header image
 
در مکزیک، زاپاتیست ها به سازماندهی سرزمین شورشی شان می پردازند. چاپ
فرستاده ی ویژه : ژان- میشل کاروآ ، ترجمه ی بهروز عارفی   

اوونتیک (ایالات چیاپاس)
در ایالت چیاپاس، طرفداران فرمانده مارکوس سرزمین های خودمختار را اداره می کنند. « شورای دولت خوب»  بر آموزش، بهداشت در مجموعه ای که مخلوطی ست از اردوگاه شورشی و نوعی زندگی مشترک طرفدارمحیط زیست است، نظارت می کند.

برای رسیدن به کاراگول (یعنی حلزون، که منظور همان شورای دولت خوب است) واقع در ایالت اوونتیک،  باید با توقفی در غرفه ی تعاونی چه گوارا، واقع در ورودی سرزمین خودمختار زاپاتیستی در ارتفاعات چیاپاس (جنوب شرقی مکزیک)،علامت عبور داد. این مغازه در حکم پاسگاه مرزی است.
در این محل است که باید ضمن تحویل گذرنامه، دلیل بازدید را به«کومپانییرو» ( همرزم ورفیق) مسئول یک بقالی ارائه داد. در مغازه، نوشیدنی های گازدار و اغذیه در کنار اشیاء یادگاری از مبارزه ی زاپاتیست ها و فرمانده مارکوس چیده شده است. در حالی که ترانه های رزمی کوبائی به آرامی ترنم می کند، در زیر آلاچیق چسبیده به مغازه، منتظر تصمیم «کمیسیون پذیرش» ماندیم.  بر روی تابلوئی هشدار می دهند: «شما در سرزمین شورشی زاپاتیست ها هستید. در اینجا خلق فرمان می راند و حکومت اطاعت می کند.»
در این سحرگاه نوامبر، نخستین پرتو خورشید مه را  به دشواری از سرقله ها می زداید. قله هائی که پناهگاه ارتش شورشی زاپاتیستی است، ارتشی که حافظ حلزون هاست. در زیر آلاچیق، یک معلم انگلیسی بازنشسته، یک زوج پونک باسکی و دوزیست شناس مکزیکوئی با کتاب های اهدائی شان نشسته بودند.  معلم انگلیسی می گوید که«من برای ابراز همبستگی ام با زاپاتیست ها آمده ام، چرا که همیشه یک کمونیست بوده ام.» . دو جوان کم حرف اهل باسک قبل از همه از طرف «شورای دولت خوب»  نهاد جدید قدرت زاپاتیستی به حضور پذیرفته می شوند.
کومپانییرو الیاس توضیح می دهد « از روز تأسیس کاراکول، ٨ اوت ٢٠٠٣، ما بیش از دوهزار مسافر مکزیکی و ٢٥٠٠ بازدیدکنندهء بین المللی داشتیم.» . او که عضو کمیسیون پذیرش است، در حالی که کلاه چهره پوش بسر دارد، مأمور دادن توضیحات اولیه  پیش از نشست احتمالی با اعضای« شورای دولت خوب» است.
کاراکول، «قلب مرکزی زاپاتیست ها در خطاب به جهان » در اوونتیک، مانند جاده ی سیمانی طولانی است که به یک زمین بسکتبال ختم می شود.  در دوسوی آن، در بناهای عمدتاً چوبی، پر از نقاشی های ساده، نهادهای حکومتی، تعاونی ها، کلینیک ها و در انتها مدرسه قرار دارد. بچه ها در میان  مرغ و خروس ها شلنگ تخته می اندازند. جوانان آلترموندیالیست (طرفداران جهان دیگر) اروپائی و آمریکائی در میان مایاهای با کفش های چوبی در این اردوگاه شورشی جمعی این سو و آن سو می روند.

