|
دوازده سال از انتشار آرش گذشت
|
|
|
آرش
|
|
صفحه 6 از 28
باقر مومني: در اشاره به يك نكته اساسيِ حرف هاي مهرداد باباعلي، مي خواستم بگويم كه اصلاً فكر نميكردم و اعتقاد نداشتم كه مجله آرش بتواند بيرون بيايد و يا مثلاً ادامه پيدا كند. وقتي كه پرويز با من مطرح كرد كه ميخواهد چنين كاري را بكند، من دو تا اشكال گرفتم: يكي اسم آرش بود كه گفتم به چپ نميخورد و ديگري هم اين مسئله اساسي كه كسي كه علاقه دارد و انرژي دارد و تفكر معيني هم دارد، ميخواهد خودش را درگير يك كاري بكند و آن هم بطور تكي كه آن كار نميتواند ادامه پيدا كند. اين كه ادامه پيدا كرد بايد از پرويز دانست. به خصوص با آن كيفيتي كه مهرداد گفت. در آن شرايط واقعاً كار حضرت فيل بود كه نشريهاي را به تنهايي در بياوري كه اين تنهايي يك جنبه مالي – اداري دارد كه خيلي مشكل است، اگر نگويم غير ممكن است كه تقريباً غير ممكن است و اين فقط از پرويز ساخته بود كه از اين لحاظ كار را ادامه بدهد و جنبه ديگر همان نكتهاي بود كه مهرداد بدان اشاره كرد. در آن شرايط عليرغم بحرانهايي كه توي چپ بود و «شوراي ملي مقاومت» هم به قول مهرداد آن تسلط را نداشت، اين نشريه بيرون آمد. فضاي سياسي طوري بود كه يك نشريهاي كه بتواند مستقل باشد باز هم اگر نگويم غير ممكن كه خيلي مشكل بود، براي اين كه بايستي با تمام اين ها مقابله بكند، با تمام نيروهاي موجود مقابله بكند كه بخواهند رويش دست بياندازند و نتوانند و بعد كارشكني بكنند. به نظر من همه اين ها جالب است و اگر چه زياد اهل تعريف و تمجيد نيستم و هميشه عيب كار را ميگويم ولي در اين مورد خاص روي كار پرويز واقعاً تكيه ميكنم. اين كار از اول كار جمعي نبوده و اين پرويز بوده كه علي رغم تمام مشكلات – هم مالي و اداري و هم مسائل فكري – جمعي را به تدريج جلب و جذب كرده. در وحلهي اول هم خوب معلوم است يك آدم كه كاري را شروع ميكند – شايد مشورت هايي هم كرده باشد و يا فقط خبر داده بوده آن طور كه به من خبر داد – طبيعتاً تمام سليقه و خصوصيات شخصي در آن كار منعكس است و خوب سليقه و خصوصيات پرويز هم توي مجله منعكس است. يعني مجله اول به عنوان يك مجله فرهنگي – ورزشي معرفي مي شود كه صفحات ورزشي هم دارد و خيليها همان موقع مسخره ميكنند ولي خوب پرويز ادامه مي دهد. كسي هم با او همكاري ميكند به نام مهدي فلاحتي كه كمك بزرگي بوده كه جنبه ادبي و شعر نشريه را قوي ميكند و البته آن هم اگر بشود در گيومه گفت«محافظه كارانه» يا به هر حال سليقه خاصي كه نميخواهد وارد بعضي زمينه ها بشود. «آرش» ادامه ميدهد و رشد ميكند. منتهي اين رشد حتا تا آخرين شماره نوعي رشد تصادفي است. رشد هست و به تمام مشكلات مالي و اداري مسلط شده و از تمام مشكلات و دعواهاي تنگ نظرانه سازماني بيرون آمده ولي با وجود اين رشدش يك مقدار تصادفي است. علتش هم اين است كه بطور كلي نيروهاي سياسي – فرهنگي – اجتماعي در تبعيد در وضعيتي