عدهاي از فعالان جنبش كارگري در داخل و خارج تماس؛ و سئوالاتي را با آنان در ميان گذاشتيم. آنچه در زير ميخوانيد حاصل اين كوشش ماست. اميدواريم كه قدمي هر چند كوچك، در انعكاس جنبشِ كارگري ايران برداشته باشيم.
توضيح دو نكته: ابتدا قرار بود كه يكي از همكاران آرش، گزارشي از جنبشهاي اعتراضي كارگران طي اين دو سال، براي اين ويژهنامه تدارك ببيند كه متأسفانه در آخرين لحظات، اين امكان فراهم نشد. در همين رابطه به پيشنهادِ يكي از همكارانِ آرش، با دوستان خوبم بهرام رحماني و بيژن هدايت تماس گرفتم و اجازهي چاپ گزارشِ بهرام رحماني - به نام « طبقهى كارگر در آيينهى مبارزه فاصلهى اول مه 1383 تا مه 1384» كه در سايت نگاه منتشر شده - را گرفتم. ولي متأسفانه به خاطر محدوديت صفحات مجله و طولاني بودن گزارش، خلاصه و كوتاه شده اين گزارش را در انتهاي ويژهنامه، درج كردهايم. با پوزش از رحماني عزيز. نكتهي بعدي: مقالهي « چرا روشنفکران نتوانسته اند با طبقهي کارگر ارتباط برقرارکنند ؟» نوشتهي محسن حكيمي است؛ با آن كه اين مقاله قبلاً در نشريات و سايتها منتشر شده است، انتشار دوبارهي آن را در اين ويژهنامه، به پيشنهاد برخي از دوستان، ضروري دانستيم .
سؤال اول : طي يكي دو سال اخير، در اعتصابات كارگري ايران، ما شاهد ديدگاهها و راهحلهاي متفاوتي بودهايم؛ نظر و ارزيابي شما از كم و كيف اين اعتصابات و اعتراضات و ديدگاههاي متفاوت در آن چيست؟ سؤال دوم : خواستهيِ بلاواسطهي شما چيست؟
پرویز قلیچ خانی
تشکل های مستقل کارگری
محمود صالحی
مدير مسئول و سردبير محترم نشريهي آرش آقاي پرويز قليچخاني، با درودهاي گرم دست شما و همكارانِ محترمت را به گرمي ميفشارم. عزيزانِ نشريه، هر چند اين روزها در منطقهي ما كُردستان، يك حكومت نظامي اعلام نشده وجود دارد، و كليه دوستان ما رسماً از طرف دولت تحت تعقيب ميباشند- من خودم به مدت يك ساعت و نيم بازداشت فرمانده نيروهاي ويژه سركوب بودم- اما خود را موظف دانستم به دو سئوال نشريهي شما جواب بدهم. من هميشه از نشرياتي كه مشكلات و معضلات مردم زحمتكش را به تصوير ميكشد، استقبال ميكنم و اميدوارم كه ما هم بتوانيم از اين نشريه استفاده كنيم. و اما پاسخ اول شما: طبقه كارگر ايران تحت فشارهاي گوناگون است و به دليل محروميت از حق اعتصاب و تشكل كمتر توانسته از كشمكشها، مبارزات و درگيريهايش بهره ببرد. البته این طبقه با سربلندی مبارزات زیادی را پیش برده که خودِ بورژوازی نیز، نمی تواند آن را انکار کند. حرکتِ طبقه ی ما امید بخش است. این که طبقهي کارگر با این فشارها و این مبارزاتاش در کجا ایستاده، بحث زیادی است. در یکی دوسال اخیر ما شاهد دهها اعتراضِ کارگری، بستن جاده های اصلی، تجمع در جلوی مجلس شورای اسلامی، راه پیمایی به داخل شهرها و اعتصاب غذا، بودهایم. این اتفاقات کارگری است که هر روز در گوشه و کنار این مملکت به وضوح دیده میشود. من نمیخواهم از سئوال مطرح شده دور بشوم. این که ما در یکی دو سال اخیر، شاهد دیدگاه ها و راه حل های متفاوتی بودهایم، کاملاً درست است. من در این جا به طور خلاصه و به تفکیک به چند نکته هر چند کوتاه اشاره می کنم. 1 – دسته ی اول، خانهی کارگریها و شوراهای اسلامی می باشند که دولت به طور کامل از آنان حمایت می کند. این دسته اعتقاد دارند که طبقه کارگر باید کرسیهای مجلس را به تصرف خود در آورد و آنگاه برای خود قانون تصویب کند. مدت 25 سال است که طبقه کارگر ایران را منتظر نگاه داشتهاند تا شاید روزی بیاید طبقهي كارگر کرسیهای مجلس را تصرف کند. از طرف دیگر کارگران برای احقاق حق خود به اعتراضات و اعتصاباتَ گسترده در سراسر ایران دست زدند و این اعتراضات و اعتصابات هر روز دامنهی