header image
 
دوازده سال از انتشار آرش گذشت چاپ
آرش   
رفتن به
دوازده سال از انتشار آرش گذشت
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17
صفحه 18
صفحه 19
صفحه 20
صفحه 21
صفحه 22
صفحه 23
صفحه 24
صفحه 25
صفحه 26
صفحه 27
صفحه 28

قليچ خاني
به نظر من بسته‌گي به ويژگي خود كتاب دارد. وقتي يك كتاب خاطراتي را طرح مي‌كند و در آن خاطرات به اسناد و وقايعي اشاره مي كند‌، طبيعي است كه بايد به سراغ افرادي رفت كه در آن وقايع حضور داشته‌اند و يا در مورد اين اسناد حرف دارند‌.
حالا سئوالم اين است كه اگر ما روي يك كتاب قصه اين كار را بكنيم، چنين اتفاقي خواهد افتاد؟ اين اتفاقاً حساسيت كتاب‌هائي مثل «شورشيان آرمانخواه» و «ياس وداس» را نشان مي دهد كه از اين زاويه من اسم آن ها را كتاب هائي مي گذارم كه به نوعي از طرف نويسندگانش هدف‌مند نوشته شده. هدف‌مند به اين معني كه موضوعاتي را دنبال مي‌كنند كه آن را براي استراتژيي آينده خودشان مفيد مي‌دانند‌. «ياس و داس» ضمن اين كه كتاب كم حجمي است‌. اما مسائلي را مطرح كرده كه خيلي مهم است و جامعه روي آن ها حساس است‌. براي آينده تاريخ ايران – تاريخ كانون نويسندگان ايران، تاريخ سياسي ايران و جنبش سياسي ايران – درست و غلط بودن آن مهم است. يعني آن همه زندانيان سياسي دوران شاه، مشنگ بوده‌اند و به مسائل فرهنگي اهميت نمي‌دادند، جز يك آقاي سركوهي و‌...؟ آيا اين ها واقعيت است كه آقاي سركوهي مي‌گويد؟ همين جوري نمي‌شود كيلويي حرف‌ زد‌. به نظر من حساسيت را خود كتاب بر مي‌انگيزد.
مهاجر
راست مي‌گويي‌، حساسيت را خود كتاب بر مي‌انگيزد‌. كتاب‌هاي حساس و مهمي هم انتخاب كرده‌اي‌؛ به ويژه در دوسيه اول‌. كتاب «‌شورشيان آرمانخواه‌» بايد بررسي مي‌شد‌. اولين كتابي‌ست كه درباره‌ي سازمان فدائيان خلق نوشته شده‌. «‌بر فراز خليج‌» هم به راستي مهم است‌. تاكنون جز «‌مجاهدين ايراني‌ِ يروان ابراهاميان‌» كتابي در باره‌ي سازمان مجاهدين خلق نداشته‌ايم‌. «‌خانه‌ي دايي يوسف‌» هم از اين جهت كه به زندگي و زمانه‌ي فدائيان اكثريت در اتحاد شوروي سابق پرداخته‌، در خور اهميت است‌. اشكال كار در اين است كه هر سه اين كتاب‌ها به شكل ناقص و ناهنجاري مطرح شده‌اند‌. جنبه‌هايي از اين كتاب‌ها‌- كه ذهن تو را به خود مشغول ساخته‌- برجسته شده‌اند و جنبه‌هايي ديگر‌، به كلي از تصوير بيرون مانده‌اند‌. نمونه مي‌آورم‌. كتابِ «‌برفراز خليج‌» را كه مي‌خوانيم متوجه مي‌شويم كه داستان‌، داستان پيدايش و پويش مجاهدين خلق است‌. اين را هم مي‌فهميم كه از وضعيت مجاهدين داخل كشور در سال‌هاي 50 تا 54 چيز زيادي دستگيرمان نشده است‌؛ چرا كه نويسنده در آن سال‌ها در اين كشور و آن كشور عربي سرگردان