هستند كه نميتوانند جمع بشوند و خط مشي خاصي را برنامه ريزي معيني بكنند، بخصوص كه يك نفر پيشقدم شده و حساسيت هم بر ميانگيزد. با اين كه پرويز با همه قدرتش توانسته اين حساسيتها را به مقدار زيادي در بين چپ دموكرات يا دموكرات راديكال از بين ببرد ولي نتوانسته يك هيات دبيراني كه بتواند يك خط مشي خاصي را براي نشريه تعيين و دنبال بكند، يعني رشدش برنامه ريزي شده باشد، گرد هم بياورد. هنوز كه هنوز است چنين است و البته من اميد هم ندارم كه در آينده چنين چيزي بوجود بيايد چون هر كدام از ما گرفتاريهاي خودمان را داريم يا سليقههاي خاص خودمان را كه نميخواهيم در يك جمع حتا پنج نفره شش نفره براي كاري مثل كار «آرش» جمع بشويم يا اگر جمع شديم استمرار داشته باشد. در هر صورت من ميخواستم بيشتر روي اين نكته تكيه بكنم كه تمام اجر نشريه با پرويز است كه توانسته به همه مشكلات غلبه كند و آن را رشد بدهد. منتهي همان طور كه ناصر مهاجر گفت از اول اشكالاتي داشته، خيلي ضعيف و رقيق بوده كه بتدريج پربارتر مي شود تا به امروز كه به نظر من به جايي رسيده كه خيلي پربار است. اكنون يك نظمي پيدا كرده كه باز اين نظم را خود پرويز بر اثر تجربياتي كه طي دهسال براي انتشار پيدا كرده، داده است. گاهي به نظر مي آيد كه كاملاً بعضي شمارهها برنامه ريزي شده است مثل همين دوسيه هايي كه باز مي كند. ولي با وجود اين باز هم در آن تصادفي و بي برنامگي در خيلي جاها به چشم مي خورد كه در دور دوم به آنها اشاره مي كنم. ضمناً مشكلاتي هم كه وجود دارد به تصور من ناشي از مديريت تك نفره است. اين كه ناصر مهاجر گفت جنبه سياسي مجله ضعيف است – من فقط در اين دور به آن اشاره ميكنم – من فكر ميكنم اتفاقاً اين حسن مجله است و البته اگر سياسي به معني اخص منظور ناصر باشد. تا آن جايي كه من ميبينم مجله مسائل سياسي اجتماعي را به بحث گذاشته كه جنبه سياسي دارند ولي همانطوري كه اشاره كردم چون كارش برنامه ريزي شده نيست خيلي از مسائل اجتماعي – سياسي كه من ميگويم اجتماعي – سياسي يا سياسي – اجتماعي توي مجله منعكس نمي شود. همين جا لازم مي دانم به اصطلاحي كه حسن بكار برد – چون منعكس مي شود – و در اينجا خيلي باب شده اشاره كنم و آن مساله «نظام ايدئولوژيك» جمهوري اسلامي است. من شديداً با اين عبارت مخالفم و نمي خواهم به حساب من گذاشته شود و كلمه «ايدئولوژيك» را قبول ندارم و يك نظام مذهبي است و ربطي به ايدئولوژي ندارد. در اين مورد بحث نميكنيم ولي من نظرم را ميگويم. مسئلهي ديگر مفهوم جمهوري است كه مهرداد اشاره كرد و من حقيقتاش زياد نفهميدم كه حتماً يا كلمه جمهوري يا اصطلاح جمهوري تكرار بشود و نشده است! از اين لحاظ من اشكالي نديدم و اصلاً اين احساس را نداشتم كه ممكن است مجله جايي براي سوء تفاهم در مورد جمهوري يا غير جمهوري گذاشته باشد. بنابر اين تكرار نشدن كلمه جمهوري در مجله را اشكالي نمي بينم