وسیعتری به خود میگیرد و کنترل آن از دست خانه کارگر و شوراهای اسلامی خارج شده است. برای نمونه به مبارزات کارگران بهشهر، خاتون آباد کرمان، کارگران دستگیر شده سقز در اول ماه مه 2004، اعتصاب کارگران نساجی سنندج و اول ماه مه 2005 در سالن دوازده هزار نفری آزادی در تهران نگاه کنید. خانه کارگر و شوراهای اسلامی وقتی می بینند که بدنه جنبش طبقهي کارگر در حال پیشروی است، مسئولان آنان خیلی فریبکارانه از اعتصاب و تحصن حرف می زنند. ولی همان مسئولان وقتی کارگران بهشهر به خیابانها آمدند گفتند: «این ها ضد انقلاب هستند»، یا وقتی کارگران سقز به جرم مراسم اول ماه مه دستگیر شدند گفتند: «این ها شعار براندازی داده اند و کسانی در بین این کارگران هستند که به جرم سیاسی، سالها در زندان بودند و این کارگران دستگیر شده، سرِ هیچ کدام از تشکلهای قانونی نمیباشند». ماهیت و عمل کرد خانه کارگر و شوراهای اسلامی برای کارگران ایران روشن و آشکار است. با این وجود کارگران بدون این که منتظر مسئولان خانه کارگر بمانند خود دست به اعتصاب، تحصن و کنترل کارگری زدهاند. 1- دسته ی دوم، دیدگاه و گرایشاتی است ک طبقه کارگر را منتظر و چشم به راه نگاه میدارد تا وزارت کار که خود مسبب تمام بدبختیهای طبقهي کارگر ایران است، دلش به رحم بیاید و موانع پیشِ روی تشکل های مستقل کارگری را بردارد و از فعالان دعوت کند که بیایند تشکل های مستقل خود را ایجاد کنند. این در حالی است که وزارت کار حتا مجوز به انجمن های صنفی کارگران را نمیدهد که خود از قبل برای این انجمن ها اساسنامه تدوین کرده است. با توجه به گذشت 25 سال، برای کارگران روشن و مشخص است که وزارت کار هیچگونه اقدامی جهت بر طرف کردن موانع پیش روی تشکل های مستقل کارگری نخواهد كرد و باید گفت خوشبختانه همیشه سد راه تشکل های کارگری بوده و هست. این دسته هر چند به کنترل کارگری اعتقاد دارند، ولی دچار توهم می باشند. 3- دسته سوم، فعالان و کارگرانی هستند که به نیروی خودِ طبقهی کارگر اعتقاد دارند. این دسته صرفنظر از هرگونه فشار امنیتی و اقتصادی که از طرف دولت و کارفرما بر دوش دارند، در بین کارگران، پایگاه ویژهای دارند و کارگران را برای رسیدن به خواستههای خود از جمله افزایش دستمزدِ برابر با تورم اعلام شده از طرف بانک مرکزی، لغو قرار دادهای سفید و بدون امضاء، متوقف کردن کلیه اخراج ها، ممنوعیت کار کودکان، اشتغال دايم برای کارگران آماده به کار یا بیمه بیکاری برای کلیه بیکاران و تشکیلِ تشکل های مستقل کارگری به نیروی خود کارگران، دعوت کرده است تا برای رسیدن به این خواستههای انسانی بدون توهم به گرایشات راست، رفرمیست، سندیکالیست و ... اقدام کنند و در نهایت لغو کار مزدی و کنترول کارگری بر تمام وسایل تولید. خوشبختانه این گرایش در این یکی دو سال اخیر، در تمام میدان های مبارزه طبقاتی، خود را نمایان کرده است. پاسخ دوم: طبقه کارگر، امروز بیشتر از هر چیز، نیاز به خودباوری دارد و فعالان کارگری باید این اساس را بدون در نظر گرفتن هرگونه مذاهب، این خودباوری را به کارگران بقبولانند که ما به نیروی خود می توانیم هرگونه تغییر و تحولاتی را در جامعه به وجود بیاوریم. خواستهی فوری ما امروز، تشکیل تشکل های مستقل کارگری است. اگر ما تشکلهای خود را ایجاد کنیم، برای پیشبرد مبارزه جهت خواستههای روزمره و دراز مدت، با قدرت بیشتری در برابر نظام سرمایهداری مبارزه خواهیم کرد. فعالان و دوستداران طبقه کارگر باید فعالانه و با احساس مسئولیتِ برابر، رسالتی که بر دوش دارند که همانا سازماندهی و رهبری مبارزات طبقه کارگر در محل کار و زندگی اوست، شرکت کنند. پیروز باشید. کُردستان ایران، شهر سقز 23/ 5/ 1384
|