header image
 
نقاشی برای حضور در آتيه چاپ
مهدی استعدادی شاد   
ياد نگارههای زندان، اثری از سودابه اردوان، در همان نگاه نخست خود را از سایر ادبیات مربوط به زندان متمایز می کند. این تمایز در شکل و شمایل کتاب نهفته که به صورت کاتالوگی چاپ شده و حاوی تصاویراست.*

به تاسف سلیقه بخرج دادن و پیراستن کتاب، همواره به توفیق متنهی نشده است. چنانچه کاغذ براق اش زیر نور بازتاب دارد. هنگام مشاهده و مطالعه، چشم را می زند. همچنین قلم برگزیده و خط منتخب اش برای شرح اوضاع و احوال، متعارف و مناسب نیست. خواندن را دچار اشکال می کند. از این نقصها گذشته، کتاب دو نوع متن مختلف را پیش روی قاری می گذارد؛ متنهایی که، در مجموع، یکدیگر را تکمیل می کنند.
این متنها که یکی با حروفچینی و نوشتار ساخته می شود و دیگری با تصاویر، می توانند به خاطر محتوا و اشارههایشان دریچه های چندی را برای بحث و تامل بگشایند. چون، در اولین گام، رابطه ی  نابرابر زندانی و زندانبان را توضیح می دهد. رابطه ای که به هنگام بررسی و سنجش، به واقع، افسون زدایی از قدرت را جامه را عمل می پوشاند. در زبان فارسی دهه های اخیر بتدریج صاحب ادبیات زندان شده ایم و این ادبیات، موضوعی برای پژوهشهای جامعه شناسانه آتی خواهد شد که چگونگی عملکرد رجاله های به قدرت رسیده را بررسی می کنند.
در کنارروایت سودابه اردوان، تصاویر کتابش به دو دسته عمده تقسیم می شوند. یکی، نقاشیهای او در قطعات کوچکند و دوم، تصاویر کارهای دستی اش که شامل مجسمه ها و گلدوزیهایش می شوند. گلدوزیها به صورت ساده چاپ شده اند، ولی مجسمه ها دارای فضا سازی اند و زندگی در سلول را بازآفرینی می کنند.
اردوان خاطرات هشت سال دوری از زندگی و گرفتاری در زندان را با این تصاویر پیراسته است. البته بخش عمده نقاشیهای او در مدت حبس، آنطور که گفته، از کف رفته و فقط آثار دوسال آخر را توانسته حفظ کند. آنهم با تلاش و کوشش چند تن از هم سرنوشتانش. تلاش و کوششی گرانقدر که از تهیه وسایل تا انتقال نقاشیها به بیرون حکایت دارد.
وی در آغاز کتاب از شکلگیری فردیتش می گوید. این که چگونه در محیط بسته و زن ستیز، خود را به وسیله ی میل به هنر و تلاش برای نقاشی از چاههای بی نام و بی نشان در جامعه ای مردسالار بالا کشیده است. فرازی که در ضمن بیرون آمدن از آنهمه "غار افلاطونی" ذهنی بوده است. غارهایی که همچون دامهای گمگشتگی و حیرانی پیش پایش دهان گشوده بوده اند.
بدین ترتیب وی به دیدار برآمده و به تشخیص امر واقع از مجاز رسیده است. وی برای نهادینه کردن فردیت خود به مبارزه ی اجتماعی رو آورده است. مبارزه ای که از چارچوب تنگ خانه و تربیت سنتی شروع شده و در فضای درس و دانشگاه ببار نشسته و او را به همراهی با جریانهای مخالف سلطه و سیطره رسانده است. نوشته: "در محیط دانشکده خیلی زود به مبارزات صنفی- سیاسی روی آوردم و جذب جنبش انقلابی شدم... یکسال قبل از انقلاب 22 بهمن فضای دانشکده بیش از آنکه آکادمیک باشد سیاسی بود." (ص 7)
بعد هم که ماجرای انقلاب سر می رسد. در این باره نوشته است: "از ثمره این انقلاب مطمئن نبودم، پیروزی است یا شکست و شاید هم شکستی بزرگ." و انگار پاسخ تلخ، او را منتظر نگذاشته است. چون شهریور سال شصت دستگیر می شود. از این لحظه ببعد او است و تجربه ی زندان. تجربه ایی که سپس با طلیعه ای برای حضور در آینده همراه می شود.
