|
بازماندگانِ کشتارِ تابستان ۶۷
|
|
|
آرش
|
|
صفحه 6 از 13
گزارش سمینار 3 روزهي زندانیان سياسي
مهدی اصلانی
در فاصله ۳ روز گرم تابستانی، ۱۵ تا ۱۷ ژوئیه ۲۰۰۵به همت دست اندرکاران گفتگوهای زندان سمینار 3 روزه ای در شهر کلن آلمان برگزار شد. "گفتگوهای زندان" گاهشماری است متعلق به جمعی از زندانیان سیاسی سابق که خود را تریبون آزاد زندانیان سیاسی چپ رادیکال و غیر مذهبی می دانند. با تبلیغ سراسری و نسبتاً گسترده ای که از ماه ها قبل برای این سمینار صورت گرفت و با حضور میانگین نسبی ۲۰۰نفر برای ۳روز و پخش زنده سراسری مراسم از طریق اینترنت و پوشش پالتاکی آن که موجب توجه نسبی همگانی و انعکاس موفق مقوله زندان گردید را شاید بتوان یکی از دستاوردهای 3 روزه سمینار دانست. گردهمایی کلن برحسب سنت برگذاری تمامی مراسم هایی که به صفت "اولین" خوانده می شود جمعیت یک بار مصرفی را به خود جلب کرد که معمولاً و تنها یک بار در هر مراسمی شرکت می کند (نمونه هایی از این گونه مراسم در سال های اخیر را بسیار سراغ داریم). سمینار کلن اما فرصتی کمیاب را به وجود آورد تا میعادگاه بخشی از اعضای خانواده زندانیان سیاسی چپ شود که به شوق دیدار یکدیگر از راه های دور و نزدیک در ترکیدگی بغض روزهای داغ و درد آغوش رها کرده و خاطره سبز کنند که بندیان همه پر خاطرهاند و بی پنجره. راهرو و سالن استراحت خارج از مکان اصلی سمینار مکانی بود مملو از هم بندانی که دیدار تازه می کردند. شیرزنی که روزهای متوالی مهمان تابوت حاج داوود رحمانی بوده و اکنون در تبعید مادر 2 فرزند می باشد از فضای سربی قزل می گوید؛ آن دیگری از حیاط هواخوری و کودکی هدر رفته کودکان همراه می گوید؛ دختری جوان از هم رزم پدرش نشان از پدر ندیده می گیرد؛ گوشه ای دیگر روایت زنان پا به زا در بند است. شب های ترس و دلهره، وداع نابهنگام و تک تیرهای شماره نشده و از دست رفته طناب های بافته شده از کامواهای ملاقات، شستن یک تشت رخت و نوبت آب گرم و دریغ از دیوارهای بی آفتاب زمستان اوین. بوسه های واپسین و هق هق ممنوع در "کلیه وسایل" گفتن قرق بان حکایت گلکاری حیاط قزل و گوهر و داستان شمعدانی و حسن یوسف و دیوارهای سربی که همه جایش را به دوش خسته و زخمی مان کشیدیم. تلاقی قدغن نگاه ها به گاه قرق و خاموشی بند و تنفس انسان و پانسمان پاها در حکایت تخت و شلاق و نعره حاج داوود که "ضعیفه خودت را بپوشان". همه خاطره است و روایت و در این فضای گرم و پر احساس چشم های مشتاق و منتظر به شکاردوست و یار برخواسته است و دریغ و درد که همه را نمی توان زیر این سقف کوتاه جستجو کرد فرصتی که سوخت و شاید تا مدت ها دیگر نتوان آن را فراهم ساخت. ابتدا نگاهی گذرا به مباحث 3 روزه سمینار می اندازیم. برنامه با خیر مقدم مجری و کف زدن حاضرین به جای سکوت و با سخنان مژده ارسی از طرف کمیته برگزارکننده آغاز شد. وی اهداف کلی سمینار را با تأکید بر 3 محور: 1 ) کارزار سیاسی بر علیه تمامیت حکومت اسلامی، 2) ضرورت دیدار زنده ماندگان جنایت جمهوری اسلامی، 3) بزرگداشت جان باختگان بیان کرد. پس از آن شیرین مهربد از زندانیان سیاسی سابق به اجرای آهنگی از ساخته های تحسین برانگیز بابک بیات آهنگساز نامی به نام "یگانگی" پرداخت. آرایش بد و غیر حرفهای برگزارکنندگان در گنجاندن هنرنمایی مهربد در شروع مراسم بسیاری را از دیدن حرفهایترین بخش هنری برنامه 3 روزه زندان محروم ساخت. کیومرث نویدی از طرف کانون نویسندگان ایران در تبعید پیام عاطفی کانون به سمینار را که با نثری پرخون و گرم نگاشته شده بود ارایه کرد. وی با تأکید بر اصل دفاع از آزادی اندیشه و بیان بی هیچ حصر و استثنا در دفاع از زندانیان اهل قلم ایران از جمله ناصر زرافشان و یوسف عزیزی بنی طرف خواهان آزادی تمامی زندانیان سیاسی گردید. در پیام کانون با اشاره به هفدهمین روز اعتصاب غذای اکبر گنجی روزنامه نویس در بند ایرانی، و اهمیت این اعتراض سیاسی به وضعیت حاکم بر ایران بر آزادی اکبر گنجی و دیگر زندانیان تأکید گردید. این بخش از پیام کانون موجب درگیری های لفظی بعدی بر سر ماجرای گنجی تقریباًٌ در طول برگزاری سمینار از موضوعات مورد بحث بود. بعد از آن ستاره عباسی و باز هم از طرف کمیته برگزارکننده!؟ با اشاره به کاستی های برنامه 3 روزه بر ناهمگون و غیر یک دست بودن طیف های زندان اشاره کرد و این که آن ها – کمیته برگزارکننده – قادر به تأمین نقطه نظرات همه طیف های سیاسی نبوده اند این بیام بر انتقاد بسیاری مبنی بر سراسری نبودن سمینار صحه گذاشت. پیام مومیا ابوجمال از درون زندان های آمریکا که توسط عزیزه شاهمرادی قرائت شد مورد استقبال خوب حاضران واقع شد. شعرخوانی سعید یوسف از کتاب "جان باخته گان به بوی فردایی نو" که چند سال قبل توسط نشر نقطه چاپ شده بود را شاید بتوان تنها بخش برنامه 3 روزه زندان دانست که) هر چند تکراری ( به کشتار تابستان 67 ارتباط پیدا می کرد و دریغ و درد از سازماندهی نامناسب سمینار که هیچ مطلب مستقل در این باره ارائه نشد. ترانه خوانی گیسو شاکری، فیلم تأثیرگذار مادر ریاحی و متن احساسی مینا زرین و فیروز مستعان به همراه سخنرانی اردوان زیبرم در انتقال تجربه و نقش دیکتاتوری شاه و شیخ در به سکوت واداشتن خانواده های زندانیان سیاسی از دیگر برنامه های روز نخست بود. سخنان ثریا زندانی سیاسی که همسرش توسط جمهوری اسلامی اعدام شده بود و برنامه هنری سیما بهمنش که پای ثابت مراسم های متعدد گردیده، اجرای روخوانی نمایش "بامن برقص" هایده ترابی و فیلم خوش ساخت چند بار نمایش داده شده "از این فریاد تا آن فریاد" پانته آ بهرامی که زندگی هنرمند زندانی سودابه اردوان را به تصویر می کشد نیز بخش هایی از برنامه روز نخست سمینار بود. قسمت پایانی شب اول دیدار با هادی خرسندی بود. هادی که بی تردید در عرصه طنز یگانهی روزگار ما میباشد و امروزه به یک "سبک" تبدیل شده با حضور در این مراسم و پشتیبانی از آن شادمانی فراوانی را نزد اهل زندان به ارمغان آورد. روز دوم با سخنرانی و برنامه های عمدتاً روانشناسانه و تحقیقی توسط ناصر پرنیان، علی فرمانده، عذرا اباذری، فیلیسیتاس ترویه پیگیری شد. سپس شهین نوایی از فعالین جنبش زنان سخنرانی کرد و بعد از آن سیاگذار برلیان با سخنرانی پراحساس خود نوستالژی یک چریک پیر را به تصویر کشید. پرویز قلیچ خانی، مدیر مسئول و سردبیر نشریه آرش، در بعد از ظهر روز دوم گزارشی از کارنامه مجله آرش در ارتباط با کشتارهای سال 60 و 67 ارائه داد و ضمن اشاره به کمبودها و پذیرش کم کاری و نگاهی انتقادی به آرش به بحث مهم ارائه روایت و تاریخ مستند با نام واقعی و هویت شناسنامه ای پرداخت. وی پنهان شدن در پشت نام غیر واقعی و مستعار تحت هر بهانه و دلیل را در تضاد با مستندسازی و روایت شفاف ارزیابی کرد. بخش هایی از پیام ناصر مهاجر، فعال سیاسی و کارشناس زندان که نتوانسته بود در سمینار حضور پیدا کند توسط همایون ایوانی قرائت شد. پس از آن همایون ایوانی از مسئولین "گفتگوهای زندان" گزارشی از شکل گیری و مشکلات انتشار گفتگوها و کارنامه آن ارائه داد. خانم مهناز تمیزی گزارش فیم ارائه نشده و نامشخص خود و گفتگوهایش با زندانیان سیاسی را برشمرد که با توجه به بمباران برنامه های فشرده و گرمای خارج از اندازه سالن برگذاری و زمان بالاتر از سقف سخنرانی ها که 20 دقیقه برای هر نفر بود و خانم تمیزی حدوداً نیم ساعت به شرح فیلم