|
دوازده سال از انتشار آرش گذشت
|
|
|
آرش
|
|
صفحه 3 از 28
آرش نبض تپنده روشنفكران در خارج از كشور
رضا علامهزاده
انگار ديروز بود. پرويز قليچخاني و مسعود نقرهكار آمده بودند خانه من تا از تصميمشان براي درآوردن يك نشريه ماهانه با نسيم خاكسار و من حرف بزنند. من و نسيم جز استقبال از اين خبر و تشويق آنها به اقدام و قول همكاري، كار ديگري ازمان بر نميآمد. من نگرانيم آن بود كه “آرش” چند شمارهاي در بيايد و پيش از اين كه در ميان مخاطبانش جا باز كند به سرنوشت دهها نشريه ديگر، توقف ناخواسته، دچار شود. البته اين نگراني را با آن شدتي كه احساس ميكردم با آنها در ميان نگذاشتم تا مبادا در آغاز كار به اصطلاح “نه” آورده باشم. نگران كيفيت كار نبودم. ميدانستم بخش قابل ملاحظهاي از فرهنگسازان هموطن مقيم خارج با نشريهاي كه قادر باشد عليرغم پراكندگي گسترده ايرانيان در تمام جهان توزيع شود همكاري بيدريغ خواهند كرد. بارها نياز به نشريهاي همهجاگير را شخصاً احساس كرده بودم و از زبان ديگران هم اين نياز را شنيده بودم. از رابطه گسترده پرويز با محافل روشنفكري ايرانيان از يكسو، و شبكه وسيعتر تجار و صاحبان حِرَف از سوي ديگر نيز آگاهي داشتم و ميدانستم با محبوبيتي كه در ميان اين دو دسته دارد ميتواند مجله را راه بياندازد. ولي ته دلم اطمينان داشتم كه مشكلات ناشي از اين كار در شرايط ما (در خارج از كشور) آن چنان زياد خواهد بود كه پيگيرترين آدمها را هم خسته و دلزده ميكند. حالا كه بيش از يك دهه از آن روز ميگذرد فهميدهام كه قدرت ارادة پرويزمان را دستكم گرفته بودم. اين سالها را پرويز مثل بولدوزر طي كرد، يعني به جاي گشتن دنبال جادة از پيش آماده شده - كه البته وجود نداشت - در پي ايجاد جاده برآمد. راه را بريد و موانع را كنار زد و آرام و سنگين و كم سرعت، اما مداوم و پيگير و مستحكم راهش را در ميان مخاطبينش در خارج و داخل كشور باز كرد. ترديد ندارم كه در آينده، هر محققي كه بخواهد در مورد جو روشنفكريِ خارج از كشور در دوران حاضر مطالعه كند، آرش را بعنوان نبض تپنده آن در دست خواهد گرفت.
ميزگردِ بررسي كارنامهي «آرش»
حسن حسام: من فکر می کنم این میزگردِ با ارزشی است. یک جور تجربه است برای جمعبندی کاری که یازده سال پیگیرانه، دنبال شده است. مسلماً ما این جا گرد نیامده ایم برای تشویق گردانندگان آرش، که دوستان ما هستند و یا امتیاز دادن های غیر لازم و محفلی به نشریه ای که مورد علاقه ماست. اهمیت این نشست در این است که ببینیم اختیاری را که جامعه به کسی یا کسانی واگذار می کند تا چه اندازه از جانب آنان مسئولیت این اختیار تعهد شده است و آن را در عمل تا چه حد پیش برده اند. روشن است که پذیرش مسئولیت هایی از این دست داوطلبانه و براساس انگیزه ها و نیازها صورت می گیرد و ناشی از نياز به كار براي حقوق بگیری نیست. همه می دانیم که پرویز از جان و مال اش برای تداوم کار نشریه مایه گذاشته و می گذارد. مسئله این است که امکانی برآمده از یک ضرورت به طور طبیعی و بر اساس انگیزه ها و توانایی ها به وجود آمده و به دوش کسانی گذاشته شده که داوطلب کشیدن این بار بوده اند. باید دید چقدر آنان با مسئولیت، این کار را پیش برده اند. من تمام دوره های آرش را بازنگری کرده ام. به نظر می رسد «آرش» تا سیزده شماره ی اولش، حال و هواي یک نشریه حرفهای و سازمان یافته را ندارد. به لحاظ مضمونی بر اساس اهمیت و الویت ها، سطح بندی و دسته بندی نشده است. از امکانات و ارتباطات طبیعی استفاده می کند برای جور کردن «جنس» بدون این که این «جور کردن» طراحی شده و براساس اهد اف و برنامه ریزیِ معینی دنبال شده باشد. سفارشات برای تولید به آدم ها، ناشی از یک فکر سازمان یافته نیست و مطالب منتشر شده بدون یک همدستی مضمونی، خصلت جُنگ را پیدا می کند. از نظر جهت گیری هم این نشریه تا سیزده شماره اولش نه تنها بیانگر گرایشی از اپوزیسیون نیست، یک نشریه در تبعید هم نیست، به بينيد! در شرایط خفقان و کشتار و زیر سرنیزه های یک نظام توتالیتر، به ناچار نزديك به دو میلیون از مردمان سراسر ایران آوارهی جهان شدهاند. در داخل ایران هم کوچکترین حرکت اعتراضی- چه