header image
 
دوازده سال از انتشار آرش گذشت چاپ
آرش   
رفتن به
دوازده سال از انتشار آرش گذشت
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17
صفحه 18
صفحه 19
صفحه 20
صفحه 21
صفحه 22
صفحه 23
صفحه 24
صفحه 25
صفحه 26
صفحه 27
صفحه 28

مهاجر
به دوسيه‌ي كتاب «‌ياس و داس‌» بعد مي‌پردازم‌. اما دوسيه‌ي اول‌، به ويژه بخش مربوط به «‌شورشيان آرمانخواه‌» يك تأثير بسيار بد از خود به جا مي‌گذارد‌. مي‌داني‌، نوعي تروريزه كردن‌، مرعوب كردن‌، ترساندن طرف مقابل است‌. نمي‌گويم هدف تو تروريزه كردن بوده‌. نه‌، مي‌دانم تو چنين هدفي را دنبال نمي‌كردي‌. اما مستقل از هدف و نيت تو‌، نوعي كه اين دوسيه تهيه و تنظيم شده و مطالبي كه آمده‌، چنين اثري برجاي مي‌گذارد‌. توجه كن‌، يك رديف از اعضاء و رهبران فدائيان پشت سرهم به صحنه مي‌آيند و از كژ و كوژي كتاب مي‌گويند‌. يك نفر هم در اين ميان نيست كه با اين نظرها‌، با اين حرف‌ها چون و چرا كند‌. خُب‌، من خودم را جاي نويسنده‌ي كتاب مي‌گذارم و يا نويسنده‌ي بلقوه‌اي كه مي‌خواهد به يكي از وجوه تاريخيِ چپ ايران بپردازد. ترس‌، وحشت‌، نگراني از پيآمدهاي انتشار كتاب و بلوايي كه به سرم خواهد آمد‌، ممكن است مرا از نوشتن كتاب‌، يا چاپ كردن آن- باز دارد و عطاي كار را به لغايش ببخشم‌.
دوسيه‌ي «‌ياس و داس‌» كه من و دوستم م‌. باباعلي هم در آن حضور داريم از دوسيه ي پيشين (آرش 79‌) بدتر است‌. فكرش را بكن 14 نفر به صحنه آمده‌اند تا به خدمت اين كتاب برسند‌. مجموعه‌ي صفحه‌هاتي كه ما پر كرده‌ايم‌، از مجموعه‌ي صفحه‌هاي «‌ياس‌و داس‌» بيشتر است‌. يك نفر هم نيست كه از اين كتاب دفاع كند‌. من اين روش كار را درست نمي‌دانم‌. روش درست‌، به نظر من اين است كه سه چهار پنج نفر مي‌آمدند و جنبه‌هاي مختلف اين كار را نقد مي‌كردند و سر آخر با نويسنده‌ي كتاب هم درباره‌ي ايراد‌ها گفت و گو ترتيب داده مي‌شد. من باور ندارم هيچ كتابي در دنيا باشد كه دوستاراني نداشته باشد‌.
قليچ خاني
تروريزه كردن نيست‌؛  مسئله‌، موضع و نكاتي است كه كتاب طرح مي‌كند‌. استنباط من اين است كه آن نقد بررسي‌ها به شخص نويسنده مربوط نيست‌. كتاب «شورشيان آرمانخواه» تز دكتراي آقاي مازيار بهروز است كه به انگليسي نوشته شده است‌. اين كتاب در ايران توسط مهدي پرتوي يكي از عاملين متلاشي شدن حزب توده‌ي ايران و اعدام افراد صادق آن حزب‌- اكنون با وزارت اطلاعات همكاري مي‌كند- ترجمه شده است. در اين كتاب علاوه بر مقدمه، تمام رگه‌هاي فكري آقاي مهدي پرتوي را مي‌بينيم. اين كتاب از يك سازمان سياسي كه جريان عظيمي از جنبش چپ ايران بوده، تصويري ارائه و به طور ناجوانمردانه‌، مسائلي به آن نسبت داده است، كه غير واقعي و دروغ است. من به خاطر تماس با اكثر بازماندگان آن دوره‌، به دروغ بودن اين اسناد شك نداشتم‌. رفتم و با كساني كه دست اندركار آن سازمان بودند و در آن روزهاي مورد اشاره آقاي مازيار بهروز‌، عضو سازمان بودند‌، مصاحبه كردم. متأسفانه آقاي مازيار بهروز گفته‌ها‌ و شنيده‌هاي افراد دست سوم و چهارم را سند كرده‌. من با يكي از رهبران قديمي سازمان- حيدر-‌ مصاحبه كرده‌ام كه مسئولش در آن روزها حميد اشرف – كسي كه در كتاب مزبور او را با استالين مقايسه كرده‌- و حميد مؤمني‌، بوده‌‌ و در جريان درگيري‌ها و ترورهاي سازمان بوده است. رفتم با مجيد عبدالرحيم پور و بهزاد كريمي كه هر دو از رهبران سازمان بعد از انقلاب (‌و مجيد تنها بازمانده  كميته مركزي سال 53 به بعد سازمان است‌) و يا با هاشم- از سال پنجاه عضو سازمان و مسئول تركمن صحرا‌، قبل از انشعاب اكثريت و اقليت- مصاحبه كردم.
