header image
 
دوازده سال از انتشار آرش گذشت چاپ
آرش   
رفتن به
دوازده سال از انتشار آرش گذشت
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17
صفحه 18
صفحه 19
صفحه 20
صفحه 21
صفحه 22
صفحه 23
صفحه 24
صفحه 25
صفحه 26
صفحه 27
صفحه 28

مهرداد باباعلي:
 اصلاً متوجه بحث شما نيست، مي‌خواهم بگويم كه اصلاً راجع به چه بحث هايي نمي‌خواهم مداخله كنم. بنابراين از آنجايي كه نمي‌خواهم راجع به چگونگي اداره نشريه ارش صحبت كنم‌، روي يك نكته صحبت مي‌كنم‌ك آن‌جائي‌ كه «آرش» در تاريخ مطبوعات كشورم و در ارتباط با من به عنوان تبعيدي _ سياسي در خارج ارتباط دارد‌. من مي‌بينم كه «آرش» چه جايي برايم دارد و از اين زاويه بر مي‌گردم به همان نكته اول: نشريه آرش اهميت‌اش اين است كه نشريه تبعيديان مستقل است با تانداس چپ و بينش چپ راديكال. دو تا عنصر توي آن مطرح است، يكي خصلت سمت گيري‌ آن است و ديگري پلورآليسم فكري‌اش. اولين نكته كه من به عنوان انتقادم در نظر مي‌گيرم از همين زاويه است. چكار بايد كرد كه جنبه پلورآليسم‌اش حفظ شود در عين حالي كه سمت گيري‌اش را داشته باشد و چه كار بشود كه سمت گيري‌اش به عنوان جريان تبعيدي حفظ شود بدون اين كه خصلت پلورآليسم‌اش را نقض كند. به بيان ديگر و براي اين كه روشن‌ترش كنم اين است كه «آرش» تا چه اندازه بايد وظيفه روشنگري داشته باشد و تا چه اندازه وظيفه مداخله‌گري؛ چقدر نقش پارتيزان و چقدر نقش پلورآليست داشته باشد؟
اولين نكته‌اي كه مي‌خواهم اشاره كنم جنبه پلورآليسم‌اش است كه برايم خيلي مهم است و بعد به نقش پارتيزاني‌اش خواهم پرداخت. يكي از نكات مهم جنبه پلورآليسم «آرش» توجه به مسائل روشنگري در ايران است و حلقه امروز مسأله روشنگري هم در ايران، فرهنگي و تاريخي است. شايد بتوان گفت ملت ايران در كجاست و اين كه مي پرسد كيست و چيست و در كجاي دنيا قرار دارد؟! خودشناسي، ريشه يابي خود، فرهنگ شناسي و بازگشت به تاريخ، حلقه‌ي اصلي فرهنگي است. من فكر مي‌كنم بر تمامي ديگر جهات فرهنگي ما اين هويت ايراني و هويت تاريخي سايه مي‌اندازد و مسأله عمد‌ه‌ي مردم كشورمان و غذاي فكري‌شان است. طبيعتاً در همين راستا نشريه آرش هم مسأله شكل دادن به دوسيه‌هاي تاريخي را جزو كار خودش گذاشته است. من فكر مي‌كنم كه چند شماره اخير «آرش» بويژه از اين لحاظ كه دوسيه‌هاي تاريخي را گذاشته؛ هم فروش‌اش را بالا برده و هم خوانندگانش را افزايش داده و هم حساسيت بيشتري را راجع به «آرش» در عرصه روشنگري ايجاد كرده است.