است‌. يا وقتي «‌شورشيان آرمانخواه‌» را كه مي‌خوانيم‌، مي‌بينيم داستان بسي فراتر از حميد اشرف مي‌رود و ترورهايي كه در دوران رهبري او در سازمان چريك‌هاي فدايي خلق انجام شده‌. يا كتاب «‌خانه‌ي دايي يوسف‌» كه نسبت به دو كتاب اول‌، ضعيف‌تر است‌. اين كتاب هم به باور من همه جانبه و درست معرفي نشده‌. در اين جا هم رابطه‌ي سازمان فدائيان اكثريت با شوروي‌ها و كا‌. گ‌وب عمده شده و جنبه‌هاي ديگر كتاب به فراموشي سپرده شده‌. چنان چه نوشته‌اي‌، نقدي‌، معرفي‌اي همراه اين گفت‌و گو مي‌آمد‌، دست كم خواننده شناختي از كتاب پيدا مي‌كرد‌؛ به نقاط قدرت و ضعف و دقت‌ها و بي دقتي‌هاي آن پي مي‌برد‌. اما شكلي كه براي برخورد به اين كتاب‌ برگزيده شد‌، امكان بررسي جدي و همه جانبه‌ي كتاب را از بين برده‌؛ حتا امكان بررسي اتهام سخيف ياري دهي بچه‌هاي اقليت به سپاه پاسداران‌ِ مغان را كه به هيچ وجه نمي‌شود از كنارش گذشت‌. در نتيجه خواننده‌ي «‌آرش‌» از اين كتاب‌ها‌، يك تصوير شكسته‌، يك تصوير كژ و كوژ پيدا مي‌كند‌.
قليچ خاني
همان طور كه قبلاً مطرح كردم من در اين مصاحبه‌ها قصد نقد و بررسي همه‌جانبه‌ي اين كتاب‌ها را نداشتم و تنها آن چه را كه در امكان واطلاعات مورد نظر خودم بود‌، دنبال كردم‌. همين‌جا اشاره كنم كه در مورد مسايل تحليلي كتاب شورشيان آرمان‌خواه – در مورد حزب توده و شكل‌گيري سازمان فدايي و نظرات آن‌- و مسايل دروني و نظرگاه‌هاي مجاهدين خلق‌، در سال‌هاي قبل كتاب‌ها و جزوات زيادي منتشر شده است. براي من اصلاً امكان پذير نبود كه تمام موضوعاتي را كه در كتاب‌ها آمده مورد نقد و بررسي موشكافانه قرار دهم‌. كاري مي‌شد بسيار حجيم كه امكان چاپ آن در آرش وجود نداشت. آن هم در نشريه‌اي كه تخصصي نيست‌. من دنبال موضوعاتي رفته‌ام كه طرح آن‌ها تازگي داشت. مثلاً بخش تحليلي كتاب «شورشيان آرمانخواه» از اول مورد توجه من نبوده چون بخش بزرگي از آن مربوط به حزب توده ايران است كه نقدها و پاسخ هاي آن به طور مفصل منتشر شده است‌. از طرفي پرداختن به آن كار ديگري برمي دارد كه براي حجم مجله‌ي عمومي سنگين است، پس بخشي را دنبال كردم كه به گمانم تازگي داشت و  تاريخ سازي‌ بود. يعني دست‌هائي در آن وجود دارد كه مي‌خواهد تاريخ را به نسل جوان وارونه نشان دهد.
مهاجر
 چه دست هائي؟
قليچ خاني
 به نظر من وزارت اطلاعات با دست «پرتوي» و امثال او‌، در صدد انجام اين كار است. اتفاقاً به خاطر اين كه اطلاعات آقاي مازيار بهروز دست چندم بوده‌، افرادي مانند مهدي  پرتوي تشخيص داده‌اند كه اين اطلاعات غلط است. پس به خاطر سوء استفاده سياسي‌، كتاب را ترجمه‌كرده است. و چه خوب بود كه آقاي مازيار بهروز اجازه ي اين كار را به او نمي‌داد.