ارائه نشدهاش اختصاص داد، موجب اعتراض بسیاری از شرکت کنندگان گردید. این گونه به نظر می رسید که گردانندگان سمینار به جهت مصاحبههای خانم تمیزی با زندانیان و سرنوشت نامشخص فیلمها در پاسخ به پرسش کنندگان زندانی راه حل را در توضیح مستقیم ایشان یافته بودند یکی از بحث برانگیزترین قسمت ها نیز ارائه پیام خانم ویدا حاجبی بود که توسط سودابه اردوان قرائت شد. در واقع از همان زمان که کتاب "داد بی داد" اثر خانم حاجبی به بازار نشر راه پیدا کرد، بحث های موافق و مخالف فراوانی را به بار آورد. خانم حاجبی ابتدا به سمینار دعوت شدند و پس از آن بنا به دلایلی از حضور در سمینار اعلام انصراف دادند و به ارسال پیام بسنده کردند. در این جا به دوستان برگزارکننده این انتقاد جدی وارد است که اگر ایشان از قبل اعلام انصراف دادهاند چرا برگزارکنندگان آن را اعلام نکردهاند. این دوستان حق شرکت یا عدم شرکت توسط برخی در سمینار را به دلیل حضور خانم ویدا حاجبی نادیده گرفتند. سخنرانی کوتاه و از قبل اعلام نشده عباس مظاهری از زندانیان سابق با استقبال فراوان حاضران پاسخ دهی شد. سپس سخنرانی سعید یوسف درباره فردیت و برخورد سنتی با آن و بازنگری درباره مقوله فردیت برگذار شد که از قسمت های خوب روز دوم بود. فریبرز سنجری از بازماندگان نسل فدائیان هنوز آرمانخواه و پای بند به آرمان های بنیان گذاران اولیه سازمان و از خانوادهای پراعتبار با اعتقاد به انقلاب سرخ و کارگری تجربیات خود و انقلابیون مسلح را در زندان های شاه در حوزه های مختلف بررسی کرد. ای کاش فرصت آن می بود یا فریبرز می توانست سرنوشت آن انقلابیون را در دوره معاصر و جمهوری اسلامی روایت کند. سخنان راضیه خانم ابراهیم زاده در ابراز همبستگی با سمینار تئاتر صندلی آهنین بهروز حسینی و هنرنمایی مصطفی گرگین پور گوشه هایی دیگر از برنامه های سمینار را تشکیل می داد. از اولین روزهایی که دوستان گفتگوها در تدارک برگزاری سمینار و سازماندهی آن بودند مشخص بود که آن ها با در نظر گرفتن منتهی الیه سمت چپ بیشتر خود را با نظرات و برنامه هایی که به زعم آن ها رادیکال می باشد بالانس می کنند. در فراخوان ابتدایی و بحث های پالتاکی قبل از سمینار و سازماندهی برنامه ها این گونه اعلام نظر شده بود که از کسی دعوت به عمل نخواهد آمد (جز مواردی نادر که مورد توجه برگزارکنندگان باشد) و همه می بایست مطالب خود را به کمیته برگزارکننده ارسال کنند. روندی که نه تنها هیچ پشتوانه عملی و تضمینی نداشت بلکه و با دعوت مستقیم از اکثر سخنرانان گزینشی بودن و ناهمخوانی فراخوان اولیه و بحث های پالتاکی سمینار آشکار گردید. بسیاری از یاران زندان و نیامده به سمینار، با اعتراض به این گزینشها و مشخص نبودن معیار برگزارکنندگان سمینار را تنها از طریق پالتاک تعقیب کردند. در واقع سمینار از حضور این نیروها محروم گردید. بخش دیگر محروم ماندگان و پشت خط ماندگان سمینار را نیروهایی که به زعم برگزارکنندگان و رسم الخط عهد ماضی نیروهای طیف راست ارزیابی میشدند باید به شمار آورد. زندانیان طیف تودهای، اکثریتی (جناح های مختلف) و راه کارگر را باید در پناه همین نگاه ارزیابی کرد. کوتاه شدن سقف سمینار 3 روزه و حضور تنها بخشی از نیروهای زندان به صفت "سراسری" بودن سمینار آسیب جدی رساند. با توجه به حرفهای نبودن برگزارکنندگان و زحمت طاقت فرسای چند ماهه ضمن ارج گذاری به این تلاش انسانی اگر نوبت بعدی وجود داشته باشد، امید آن که نگاه به مقوله زندان و زندانی سیاسی جدا از دوری و نزدیکی اندیشه ها دربرگیرنده شناعت پدیده زندان باشد. سمینار 3 روزه کلن بدون ارائه جمع بندی و صدور قطعنامه با احساس و عاطفه به پایان رسید.
|