«هنوز دانشگاه نداریم»
رفیق الیاس که در انبار کشاورزی تاریکی  ما را می پذیرد ادامه می دهد: « برخی ها با پیش نهاد مشخص همبستگی در زمینه ی آموزش و بهداشت می آیند و برخی دیگر برای کمک به صادرات قهوه و هنرهای دستی.»  . همه ی خانواده های بومیان ساکن سرزمین  زاپاتیست ها عضو سازمان نیستند. او می گوید «برخی در آرزوی دریافت خرده ریزه های حکومت کنونی هستند  و گروهی دیگر هنوز عضو حزب «پی آر آی » حزب انقلابی دولتی که به مدت 70 سال، تا سال ٢٠٠٠ حکومت می کرد، هستند – پرزیدنت ویسنته فوکس قول داده بود که در یک ربع ساعت به منازعه پایان دهد ، دروغ شرم آوری بود-  ما زاپاتیست ها به هیچ سیاستمداری اعتماد نداریم. فقر و بی عدالتی ما را مجبور به مبارزه کرد و مطمئن هستیم که روزی انقلاب زاپاتیستی پیروز خواهد شد.»
بر روی ساختمان دبیرستان، تصاویر چه گوارا و زاپاتا نقش بسته است. یک گروه از نو جوانان خنده بر لب، آمادهء بازی فوتبال می گردند، در حالیکه گروه دیگری برای کار در مزرعه میروند. سرجیا مسئول مدرسه می گوید : « ما ١٤٠ دانش آموز داریم، ١٠٠ پسرو ٤٠ کومپانییراس[دختر]»  و ادامه می دهد : «کارکنان آموزش حقوق دریافت نمی کنند و تحصیل مجانی است. دانش آموزان نان ذرت و لوبیا می آورند که با هم تقسیم می کنیم».
در یک کلاس خالی  با حالتی درددل گونه می گوید : « ما ریاضیات، علوم طبیعی انساندوستی و زبان تزوتزیل* تدریس می کنیم. زیرا نمی توانیم بگذاریم که زبان مان به فراموشی سپرده شود. به رغم حمایت جامعهء مدنی، ما از نظر کتاب و لوازم کمبود داریم، از همه چیز کم داریم.» مقامات رسمی این نظام آموزشی خودمختار را به رسمیت نمی شناسند.  و من پرسیدم اگر دانش آموزی بخواهد تحصیلات عالی را ادامه دهد، چطور؟ سرجیا پاسخ  می دهد : « فعلا موردی پیش نیامده و ما هنوز دانشگاه زاپاتیستی نداریم.».
کلینیک «لاگوآدولویانا» مایهء افتخار آناستازیو است. این تزوتزیل و زاپاتیست قدیمی، زخمی ها را هنگام نبردهای ژانویه ١٩٩٤ که موجودیت ارتش زاپاتا آشکار شد، معالجه می کرد. این کلینیک پاکیزه و مجهز به درمانگاه های چشم پزشکی، بیماری های زنان و دندانپزشکی مجهز است. داروخانه در کنار یک کلیسا که به به مریم مقدس گوادلوپ وقف شده پر از دارو است. یک زن گیاه  شناس در کنار سالن اورژانس، داروهای سنتی تجویز می کند. آناستازیو که بر ٩ کلینیک دائر در شهرهای خود مختار نظارت می کند، می گوید «ما سی بیمار در روز می پذیریم. همه می توانند به اینجا بیایند. اگر بیمار به حزب دیگری وابسته باشد ، برای معاینه ٢٥ پزو – کمتر از ٢ اورو – می پردازد و داروها را به قیمت تمام شده حساب می کنیم. برای زاپاتیست ها درمان کاملاً مجانی است. آن ها ذرت و لوبیا می آورند. درواقع آنان هستند که کلینیک را بنا کرده اند که سه سال پیش آن را توسعه داده ایم. »
در سالن کوچک انتظار، سه عضو شورای حکومتی پشت میز کوچکی نشسته اند، از پشت نقاب فقط شش چشم سیاه و بشاش پیداست.  فرمانده موسی لوپز سانچز خوش زبان ترین آنان می گوید:   «ما حلزون را به عنوان نماد مقاومت انتخاب کردیم. زیرا نیاکان ما از آن ها برای اعلام خطر استفاده می کردند. کاراکول ها به ما اجازه می دهند که صدای زاپاتیست ها را به گوش دیگران برسانیم.» .
فرمانده موسی تعریف می کند که چگونه اعضای شورا توسط جامعه ی بومی زاپاتیست ها انتخاب می شوند. «دو یا سه نامزد برای هر شغلی معرفی می شود.»  ١٤ عضو شورا بصورت شیفتی ٢٤ ساعته،  ادامه ی کار  را تضمین می کنند. فراتر از کمک های بلاعوض و طرح های «جامعهء مدنی» مکزیکی و بین المللی، شورا به شکایت های اهالی نیز رسیدگی می کند. موسی تأکید می کند که نه تنها طرفداران  زاپاتیست ها به ما مراجعه می کنند ، بلکه یک خانوادهء عضو پی آر آی برای یک اختلاف ارضی که در اثر بگومگوی خانوادگی پیش آمده بود، نزد ما آمد. »

