header image
 
دوازده سال از انتشار آرش گذشت چاپ
آرش   
رفتن به
دوازده سال از انتشار آرش گذشت
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17
صفحه 18
صفحه 19
صفحه 20
صفحه 21
صفحه 22
صفحه 23
صفحه 24
صفحه 25
صفحه 26
صفحه 27
صفحه 28

 
مهرداد بابا علي:
من مي خواهم نقطه نظري را منعكس كنم كه با صحبت هاي حسن و ناصر تفاوت مهمي در مورد نشريه آرش دارد. آن هم عدم اشاره به يك نكته در ابتداي نشريه آرش است و آن اين است كه نشريه آرش يك نشريه مستقل است، نه تنها مستقل از دولت جمهوري اسلامي كه مستقل از گروه بندي هاي سياسي. به نظر من در ايران ما با دو مشكل روبرو هستيم: يكي مشكل جمهوري اسلامي است و ديگري مشكل اپوزيسيون جمهوري اسلامي است. يعني يك مشكل هم خود ما هستيم و حفظ استقلال يك نشريه هم از دولت و هم از گروه بندي هاي سياسي كار كوچكي نيست. قدرت«آرش» از بدو تاسيس در اين بود _ به نظر من_ كه سعي كرد چپ غير متشكل و بطور كلي نيروهاي مترقي متنوعي غير از چپ را كه لزوما متشكل نبودند، حول خودش جمع كند بدون اين كه حساسيت و عناد نيروهاي چپ و ديگر نيروهاي تشكيلاتي را برانگيزاند. اين فاكتور در فهم مطب بسيار مهم است. بي جهت نيست كه در ايران وقتي «آدينه» در ‌مي‌آيد، پرچم فرهنگ را بر مي‌دارد و نه لزوما پرچم سياست را و اين بي جهت نيست. با همان معيار اگر «آرش» در خارج و در فضاي تبعيدي ها در مي‌آيد و اساساً با نيروي تبعيدي‌ها شكل مي‌گيرد، از كلام فرهنگ استفاده مي‌كند. فرهنگ را استفاده مي‌كند براي اين كه امكان همكاري چپ غير متشكل و متشكل و نيز نيروهاي مترقي و چپ را در كليت‌اش فراهم كند.
من نمي دانم اگر«آرش» در سال‌هاي قبل از 91 بيرون ‌مي‌آمد آيا اساساً امكان موجوديت داشت؟ اصلا خود اين پديده قابل توضيح است كه چرا پرويز قليچ خاني كه ما به عنوان آدمي فعال و معتقد به چپ مي شناسيم و در عين حال ورزشكار ملي‌ست، اساساً دنبال كاري راه بيافتد كه لزوما كار هميشگي‌اش نبوده. خود اين نكته ما را بر مي‌گرداند به ضعف‌ها و نقدهايي كه بايد در فضاي آنروز به خودمان بكنيم. من به نظرم مي‌آيد كه نشريه آرش نشان دهنده يك ضرورت بود كه اين ضرورت را خود نيروهاي به اصطلاح چپ متشكل و حتا بقيه چپ‌هاي دموكراتيكي كه مي‌خواستند به صورت جبهه‌اي عمل كنند، نتوانستند پاسخ بدهند. ايراد اساسي من به صحبت‌هاي حسن و ناصر اين است كه از نقد وضعيت احزاب و سازمان‌هاي چپ در مقطع انتشار «آرش‌» شروع نمي‌كنند‌، و فراموش مي‌كنند كه وارد شدن يك نشريه «‌غير حزبي‌» در عرصه‌ي مطبوعات با چه موانع جدي روبرو بود‌.
