|
بوسه های گرم تهران برای گروگان های ما
|
|
|
کلود آنژلی
|
|
فرستادهي رئیس جمهوری ایران خبر آزادی گروگان ها را به شیراک داد.
یک وزیر دولت ایران با پیامی از پرزیدنت خاتمی از تهران آمده و نوید آزادی خبرنگاران فرانسوی را پیش از پایان سال، به شیراک داد . بنا بر گفتهي یکی از نزدیکان کاخ ریاست جمهوری فرانسه، صادق خرازی سفیر جمهوری اسلامی در پاریس، در اواسط دسامبر، این قاصد را به ملاقات دومینیک دو ویلپن در وزارت کشور برده است. اندکی بعد، شیراک ، بطور مخفیانه فرستادهي ایرانی را به حضور می پذیرد و از «خبر خوش» آگاه میشود. البته تاریخ بازگشت دقیقا روشن نبود. دوشنبه ٢٧ دسامبر سفیر ایران در یک تماس تلفنی انجام چنین اقدامی را نزد دوویلپن تکذیب کرد. احتمالاً برای این که به شلوغی اوضاع نیافزاید، اما وی وجود همکاری در سطح عالی میان تهران و پاریس را برای یافتن پایان خوش جهت این گروگان گیری تأیید کرد. وزرای خارجه و دفاع بلافاصله پس ازاطلاع از این خبر، مدتی بر سر لذت و افتخار رفتن و آوردن دو گروگان (شنو و مالبرونو) با هم کلنجار رفتند. بازی را وزیر خارجه می برد و چون زمان آزادی دقیقا روشن نبود، روز ٢٠ دسامبر شیراک برای تعطیلات به مراکش میرود و سپس، سریعاً پس فردای آنروز برای استقبال از گروگان های پیشین به فرودگاه نظامی نزدیک پاریس می آید. چرا ایران به سود گروگان های فرانسوی وارد عمل شد؟ و گفتگوی حضوری با شیراک و دو ویلپن برای چه بود؟ اگر از اهمیت فشارهای تهران برارتش اسلامی عراق ناآگاهیم، در عوض، میدانیم که ایران از موضع شیراک- ویلپن در برابر آمریکائی ها خوشنود است. و نیز ایران از برخورد ویلپن در موافقت با تعلیق پیشنهادی آژانس بین المللی انرژی هسته ای در ١٩٩٥ و ممنوع ساختن سلاح های کشتار جمعی در خاورمیانه طرفداری میکند. این پیشنهاد شامل اسرائیل نیز میگردد. البته، اعزام فرستاده ای فرانسوی به لبنان و با توافق شیراک بدون تردید در این ماجرا نقش داشته است. او در لبنان با محمد نصرالله، رهبر حزب الله، و محمد حسین فضل الله رهبر روحانی کهنسال همین جنبش ملاقات میکند و از آن ها میخواهد که از دوستان ایرانی شان تقاضا کنند برای آزادی گروگان ها دست به کار شوند. این خواست به محض آنکه مطرح گردید پذیرفته شد. ٢ سپتامبر، فضل الله به عنوان نوادهي پیامبر، «گروگان گیری بیگناهان را (...)، به مثابه عملی وحشی و مطرود از سوی اسلام » محکوم کرده و از گروگان گیرها خواست تا«خبرنگاران فرانسوی» را آزاد نمایند. اندکی بعد، و در همان ماه سپتامبر، فیلیپ روندو، مسئول اطلاعات وعملیات ویژه در دفتر وزیر دفاع، گزارشی کارشناسانه درمورد تماس هایش در عراق و کشورهای همجوار تسلیم وزیر کرد. این کارشناس که درگذشته کارلوس را گرفتار و سپس به فرانسه آورد، مشخصات گروگان گیرها، اهدافشان، و مشکلات شان را در توجیه گروگان گیری خبرنگاران فرانسوی بدست میدهد. به عقیدهي روندو، ارتش اسلامی، امکاناتش را در خدمت الزرقاوی اردنی نمایندهي بن لادن و القاعده در عراق قرار نداده است . سرانجام، یک خبر خوب، به گفتهي روندو دستهي متهور ربایندگان قادر به کشتن نیز بودند، اما این امر عمدتاً مشمول شهروندان کشورهای درگیر در اشغال عراق و کارمندان شرکت های خارجی که در عراق مشغول به کارند میشود. بالاخره، فیلیپ روندو که هیچ گروه ضربتی در اختیارش نبوده تأیید کرد که توانسته است با ارتش اسلامی ارتباط برقرار نماید. وظیفهي پیگیری و مراقبت از آن ها با مأمورین مخفی فرانسوی در عراق بوده است. بدین ترتیب، با در نظرگرفتن اطلاعات کسب شده در محل، و حمایت یا توصیه های تهران، واقعاً فهمیدن این امر مشکل است چرا الیزه به دیدیه ژولیا* اجازه داد تا با یک باند بی عرضه بخت خود را بیازماید. کانار آنشنه، شماره ٢٩ دسامبر ٢٠٠٤ ------------ توضیح مترجم: دیدیه ژولیا نمایندهي مجلس فرانسه از حزب « اتحاد برای جنبش مردمی» (حزب حاکم در فرانسه) ، گویا به ابتکار شخصی و به قولی با چراغ سبز شیراک، در ماه سپتامبر به یاری عوامل فرانسوی و خارجی (ازجمله عراقی) تلاش های بی ثمری برای «آزادی » گروگان ها به عمل آورد که با شکست مواجه شد و بقولی باعث تأخیر در آزادی دو خبرنگار گردید. رسانه های معتبر معتقدند که وی با برخی افسران سابق ارتش بعثی تماس هائی گرفته ولی امکاناتش در حد حل مسئلهي گروگان ها نبوده است.
|