«جوهر برنامه‌»
او ادامه داد « ما بررسی جامع می کنیم و طبق آداب و رسوم خود عمل می نمائیم. بیش از پیش افرادی که زاپاتیست نیستند، برای حل مشکلات خود به ما مراجعه می کنند، زیرا خدمات ما مجانی است. در دادگستری رسمی، آن که پول دارد برنده می شود.»  شورای صلح (هیئت مصالحه)، دادگاه متکی بر حقوق سنتی و مرسوم ، شورای شهر که مسئول آموزش و بهداشت است و شورای حکومتی که مسئول طرح های کشاورزی و پیشه وری ست، در قلب برنامهء زاپاتیست ها قرار دارد.
وی توضیح می دهد : « به لطف کاراکول ها، نفوذ زاپاتیست ها بسیار گسترش یافته است. فرد اخم آلود بغل دست او، هر وقت سؤالات دقیق تر می شد، مثلا در مورد تعداد زاپاتیست ها، احتمال پیروزی شهردار مکزیکو آندرس مانوئل لوپز اوبرادور (چپ) در انتخابات ریاست جمهوری آینده، حرف زدن به زبان تزوتزیل را قطع می کرد.  موسی حرف های او را ترجمه می کند « این ها در فهرست سؤالات نیستند، سیاسی است.»
ماریانو ولازکز در وزارت خارجه ی بومیان دولت چیاپاس تأیید می کند که « ما ترکیب و ساخت کاراکول ها  را که قراردادهای غیر مستقیم با آنها داریم، رعایت می کنیم. حقیقتاً آن ها به حل یک سلسله مشکلات  اجتماعی کمک می کنند». و اضافه می کند «توصیه های شورای دولت خوب» مورد احترام است . این یک نهاد گفتگو است که اختلافات ارضی را حل می کند. این کارمند نیز هم چون وزیرش ، از بومیان اوکوسینگو است.
                                                                                                                           لوموند ، ٣ دسامبر ٢٠٠٤

*  تزوتزیل :  تزوتزیل ها یا تزوتزیلس ها از اقوام مایا هستند که صد سال پیش از تولد مسیح در زمین های کوهستانی چیاپاس مستقر شدند. جمعیت آنان به ٢٠٠ هزار نفر می رسد و عمدتاً در اطراف شهرهای  چامولا ساکن هستند. این بومیان سرخ پوست مکزیکی، اصلی ترین بازیگران شورش زاپاتیست ها در سال ١٩٩٤ بودند. به زبان آنان نیز تزوتزیل می گویند.

« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.