اولین کار تصویری او در کتاب ترسیم "سلول هواخوری دویست و نه" است. این تابلو را با مداد سیاه کشیده و از سفیدی کاغذ برای ایجاد فضاهای متضاد و تعارض رنگها سود برده است. (ص 9)
دو نقاشی بعدی هم که در صفحه ی 11 آمده اند، سیاه و سفیداند. اینجا انگار خودکار و ماژیکی سیاه ابزار بازنمایی فضای بندهای مختلف زندان اوین بوده است. از این صفحه ببعد کارهای نقاشی اردوان روی نیمرخ و چهره کشی از زندانیان متمرکز می شود. او، گاهی با مداد سیاه و گاهی با رنگ خاکستری حالاتی از حضور زنان زندانی را ثبت می کند. اندازههای کارها کوچک هستند و این بخاطر مسائل حفاظتی و تدارک سخت مواد لازم نقاشی در زندان قابل فهم است. یکی از بهترین و جامع ترین نقاشی های او در این کتاب "برداشت حسی از راهروهای بازجویی" عنوان گرفته و تشریح شده است. کار ترکیبی است از چند سبک مختلف. از تکنیک فضاسازیهای کوبیستی تا تمرکز بر طبیعت جاندار (آدمی زانوی غم دربرگرفته) واز چهرههای فریادکش و ناظر در دریچه ای سورئالیستی تا تضاد رنگهای تند و متضاد (برآمده از نقاشی اکسپرسیونیستی). این اثر، به همین خاطر بیانگر حالاتی پر التهاب است که در شرایط استیصال به آدمی دست می دهد. اثر در اینجا بر بستر حس هنرمندانه نقاش گرفتار زندان شکل گرفته و یک همزمانی مرکب از ناهمزمانی ها را نشان می دهد.
البته تا همین جا که در بازخوانی و بازدید کتاب جلو رفته ایم این نکته را یادآور شوم که ترکیب این تقاشیها را با آن عکسهای رنگی که بخاطر صفحه آرایی کتاب بکار رفته اند، نمی پسندم. همسایگی نقاشیهای حسی، که زیاد در پی تقلید خطوط رئالیستی نبوده اند، با عکسهای واقعی و رنگی از مجسمه های دست ساز اردوان به کمپوزسیون موفقی نیانجامیده است. بویژه که سایه زنی و آن قاب های نامتعادلی که برای عکسها درست کرده اند، آنها را از بطن صفحه به بیرون از میدان توجه و نگاه پرتاب می کند.
نقاشیهای کوچک سودابه اردوان از چهرههای همبندیان، که در آغاز سیاه و سفید و پسزمینه هایی خنثا داشت، بتدریج دارای رنگ آمیزی و طراحی اُفق و توجه به دامن طبیعت و حضور گل و گیاه می شود. تا صفحه ی 19 چهره نگاریها بر تامل، حسرت و غم زنان متمرکزند. اما از صفحه ی 21 ببعد آرام آرام نقاشیها را حاوی پیام می بینیم زیرا سودابه ی اردوان از تامل بر چهرهها به واکنش به موقعیت می رسد. چنانچه یکی از کارهایش را "از این فریاد تا آن فریاد" نام می نهد. بر همین زمینه به کار جالب و چاپ شده در ص 25 بایستی اشاره داد. اثری که اگر برای آدم عادی دارای خطوط نامتعارف و لغزنده باشد، برای چشم تربیت شده آن سیالیت نگاه و حرکات اعضای صورت ابواب جمعی تابلو را به نمایش می گذارد. وی با همین سیالیت خطوط، حالتهای مختلفی از خشم، دلواپسی، اعتراض و افسردگی را بازتاب می بخشد. حالتهایی که به یک واقعیت مهیب بیرونی واکنش نشان می دهند. و چه واقعیتی مهیب تر از مسخ زندگی و خلاصه شدنش به زندان.
جاذبه ی کارهای اردوان فقط در به نمایش گذاشتن انسان اسیر نظام توتالیتاریستی (که در متن های کافکایی در "قصر" یا در "دادگاه" از انسانیت خود دور و مسخ می شود) نیست. او حتا آن میل ساده و طبیعی انسان را که توجه به سرسبزی دشت و حضور آهوان عشق است، نیز بازنمایی می کند. با خاطره ی دختر شهرستانی از فضای رشد و نمای خود روبرو می شویم (ص 24). اویی که سپس در پایتخت، تاوان نبود دموکراسی و بیداد جهل و تعصب را با زندانی بودن می پردازد.