در بيان و چه در قلم- مستقيماً با دستگاه جهنمی سرکوبِ رژیم جمهوری اسلامی روبروست. در این شرایط و با وجود فقدان آزادی بیان و اندیشه و نشر در ایرانِ ملازاده، کسانی در تبعید آستین بالا زده اند تا نشریه ای منتشر کنند که سکوت را بشكنند و خود سانسوری داخل را جبران کنند. روشن است که چنین نشریهای نمیتواند در مقابل جنایات رژیم و سیاست ضد آزادی و دموکراتیکاش سکوت کند. اگر انتشارات داخل جز خود سانسوری چاره ای ندارند، از نشریه ای که در خارج منتشر می شود، هيچ نوع ملاحظهكاري پذیرفته نیست حتا اگر این سکوت توجیهِ ارسال نشریه به داخل را به دنبال داشته باشد. به این دلیل ساده که انتشار نشریات «بی آزار» در داخل همیشه ممکن بوده است. می خواهم بگویم که آرش در شماره های اولیه اش، یک نشریه «معاصر» نبوده است و روشن نیست برای چه به وجود آمد است، از چه دفاع میكرده و علیه چه چیزی ایستاده و ضرورت انتشارش ناشي از چه بوده است. یعنی نشریه آرش در شمارههای اولیه خود مخاطب ندارد! به نظر ميرسد میخواهد همهی ایرانیان را در خارج و در داخل پوشش دهد. روشن است که این نقشه ناشی از خیالات است و در دنیای واقعیت، شدنی نیست. ضعیفترین حلقهی کار آرش در ابتدا همین بوده است و بس. موقعیت ممتاز امروزه آرش و دست یافتناش به یک هویتِ قابل تعریف، سند روشنی است در درستی نقدی که به شماره های اولیهی آن وارد می شود. در حوزه گزینش تمهایی در چارچوب ادبیات، سیاست، ورزش و ژورنالیسم خبری و ... مسأله از قرار بالاست. آرش در دوره های اولیه خود جهت گیری روشنی ندارد. معلوم نیست که چه نوع نشریه ایست. ادبی است؟ سیاسی است؟ خبری است؟ ورزشی است؟ روشن نیست. چیزی درهم جوش است. سیمای عمومیِ روشنی ندارد. و مطالبی هم كه در آن منتشر می شود از عمق لازم برخوردار نیست. بسیار ساده است و در نتیجه در سطح ميماند. در چارچوب کار فنی هم مثل: صفحه بندی، طراحی، ویرایش و غیره، كار در سطحی است که بیانگر تجربه های اولیه ی یک نشریه ی آماتوری است. البته بايد تأكيد كرد این ضعف به مرور از بین رفته و نشریه به سمت یک کار حرفه ای تحول یافته است. امروزه وقتی با فاصلهی یازده ساله به آرش نگاه میکنیم، به روشنی میتوانیم دریابیم که این نشریه در آغاز کارش هر چند به صورت آماتوری و به لحاظ جهت گیری مبهم پا گرفته، اما به مرور توانسته است خود را بالا بکشد و در «موقعیت معینی» مستقر كند. موقعیتی که بیانگر خصلت یك نشریه در تبعید با گرایش عمومی چپ است و مخاطبین معینی دارد. امروزه آرش نشریه ایست که می کوشد انعکاس درست شرایط ایران، انعکاس بی سانسور اعتراضات داخل، و فریاد خفه شده مردمان ایران باشد و در عين حال سیمای جهنمی نظام جمهوری اسلامی ایران را در همه ی ابعاد سیاه آن ترسیم کند. آرش نشریه ایست برای انعکاس فکر، عمل و برنامه طیف وسیع و متنوع از چپي که به طور کلی به آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی باور دارد و در آن راستاست كه با نظام فقها، مبارزه میکند زيرا رژیم جمهور ي اسلامی را مانع تحقق اصلی این اهداف می داند. اين نشريه در سال های آخر به ویژه از شماره شصت به بعد، توانسته است از یک نشریه آماتوری و مبهم به یک نشریه نسبتاً حرفه ای و با اهداف روشن تحول پیدا کند. نقطه ی قوت اش هم همین است که درجا نزده، مسئولیت خودش را دریافته، حرکت کرده و در جریان این حرکت در مشورت با همه طیف های اپوزیسیون آزادی خواه، چپ و دموکرات، سیمایش را صراحت داده و تکامل بخشیده است. تا حدی که توانسته در میان نشریات خارج از کشور به عنوان یک نشریه با هویت در تبعید، جایگاه ویژه خود را تثبیت کند. امروزه آرش، نشریه ایست با افق روشن که سطح معینی از موضوعات را با کیفیت قابل قبول برای مخاطبین گزین شده خود طرح می کند. یعنی آرش نه نشریه ایست همگانی و بی هدف و برای «همگان»، و نه نظریه پردازيست مخصوص خواص. در يك كلام نشریه ایست عموماً سیاسی، که بیانگر نظریات طیف وسیعی از نیروهای اپوزیسیونِ دموکرات و چپ است. با نظام شاه و شیخ و حکومت دینی در هر شکل آن مرز بندی دارد. باید گفت دست گردانندهی اصلی آن پرویز قلیچ خانی درد نکند و همت اش مداوم باد.
|