حسن حسام: این که در زمان و دوره انتشار آرش بين فعالين سياسي، به ويژه احزاب و سازمانها درک روشنی از کار دموکراتیک وجود نداشته و درک از دموکراسی محدود بوده و هنوز تحول قابل قبولی پیدا نکرده بوده است، در مجموع واقعیتی است و من با مهرداد عزیز موافقم. اما در مورد نشریه آرش آن هم در آغاز کارش، عکس مباحث طرح شده توسط مهرداد عزيز اتفاق افتاده است. تصادفاً دبیر تحریریه وقت آرش که وابسته گی سازمانی سیاسی داشت- البته با درک شخصی خود- به وجود یک نشریه عمومی و با فاصله گیری از سیاست معتقد بود و تلاش می کرد آرش را از سیاست دور کند و در حوزه اخص فرهنگی نگه دارد. پرویز قلیچ خانی بعدها کوشید نشریه را از یک نشریه مهاجر عمومی به یک نشریه در تبعید ارتقاء دهد. بدون این که تمایل داشته باشم وارد پلمیک شوم و جایش هم در این میزگرد نیست، باید خلاصه کنم که به قول مهاجر عزیز، گرایش اولیه گردانندگان آرش این بود که آرش یک نشریه مهاجر بماند. و از این رو نمیخواست در مرز بندي با رژيم جمهور ي اسلامي و هر آلترناتيو دينيِ ديگر از نوع مجاهدين و نظام سلطنت و مشروطه، به يك نشريه متعلق به اپوزيسيون چپ و دموكرات تبديل شود. آرش از شماره 13 هم که کوشید به سیاست نزدیک شود، تلاش می کرد بی طرفی خود را در اشکال مختلف به عنوان یک نشریه مهاجر و نه جهت دار حفظ کند. گردانندگان آرش از سیاست خود که انتشار نشریهای مهاجر و عام بود، موفق شدند به مرور و از طریق آزمون و خطا و گام به گام فاصله بگيرند و با انتخاب مخاطبین معینی، جهت گیری خود را در سمت گیری به سوی یک نشریه در تبعید، و منادی گرایشات چپ و دموکرات صراحت دهند ودر گرايش به اين سمت، وزن مخصوص خود را پیدا كنند.. از شماره بیست و چهار به بعد به روشنی می توان جای پای این تحول را ردیابی کرد. آرش از شماره سی و سوماش ديگر نه از پهلو که مستقیماً وارد دعوا می شود، اوج اين رو در رويي، برخورد مجله آرش است با كشتارهاي سال شصت و هفت توسط فقها. در اين روند آرش موقعیت خودش را به عنوان یک نشریه تمام عیار در تبعید و ضد رژیم صراحت داده است. البته همهي اين رو در روييها از زاویه نفی است. یعنی: علیه نظام سلطنتی است، علیه نظام جمهوری اسلامی ایران و همه ی آلترناتیوهای دینی از جمله مجاهدین است. به اين اعتبار آرش يك نشريه جمهوری خواهِ لائیک است در عين حال همان طور که مهرداد عزيز مطرح می کند، نشریه ایست که به پرنسیبهای یک نشریه پلورآلیست معتقد بوده و قادر شده است بدون جسبیدن به این گرایش يا آن گرايش در درون طيف در عمل وفاداري خود را به این پلورآلیسم نشان دهد. و این همه البته همان طور که مؤمنی عزیز تأکید می کند ناشی از تلاش، مسئولیت شناسی و پیگیری پرویز قلیچ خانی است. اوست که به تنهایی امکاناتِ وسیعی را فراهم کرده و توانسته نشریه را تا به این جا بکشاند و تا این سطح ارتقاء دهد. و به واقع در اين سالها کار یک اداره را برای انتشار نشریه، یک تنه پیش می برد.
|