من مي‌خواهم هم از اين نكته شروع كنم و بگويم چرا «آرش» هم گريز داشت كه خود را نيروي در بيعيد بشناسد هم گريز داشت از اين كه كلاً سياست را به ميان بياورد. مي‌خواهم بگويم كه توي نگاه «آرش» من يك نكته تاكتيكي را مي‌بينم و اين را هم بگويم كه در شروع حركت «آرش» يكي از نگاه‌ها كه وجود داشت اين بود كه «‌آرش‌» نشريه تشكيلات معين يا توافق تشكيلات‌هاي معين ‌باشد و پرويز قليچ خاني به عنوان به اصطلاح ستون پنجم‌اش حركت ‌كند، يا اين كه نه! واقعا بخواهد يك نشريه مستقلي باشد كه خوب يك تاندانس معيني هم داشته باشد. ما «پيغام امروز» را داريم يا نمونه «لوموند» فرانسه را داريم. سؤال اين بود كه «آرش» مي‌خواهد چه جور نشريه‌اي باشد، مي خواهد وابسته به يكي از احزاب سياسي باشد يا به عنوان ستون پنجم يا ستون بيروني يك توافق حزبي باشد كه «آرش» آن را پيش مي برد و يا نه! واقعا يك پروژه‌اي است كه مي‌خواهد مستقل پيش برود. به همين دليل هم تركيب همكاران «آرش» و خود نقش پرويز از همان آغاز قابل بحث و تعمق بود.
امروز البته حتا احزاب سياسي سعي مي‌كنند كه نشرياتشان فراگيرتر و دموكراتيك‌تر باشد و انواع ستون‌هاي آزاد را براي جلب غير حزبي‌ها داشته باشد و يا فرصت برخورد آرا را به اعضاء برهد. اما آن روزها چنين نبود‌، و انعكاس كمترين ديدگاه مخالف‌، با انشعاب و تصفيه و اخراج توأم بود از اين‌رو مي‌خواهم تاكيد كنم وجود چنين نشريه‌اي در سال 91 بسيار مهم بود. در واقع يك نگاهي تازه‌ است به مساله مطبوعات و ژورناليسم كه دارد شكل مي گيرد و به نظرم بايد روي اين نگاه تاكيد گذاشت كه آيا اين درست هست يا درست نيست. نقطه آغازين «آرش» به نظر من اين جا بود كه سال 91 سالي است كه اولا از يك طرف در طيف «شوراي ملي مقاومت» آن تب و تاب سابق را نداريم و ثانياً در طيف چپ بحران‌ها، گسست‌ها و پراكندگي‌هاي متعدد شكل گرفته و «آرش» در چنين شرايطي از اين امكان برخوردار مي‌شود كه شكل بگيرد و بتواند عرض اندام كند و نفس بكشد. يعني مي خواهم بگويم كه مساله دموكراسي دو بُعد دارد كه يكي متوجه جمهوري اسلامي و نقض‌اش است و بُعد ديگر آن متوجه خود ماست كه ما هر كدام چقدر دموكرات بوديم؟
من فكر مي كنم «آرش» از جائي شروع مي‌شود كه شكاف در زمينه‌ي مساله فكر دموكراسي ايحاد مي‌شود و اين كه چپ‌ها و طيف نيروهاي ترقي‌خواه نشرياتي داشته باشند فراگيرتر و مستقل. تأكيد مي‌كنم مستقل نه تنها از دولت بلكه هم چنين از احزاب و گروه‌هاي سياسي. بنظر من اين نكته نقطه قوت «آرش» بود و من آن را ادامه همان سنتي مي بينم كه بعد از انقلاب مشروطيت بوده، ادامه همان سنتي مي‌بينم كه بعد از شهريور بيست خلائي ايجاد شده كه بعضي نشريات شروع به حركت كردند و ادامه همان سنتي مي‌بينم كه بعد از انقلاب بهمن آزادي بوده و نشرياتي بيرون مي‌آمده. فقط يك تفاوت دارد و آن اين كه فضاي جامعه ما در سال‌هاي اخير بسيار حزبي بود و اين نشريات غير حزبي جاي خود را پيدا كرده‌اند. هم مي‌توانند با حركت حزبي تفاهم داشته باشند  و هم با كساني كه غير حزبي هستند، و اين يك پديده مهم است كه در نشريات ايران دارد شكل مي‌گيرد و به نظر من نقطه‌ايست براي ژورناليسم ويژه در ايران با يك جهت گيري‌هاي معين. اين يك نوع ژورناليسم معين است كه اسم آن را ژورناليسم مستقل مي گذارم و حسن آن در اين است كه نه با تشكيلات و حزب عناد دارد و نه غير حزبي‌ها را تحقير يا به آن‌ها توهين مي‌كند، بلكه تلاشش بر اين است كه بر مبناي تفاهم، همكاري و اشتراك اين دو نيرو، حركتش را ادامه بدهد. به نظر من موفقيت يك حركت عمومي چپ هم در اين است كه اين دو حالت را نداشته باشد، نه ضديت با تشكيلات داشته باشد و يا تشكيلات با غير تشكيلاتي‌ها ضديت كند.