   مهاجر
به نظر تو مازيار بهروز در ارتباط با دستگاه اطلاعات و امنيت رژيم اسلامي است‌، يا نه كسي‌ست كه كارش مورد استفاده آن‌ها قرار گرفته‌؟
قليچ خاني
 نه، نه! به هيچ وجه نخواسته‌ام و نمي‌خواهم اين موضوع را القاء كنم كه ايشان با وزارت اطلاعات رژيم اسلامي در ارتباط است‌. اگر چنين توهمي را به وجود آورده، همين‌جا به خودم انتقاد مي‌كنم‌. به نظر من آقاي مازيار بهروز جواني‌ست كه رفته و درس خوانده و مطلقاً كار اطلاعاتي نكرده و من اصلاً چنين فكري را نداشته‌ام. اما كار ايشان مورد سوء استفاده  وزارت اطلاعات قرار گرفته‌؛‌ به واسطه پرتوي‌. و اين آن چيزي بود كه من دنبالش بودم. من دنبال اين كه ايشان توي كتابش راجع به حزب توده چه تحليلي ارائه داده نبودم. من دنبال آن  بخشي بودم كه فكر مي‌كردم و اكنون هم فكر مي‌كنم كه مورد سوء استفاده وزارت اطلاعات قرار گرفته‌. ايشان كتابش را به زبان انگليسي درآورده بود ولي همين كه اين كتاب رفت و آن‌ها تشخيص دادند – وزارت اطلاعات اسناد را دارد و وقتي كتاب «جنبش فدائي» را درمي آورد، نشان مي دهد كه چگونه توي اسناد دست مي برد و مسايل را به گونه‌اي وارونه جلوه مي‌دهد – كه اطلاعاتش غلط است، اقدام به ترجمه‌اش كردند. به همين خاطر دنبال اين بخش كتاب بودم‌. در مورد كتاب «برفراز خليج» هم همين طور: چون كليت كتاب را كساني بايد بررسي كنند كه دست اندركار تمام مسائل‌اش بوده‌اند و كار تحقيقي جامعي در اطراف آن انجام داده‌اند‌. در مورد كتاب «‌خانه‌دايي يوسف‌» نيز بايد به اين اشاره كنم كه براي من اين نكته اساسي مطرح بود كه آيا سازمان فدائيان اكثريت نيز همانند حزب توده‌ي ايران كه اكثريت رهبران آن  به جاسوس شوروي بودن خود اعتراف كردند‌، به اين منجلاب سقوط كرده‌اند‌؟!
مهاجر
 دو مرتبه اين سئوال را طرح مي‌كنم. تو براساس تجربه‌ي نقد اين سه كتاب و صفحاتي كه باز كردي، به چه جمع بندي‌اي رسيده اي‌؟ برنامه‌ات براي اين صفحات چيست‌؟
قليچ خاني
 اين كاري بود كه براي اولين بار نشريه آرش شروع كرده و از اين زاويه كه توجه‌ها را جلب كرده بسيار موفق بوده است‌. خوانندگان زيادي داشته – خصوصاً در ايران‌- اطلاعات زيادي را در اختيار گذاشته و از همه مهم‌تر واقعيت وارونه جلوه دادن اسناد جنبش فدائي را نشان داده است‌. در ضمن ضعف هاي خودش را هم داشت. به خاطر اين كه تجربه‌اي قبلاً در اين زمينه نبود‌. اگر در آن سفر مي توانستم با آقاي مازيار بهروز صحبت كنم، و اگر اقاي عباس ميلاني زماني كه با من صحبت كرد عجله نمي كرد و جواب‌اش را به ما مي‌داد‌، اين ضعف هم مقداري جبران مي شد‌. و‌.... 
اشاره كردم كه خود كتاب تعداد و چگونگي موافق و مخالف را تعيين مي كند و من نمي توانم تعيين كننده باشم‌‌. اما براي آينده بايد سعي بيشتري كرد‌، و بگرديم و موافقين ولو اندك را هم پيدا كنيم‌.
اين تجربه نشان داد كه براي چنين كاري‌، لازم است  وقت و زمان بيشتري براي تدارك‌اش گذاشت‌.

« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.