من در شكل دادن به اين دوسيه‌ها يك خطايي مي‌بينم و همين الان هم به آن اشاره مي‌كنم: من اين خط را مي‌بينم كه پورآليسم سياسي «آرش» زير گرفته شود و جنبه پاراتيزان پيدا بكند و منازعات فكري و تاريخي به منازعات تن به تن يا منازعات «خطي» تبديل بشود. اين را من در رابطه با كتاب مازيار بهروز در نظر مي‌گيرم. به عنوان مدافع يا مخالف كتاب مازيار بهروز نمي‌خواهم صحبت كنم‌، چون فكر مي كنم ما در مرحله‌اي هستيم كه فكر تاريخي‌، موافق و مخالف نمي‌شناسد و بلكه بيشتر نقد، كنكاش و ديدن نسبيت هاست. فكر مي‌كنم نحوه‌اي كه آن دوسيه در مورد مازيار بهروز تشكيل شده، گير اساسي‌اش اين است كه كساني كه مازيار بهروز با آن‌ها مصاحبه كرده و خود مازيار بهروز كه مورد نقد قرار گرفته، مورد توجه نبوده‌اند و در اين دوسيه نظرشان منعكس نشده، بلكه يك طيف عمومي نقد و حمله به كتاب مازيار بهروز حضور دارند كه اين مي‌تواند حاصل نوعي به اصطلاح لشكر كشي عليه وي باشد. مداخلاتي كه خود پرويز عزيز در آن شماره و در ارتباط با وي مي‌كند، به نظر من مداخلاتي كه خود پرويز عزيز در آن شماره- آن دوسيه‌- و در ارتباط با وي مي‌كند‌، به نظر من مداخلاتِ پارتيزاني است و با روح نشريه كه بايد فرصت نگاه تاريخي را بيشتر بدهد، خوانايي ندارد. نشريه‌اي مي‌تواند نشريه واقعي فكر و انديشه نقادانه و آموزنده باشد كه دو طرف بتوانند نظرشان را منعكس بكنند و احتياج نيست كه من بيش از اين راجع به اين قضيه تاكيد كنم چون مي‌دانم كه پرويز بايد به اهيمت اين ماجرا وقوف داشته باشد. در غير اين صورت نگاه تاريخي‌اي مي‌شود كه لشكر كشي خواهد شد و تفاوت چنداني با استالينيسم نخواهد داشت و رعب ايجاد مي‌كند و يعني فضاي مرعوب كردني مي‌شود كه كسي نمي‌تواند حرف بزند و فوري مارك و برچسب پشت سر خواهد داشت.
من فكر مي‌كنم از آنجايي كه نشريه آرش اين كار با ارزش را در دست گرفته و اين دوسيه‌هاي تاريخي دوسيه هاي مهمّي هستند، خواننده‌اش هم به تبعيديان و مهاجرين محدود نمي‌شود و خواننده در ايران هم دارد و به نظر من «آرش» بايد اين كار را هر چه بيشتر بكند و تمركز در حوزه كار فرهنگي را روي عرصه تاريخ در ايران بكند. تاكيدم اين است كه پاراتيزان نبايد باشد و اين را از جانب خودم يك نقد مهمي مي‌دانم كه با هويت اصلي «آرش» ارتباط دارد؛ حتا اگر باعث كف زدن‌ها و تشويق‌هاي موقت جمعي بشود، بهتر است آن‌ها كف نزنند يا كمتر بزنند ولي «آرش» بتواند آن سياست متين درازمدت خودش را كه فرصت دادن به طيف‌هاي مختلف هست، دنبال كند.
انتظار من در ارتباط با همين عنصر روشنگري يا پارتيزاني، در واقع و اساساً به جنبه ژورناليسم نشريه آرش بر مي‌گردد كه ژورناليسم باز در جهت پلورآليسم‌اش است. مثلا اگر اغلاط املائي، انشائي يا تايپي _ كه در آرش كم نيستند _ كمتر شود حتا اگر كندي‌هايي در چاپ نشريه ايجاد كند و اگر بشود اديتي براي زبان فارسي‌اش پيدا شود، به نظرم داراي اهميت است. بنابر اين در جنبه پلوراليسم‌اش، بالابردن كيفيت ژورناليستي كار «آرش» و حفظ تنوع در برخورد دوسيه هاي تاريخي امكان پذير است.
