|
زندانی از تو هیچ نمی دانيم!
|
|
|
نجمه موسوی
|
برنامه ی انجمن دفاع از زندانیان سیاسی در پاریس در تاریخ 11 دسامبر انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران برنامهای به مناسبت سالگرد مرگ محمد مختاری و جعفر پوینده در پاریس برگزار کردند.
در آغاز بهروز عارفی گفتاری داشت در مورد قتل های سیاسی و سپس زویا زرافشان، پیامی از پدرش، ناصر زرافشان را برای حضار قرائت کرد. سهراب مختاری با اشعاری از محمد مختاری یاد آن اندیشمند را در خاطره ها زنده ساخت. سپس نسیم خاکسار با تکیه بر نوشته های مختاری بر تأملات او تأکیدی دوباره نمود. پس از آنتراکت رضا علامه زاده و سیاوش مختاری با یادآوری خاطراتی چند از او، یادش را گرامی داشتند. سپس فیلم «شاهدان چشمبند زده» به نمایش گذاشته شد. این برنامه هم چنان که شایسته ی برگزارکنندگان و مناسبت برگزاری اش بود با نظمی بی سابقه اجرا شد و حضار رضایت خود را از چگونگی و محتوای برنامه به مسئولان انجمن دفاع از زندانیان ابراز داشتند. مجری این برنامه فریبا ثابت، زندانی سابق و نویسنده ی کتاب هایی از خاطرات زندان بود. آن شب از دریدا نقل قولی شنیدم که او با این سؤال روبرو بوده:« که با مرگ من چه چیزی خواهد مرد؟» و این بی شک سؤالی نیست که جانیانِ دربندکننده ی هزاران زندانی از خود کرده باشند. زیرا پاسخ دردناک تر از آن است که جلادان تاب و توانِ شنیدنش را داشته باشند. با مرگ آنان، مرگ خود را رها می یابد و جنون می میرد. خشم فرو می نشیند. با مرگ جلاد، زندانی رها می شود و انسان ارج گذاشته می شود. در کتاب ها خوانده بوديم، در سینما دیده بوديم، حتا به اردوگاه های مرگ آلمان نازی سفر کرده بوديم تا چهرهی زندانی را از نزدیک ببینيم. کتاب های خاطرات را ورق زده بوديم. پای صحبت زندانی های سابق نیز نشسته بوديم. اما هر بار، هر بار که قفل از این زبان ها برگرفته می شود باز انگار اولین بار است که با چهرهی غیرانسانی آدمكشانِ اسلامي روبرو می شويم. باز انگار اولین بار است که کلامی از حد خشونت انسان بر انسان به گوش می رسد. باز گمان می کنيم انگار تا به حال در هیچ کجا چنین درجهای از وحشیگری را هیچ نسلی و هیچ ملتی تجربه نکرده است. بعد از آن همه که گفتند و شنیدیم. بعد از آن همه كتابهاي خاطرات که رسم کردند و دیدیم. بعد از آن همه که در خیال خود، دلمان را در کنار دل زندانیانِ دربند و یا از بند گریخته، زندانیان در دام مرگ افتاده و یا از مرگ جسته گذاشتیم تا بلکه اندکی از آن چه آن ها از سر گذراندهاند را درک کنیم، اما باز با این فیلم که چند تن از زندانیان سابق به شکلی آماتور تهیه کردهاند و در اختیار رضا علامه زاده گذاشتهاند و او زحمت تنظیم و میکساژ آن را به عهده گرفته و با صدای هنرمند و زندانی سابق، ناصر رحمانی نژاد همراه کرده، متوجه می شویم که هنوز هیچ نمیدانیم. هنوز نمی توانیم به سرحد این خشونت و جنون پی ببریم. هنوز آنان که این دوران را تجربه کرده اند، زخمیتر از آنند که زبان به بازگویی بگشایند و هنوز ما باید منتظر افشای رازهای ناگفته باشیم. با این که بسیارند که چهره در خاک کشیده اند و رازشان را با خود برای همیشه در خاک کرده اند. با تشکر از انجمن دفاع از زندانیا سیاسی که به بهانهی بزرگداشت مرگ اندیشمندان کشورمان امکان دیدن این فیلم را در ابعاد وسیع فراهم کردند. *
|