همه اين افراد- بدون استثناء‌ـ مطرح كرده‌اند كه اسناد كتاب غلط است و كتاب مي‌خواهد ازيك چهره انساني و انسان‌دوست سازمان به نام حميد اشرف، يك استالين بسازد‌، كه چنين چيزي دروغ آشكار است‌. اگر مي‌خواهيم به طور كلي به چپ ايران نگاه كنيم و بگوييم كه نگاهش استاليني بوده‌، بحث ديگريست‌. ولي نويسنده ضمن دفاع ناشيانه از بيژن جزني، حميد اشرف را ناجوانمردانه با استالين مقايسه مي‌كند‌. اتفاقاً حميد اشرف تنها بازمانده‌ي گروه جزني‌‌ و مدافع مواضع بيژن جزني در داخل سازمان بوده است‌. انتقاد مي‌تواند به من وارد باشد كه خيلي احساساتي مصاحبه كرده‌ام. و اين نقد مي‌تواند وارد باشد كه خيلي تيز و جهت‌دار مصاحبه كرده‌ام‌. من در آن جا بدون پرده پوشي نشان داده‌ام كه  من يك پرسش‌گر مخالف كتاب هستم‌. اين كتاب را براي نسل جوان مضر، و بد آموزي‌هاي آن را گمراه كننده مي‌دانم. اين نكته را در امريكا با آن دوست مشتركمان مطرح كردم و گفتم كه با آقاي مازيار بهروز مخالفتي ندارم‌؛ با كتاب او و فكر درونِ كتاب و اسنادي كه در كتاب مطرح شده، مخالفم‌. به همين خاطر‌، روي كتاب نقد اصلاحي ندارم‌، كه آقاي مهدي پرتوي اصلاح ناپذير است. اصولاً چنين تفكري درون جامعه اصلاح ناپذير است و كمر قتل جنبش سياسي و جنبش عدالت‌خواه مردم ايران را بسته است. البته‌، ديگران هم حق دارند كه به اين روش انتقاد داشته‌باشند‌. تنوع نظرات و نگاه‌، يعني اين‌. همين‌جا دوست دارم به نكته‌اي اشاره كنم‌! تا همين لحظه كه دارم با شما صحبت مي‌كنم هيچ نقدي و يا مقاله‌اي در دفاع از كتاب آقاي مازيار بهروز و يا مقاله‌اي در نقد مصاحبه‌هاي آرش نرسيده‌. و حتا هنوز نقدي مثبت در جايي در مورد اين كتاب نوشته نشده است جز يك مورد و آن هم در روزنامه‌‌اي در ايران‌! و به راستي آيا اين كتاب مدافعاني هم داشته است؟!
مهاجر
 من داستان مهدي پرتوي را از داستان مازيار بهروز جدا مي‌كنم‌. نمي‌شود با استناد به شخصيت و كارنامه‌ي پرتوي كتاب بهروز را بر رسيد‌. از سوي ديگر نمي‌شود با انگشت گذاشتن بر موارد نادقيق و نادرست كتاب و سندهاي نادقيق و نادرستي كه مورد استفاده‌ي نويسنده قرار گرفته‌، كُل كتاب را زير علامت سئوال برد‌. وانگهي بهتر نبود كه در پرتوي اسناد درست و دقيقي كه اينك به دست داده شده‌، اين امكان براي نويسنده فراهم مي‌شد كه بگويد چرا و چگونه به آن‌ها بي اعتنا بوده و خودش به كار خودش چه‌گونه نگاه مي‌كند‌؟
قليچ خاني
قبلاً اشاره كردم كه هر كتابي بايد ابتدا نقد وبررسي شود‌، و آن‌گاه نويسنده با توجه به نقدها‌، به دفاع از كارش بپردازد‌. نويسنده حرف و نظر و پژوهش خود را در كتاب‌اش ارائه داده است. آقاي مازيار بهروز-  يا كساني كه موافق نظرات ايشان هستند- اين امكان را داشت كه بعد از آن شماره ‌، نظرات خود را راجع به آن مصاحبات براي چاپ در آرش ارائه دهد‌.