اینجا در حاشیه ی کتاب اردوان انگار این پرسش طنین دارد که، ای مردمان فلات ایران چه برنامه ای برای مجازات تبهکاران دارید؟ آنجا شاید از میان مردمان، نخست آزادیخواهان که فرزندان خلف نسل "اجتماعیون و عامیون مشروطه" هستند به پاسخ برآیند: "ما می توانیم سر تنظیم شکایت نامه به گفتگو بنشینیم. حکم را دادگاه قانونی صادر می کند."
حال ببینیم که برای شکایت نامه آتی اردوان چه اسنادی را ارائه می کند. عکس ص 25، هراس شبهای اعدام را نمایش می دهد. هراسی عظیم – که حد و اندازه اش با حرفهای زندانیان بر سر شمارش تعداد اعدامیان بالا می رود. در این صفحات کتاب، نخست چهره ای را مشاهده می کنیم که اندوهناک به گذشت زمان می نگرد. سپس تصاویری را شاهد هستیم که چهرههای مصمم زندانیان در حرمت گذاری به زندگی را نشان می دهد. حرمتی مقدس تر از هر امر مقدسی. آنهم در حینی که سازماندهی مرگ در بیخ گوششان قربانی می طلبد. به واقع آنان، در دهان اژدها، از میل زنده ماندن می سرایند. گرچه چشمانی اشک آلود و قلب هایی در چنگال وحشت دارند.و گاه زبانشان ازشدت ترس ودرد به‌لکنت می افتد.
اردوان، به رغم وسایل ناچیز و امکاناتی در حد صفر، با دقیق شدن در اطراف خود، حفظ حال و ثبت لحظه کرده است. اما در نمایشگاه او از وحشت، فقط شّر و پلیدی میدانداری نمی کند. چون عکسهایی از او می بینیم که چهره و رفتار زندانیان را در ورز دادن روز مرگی ترسیم کرده است. این جا درگیری با امور روزمره به معنای مرگ روز و کشتن وقت و فرصت نیست. کار یومیه و روزانه با خواندن، یادداشت کردن و گپ و گفتگو با همبندان معنا می شود.
او در نوشته ی خود از فکر کردن به راههای نجات نیز می گوید. از دغدغه ی این که اطلاعات بدست بازجو و توابان نیفتد. کمک به شکنجه شدگان برای التیام زخمهای روحی و جسمی شان که همیاری است با انسانی هم سرنوشت. طنین یک سنفونی عالی و عظیم را دارد. البته روزمره را طی کردن، به معنای انتظار وقت ملاقات هم هست. آه ای پرندگان بی مادر و شکسته بال، آیا شکوائیه تان به کهکشان می رسد؟
آن نقاشی‌هایی را که اردوان با عنوان زندگی روزمره مشخص می کند، در این کتاب فصل مستقل و جذابی هستند. فصلی که شبانه روز انسان دگراندیش را در فضایی تنگ و استیصال زده بازتاب می بخشد. گرچه این را هم اضافه کنم که گلدوزیهایش در این کتاب مرا یاد شاعران گرامی و عزیزی انداخت که مضامین امروزی و معاصر را در قالب غزل و قصیده ارائه می کنند. این نکته را هم ناگفته نگذارم که البته تصاویر مجسمه ها به همراه موسیقی می توانند با گزارش تصویری یا انیمیشن به پژواک وسیعتری دست یابند. نمونه اش را در اثری از پانته آ بهرامی دیده ام.
آن میل تهیه هدیه، که مثلا نزد سودابه به صورت بافتن کیفی نخی برای مادر است، اوج تعهد به زنده ماندن و داد و ستد با دیگران به نیت خوشحالی شان است. در کنار گزارش وی از انتقالات خود، ما از بندهای مختلف و فضاهای مخصوص شان مطلع می شویم. بند دویست و شانزده (216) و بند عمومی چهار (4) از این جمله اند. در جا به جای روایت با زندانیان مختلفی روبرو هستیم که سختیها آنها را در هم شکسته است، یا به تواب بودن تن داده اند و یا دچار اختلالات روانی و پریشانحالی شده اند. سهیلای سلول سیزده، از این جمله است که کنترل خود را از دست داده است. در ص 49 و 50 از گلدوزیهای سودابه اردوان نمونه هایی می بینیم. تا اینکه در صفحه بعدی در عمق آن سلولی غرق شویم که از بالا عکاسی شده است. همینطور گیرا و جاذب صفحه ی بعدی است که با عکسی از روبرو، نگاه را به داخل سلولی می اندازد که دو مجسمه به علامت دو انسان منتظر، در قاب پنجره نشسته و تعدادی زیر پایشان به نجوا مشغول هستند. در این میان تیرگی به سراغ بلعیدن روشنایی گوشه و کنار عکس رفته است و بیننده را زیر تاثیر می گیرد.