نكته ديگري كه مي خواهم به عنوان نقطه قوت «آرش» روي آن انگشت بگذارم، پلورآليسم فكري آن است. يعني من فكر نمي‌كنم بتوان سياست مطبوعاتي «آرش» را به يك فكر معين اختصاص داد اگر چه جهت گيري داشته. اسم جهت گيري‌اش را من بطور كلي يك نوع دموكراتيسم راديكال مي‌گذارم و در عين حال يك نوع عدالت خواهي عمومي و هر نوع به اصطلاح چپ هم نبوده و اگر چپ بوده جنبه راديكال گرايش عمومي‌اش بوده. به همين دليل ما هرگز نديده‌ايم كه «آرش» نه از سلطنت دفاع كند و نه از جمهوري اسلامي و هر جناح‌اش. بنابر اين «آرش» در جهت گيري‌اش موضع صريح و روشني داشته و به نظرم اتفاقاً به عنوان يك نشريه تبعيدي با مشكلاتي كه در طيف تبعيدي‌ها وجود دارد. پس در «آرش» يك پلوراليسم فكري هست ضمن اين كه يك تاندانس معيني در آن عمل كرده و آن تاندانس سمت گيري براي دموكراسي است و نه سلطنت. سمت گيري عليه جمهوري اسلامي است ونه هم صدا شدن با خط اصلاح طلبان حكومتي‌.
«آرش» مثل همه ما راجع به همه نكات دموكراسي صحبت كرده جز جمهوري؛ از جامعه مدني دفاع كرده و بحث آن را مطرح كرده، از دموكراسي و ايده آزادي دفاع كرده ولي درست مثل همان تحولي كه در طيف چپ اتفاق افتاده، به صراحت خودش را مدافع و طرفدار جمهوري در ايران ندانسته. به هر حال بايد پرسيد كه در اين موضع‌گيري‌ها جاي جمهوري «آرش» كجاست؟ آيا آرش خودش را يك نشريه جمهوري خواه مي‌داند يا نمي‌داند؟ مي‌دانم كه آرش خودش را مدافع عدالت اجتماعي مي‌داند، مي‌دانم كه مدافع دموكراسي مي‌داند، مي‌دانم كه مدافع جامعه مدني است، سردم دار مدرنيته بوده، حقوق زنان را علم كرده و در مورد اين‌ها موضع‌گيري كرده ولي ما نمي‌دانيم كه جهت‌گيري «آرش» كه مخالف با خط استحاله است و مخالف سلطنت است، در مورد جمهوري چيست و يك موضع‌گيري در دفاع از جمهوري به صراحت و روشني نكرده است.
من نكات ديگري را كه در مورد نقش «آرش» در مبارزات سياسي و اجتماعي ايران است و انتقادهاي خود را براي دور دوم مي‌گذارم كه در اينجا فقط نقاط قوت را گفتم، نقاطي كه خودش در ادامه حركتش صراحت داد. اگر روز اول با ِمن و مِن مي‌گفت كه من يك موضع سياسي تبعيدي دارم، بعد از مدتي بدون مِن و مِن گفت. آيا اين يك تاكتيك بود يا اين كه جزو هويتش بود. ارزيابي‌ام اين است كه بايد در يك فضاي معيني حركت مي‌كرد، زير فشار جمهوري اسلامي نبود ولي زير فشار احزاب و سازمان‌هاي سياسي‌، و طرح‌هاي گوناگونشان بود، يعني كساني كه عقايد مترقي دارند ولي جايگاه يك نشريه غير حزبي و مسأله دموكراسي _ حتا درون يك حزب _ برايشان حل نشده بود.

« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.