اما برگردم به آن يكي جنبه قضيه آرش: جهت مداخله گر، پارتيزان آرش. چه چيزي را من در اين قضيه كم مي‌بينم؟ من لااقل در دو عرصه كمبود مي بينم. يك عرصه كمبود _ همانطور كه قبلا هم گفتم _ به مسأله جمهوري بر مي‌گردد. چرا؟ چون آن را نشريه تبعيدي‌ها و اكثريت عظيم مخالفين هرگونه نظام مذهبي و نظام سلطنتي مي‌دانم حاصل يك خط معين. همان طوري كه توي اين صحبت‌ها همه عزيزان گفتند، از نقطه نظر منفي «آرش» از خط جمهوري دفاع كرده و ضد سلطنت است و ضد اصلاح طلبي در چارچوب رژيم و استحاله آن است ولي به لحاظ اثباتي موضع جمهوري خواهي نگرفته و راجع به اين قضيه اصلا كار نكرده. درست در همين جاست كه دوستان عزيزم حسن حسام و آقاي مؤمني توجه ندارند‌. دفاع از جمهوري ار نفي اين يا آن نظام نشأت نمي‌گيرد‌، فكر جمهوري خواهي‌، انديشه و روشي سياسي است كه تاريخچه خود را دارد و لازم است «‌آرش‌» نيز به بدان بپردازد و موضع خود را در باره‌ي جمهوري خواهي روشن كند‌. من فكر مي‌كنم كه اين مساله در عين حال به گردانندگان «آرش» و از جمله خود پرويز ربط دارد. نگاهش به مساله جمهوري چه بوده، من نمي‌دانم! تا آنجايي كه من از مساله باخبرم، اين مساله جمهوري نه جمهوري‌اي كه يك عده‌اي گفته‌اند جمهوري اسلامي از تناض‌اش خارج شود و جمهوري شود، بلكه بحث من بركناري و براندازي و كنار گذاشتن رژيم جمهوري اسلامي و برقراري جمهوري دموكراتيك و لائيك در ايران است. اين مسأله را من مسأله‌اي مي‌دانم كه امروز مثل ديروز داراي اهميت است و فقط توجه صد چندان بيشتر شده و اين بدليل شكست خط اصلاح طلبي است وتوي تفكر چپ هم قضيه جمهوري‌خواهي به معناي صريح و روشن كلمه صراحت‌هاي بيشر و بيشتري پيدا كرده است. خوب اين از همه جا بر مي‌گردد، تاريخ مشروطيت توي آن مي‌گنجد، تاريخ دوره مصدق در آن ميگنجد، فعاليت به اصطلاح سال‌هاي سياه سلطنت توي آن مي‌گنجد، خاموشي‌هاي دوره سياه سلطنت در آن مي‌گنجد تا برسيم به دوره جمهوري اسلامي و انقلاب بهمن و فكر جمهوري با اسلام. من فكر مي‌كنم اگر «آرش» بخواهد واقعاً مخاطبي توي ايران داشته و بتواند جاي خودش را به عنوان يك نشريه تبعيدي و يا يك گرايش پارتيزان معين _ پارتيزان به معني عام مي‌گويم و نه حزبي _ باز كند، بايد مسأله جمهوري و جايگاهش را صراحت بدهد. ممكن است ميزگردي راجع به مفهوم جمهوري برگزار كند ولي من مسأله را بيشتر از اين مي‌بينم و به عنوان محور ثابت كار «آرش» اهميت دادن به مفهوم لائيسيته و جمهوري دموكراتيك مي بايد باشد. به نظر من توي «آرش» بطور پراكنده مي‌آيد كه بعضي وقت‌ها جامعه مدني است و بعضي وقت ها مدرنيته است ولي «آرش» كمتر در اين زمينه مداخله‌گر است و بيشتر انعكاس دهنده است.

« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.