طرحهای اردوان، همانطوری که خود (ص 65) بدان اعتراف می کند، خودش را نیز به وحشت  انداخته است. او این وحشت را با بینندگان تقسیم کرده است. از جمله چنین است عکس های ص 129، که با نامهای "زندان در زندان" و "پاسدارهای زن یا زندانیان" آمده است.
او نقاشی هایی هم دارد که با استفاده از چای خشک شده و ساختن آبرنگی قهوه ای کشیده شده است. وی، این تکنیک ابتکاری را نقاشی با چایی نامیده است. این دسته از نقاشیها که مثلا در ص 131 آمده در فضای اکسپرسیونیستی هستند. با آن تاثیر عمیقی که سایه- روشنهای رنگ آمیزی از چهرهها در بیننده جا می گذارند. در یکی دو تا از همین نقاشیها با چایی است که حضور لطافتها و تمایلات به همجنس نیز جایی برای بازتاب می یابند (ص 99).
در ص 72 وقتی از حال دوستی می پرسد، توابی به او جوابی سر بالا می دهد. روایت اینجا می توانست عمیق تر شود. آنهم  با نقب زدن به حال و هوای تواب و جستجوی دلایلش و خیال ورزی درباره ی آخرین لحظات اعدامی. اما خشم و عصبیت اردوان راه  به عمق رفتن را سد می کند و روایت در جا می زند.
در ص 73 دیالوگ بازجو تکرار شده است. گرچه بخاطر آن پلشتیهای دستگاه سرکوب و مصیبتهایی که در این دوران بر سر او رفته، سخت است از کتاب این ایرادها را گرفتن. ولی این آثار، گزارشهای موقتی و گذرا نیستند. به حتم چاپهای دیگری را تجربه خواهند کرد و چه بهتر که پیراسته بیرون آیند.
در ص 77 شرح دادگاه را می آورد که دادستانی با صورت کریه و بدهیبت دارد. بعد از نقش توابها و گزارشان به مسئولین می گوید که در دایره کنترل زندانیان را تنگ تر می ساخت. یعنی پیاده کردن خفقان تا سر حد نهایی اش. و سرکوب در یکی از بازتابهایش، محروم کردن زندانیان از تماس و لمس کردن عادی همدیگر است. زندانبان این کار را مهر همجنس گرایی می زند که در قاموس آن زاهدنمایان از جرایم شدید است. همین کار باعث دوگانگی رفتاری می شود. اردوان در کتابش در این باره نوشته، در روز هر کسی احتراز می کند از دست دادن به دیگری و شب ها در آغوش کشیدن و خندیدن باز عمومی می شود. او فقز به ظرایف کار توجه نداشته است و این را روایتش بیان می کند. چون او از تغییر مدیریت زندانها هم گزارش می دهد. از گشایش نسبی در کار متعصبان تاریک اندیش. از بیماری گال و تاثیر و سرایتش می گوید( ص  100).
روایت کتاب می آورد که سودابه اردوان چندین و چند بار از این زندان به زندان دیگری منتقل شده است. اطلاعات جامع او از زندانهای جمهوری اسلامی به همین خاطر است. در اواخر روایت، او از مناسبات میان زندانیان هم خبرمی دهد. وی آنجایی که این مناسبات به خط کشی و مرزبندیهای فرقه ای منجر می شود و فضای تنگ زندان را تحمل ناپذیرترمی کند، به تنگ نظری می تازد و به این رفتارهای دگماتیک انتقاد می کند. در تابلوهایی (ص 106 و 107) این دسته بندیها را به تصویر کشیده است. شرح کتاب تکاندهنده اش را با گفتاری ازاو در مورد امید بخشی به پایان بریم. یعنی آن عبارتی را که در ص 108 می آورد و می گوید که نقاشی برای دست یابی به نشاط را سرلوحه زندگی خود کرده است! بدین ترتیب او با نقاشی که گوشه هایی از زن ستیزی رسمی را برملا کرده و فضای تنفسی برایش بوده، در آینده حضور یافته است. می ایستم و به حضورش ادای احترام می کنم.

* چاپ اول، سوئد، 1382

« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.