مهاجر
اما به سختي مي‌توانيم بگوييم آن‌چه در دو شماره‌ي پي در پي «‌آرش‌» آمده‌، نقد دو كتاب «‌شورشيان آرمانخواه‌» است و «‌ياس و داس‌»‌. به اولي بيشتر از زاويه‌ي اسناد و اطلاعات نادرست پرداخته شده‌. دومي هم كم و بيش از همين زاويه بررسي شده‌. با اين تفاوت كه بخش‌هايي از كتاب در بوته‌ي نقد گذاشته شده‌؛ نه همه‌ي كتاب‌.
قليچ خاني
 به نظر من اصولاً كتاب شورشيان آرمان‌خواه يك كار تحقيقي نيست. در واقع كار كتاب گزارش دهي و دادن يك سري اطلاعات و اسناد به خواننده است. من در مصاحبه‌ها مي‌خواستم نشان بدهم اسنادي را كه ارائه شده و اطلاعاتي كه در اختيار خواننده قرار گرفته غلط است و همين. حالا چقدر موفق شده‌ام، نمي‌دانم‌. ممكن است در خلال اين كار به چيزهائي پهلو زده باشم كه لازم نبوده! ولي فكر مي‌كنم در كاري كه به عنوان يك پرسش‌گر مخالف داشته‌ام‌، موفق بوده‌ام‌.
وقتي شماره 80 درآمد با نگاه به نقدهاي شماره 79 بود و سعي كردم كه در نقد كتاب آقاي فرج سركوهي آن اشكالات را بر طرف كنم‌. ولي ايرادهاي ديگري پيدا شد.
مهاجر
چرا در دوسيه‌ي «‌ياس و داس‌» از يكي دو نفر كه كتاب را پسنديده‌اند درخواست نشد كه نقطه نظرشان را بنويسند و حُسن‌هاي كتاب را بازكنند‌. چرا دوسيه طوري تهيه شده كه همه‌ي شركت كنندگان در موضع انتقادي به كتاب و يا نويسنده‌اش هستند‌؟ و چرا اين همه مطلب‌؟ نمي‌شد به جاي چهارده پانزده مقاله‌، چهار و پنج مطلب جامع را چاپ مي‌زدي‌؟
قليچ خاني
 واقعيت‌اش اين است كه من به هر كس مراجعه كردم كه اين كتاب را خوانده بود‌، روي آن نقد تندي داشت‌. يعني موافقي وجود نداشت‌. اين را شرافتمندانه مي‌گويم. حتا همسر آقاي فرج سركوهي‌- كه براي فداكار‌ها و مبارزه‌‌ي شبانه‌روزي‌اش در راه رهايي آقاي سركوهي‌، احترام و ارزش زيادي قائل هستم‌- با من تماس گرفت و چون از دوست مشتركي شنيده بود كه گويا آرش درصدد چاپ نقدهايي در باره‌ي كتاب شوهرشان است‌، از من پرسيد كه آيا مقاله‌ي كسي را كه از كتاب تعريف كند‌، چاپ مي‌كنم يا نه‌؟ با خوشحالي گفتم كه اگر كسي را مي‌شناسد كه با اين كتاب موافق است هر چه زودتر با او تماس بگيرد و از او بخواهد كه مطلبش را بفرستد تا من چاپ كنم‌؛ به اين شرط كه ما طرف را بشناسيم و اسمِ مستعار نباشد. و متأسفانه تا اين لحظه چنين مطلبي به دست ما نرسيده است‌.اين در مورد آدم موافق‌. ولي انتظار داشتم كه به جاي همسر ايشان، خود آقاي سركوهي – كه دوست و همكار من هم بود – زنگ مي‌زدند و صحبت مي‌كرد تا من عليرغم عدم اعتقادم‌، به او بگويم كه مي‌توانم در همان شماره‌، در پرتوي نقدهاي رسيده‌، مصاحبه‌اي هم با خودش داشته باشم.

« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.