|
دوازده سال از انتشار آرش گذشت
|
|
|
آرش
|
|
صفحه 18 از 28
آرش در پاريس
مجيد نفيسي
دوازدههمين سال انتشار مجلهي آرش را به مدير آن پرويز قليچخاني و نزديكان شادباش ميگويم. در طي اين مدت پرويز زماني با كمك مهدي فلاحتي و اكنون دست تنها هشتاد و سه شماره ي آرش را در پاريس منتشر كرده است. در اين دو دههاي كه در بيرون از ايران زندگي ميكنيم مشريات، مجلات و روزنامههاي بي شماري از سوي روشنفكران فارسي زبان در كشورهاي گوناگون چاپ شده كه ميتوان آنها را به چند دستهي ادبي(مانند مكث) دانشگاهي (مانند ايران شناسي) سياسي (مانند راه كارگر) و فرهنگي (مانند آرش) تقسيم كرد. حسن اصلي آرش در اين است كه اگاهانه كوشيده ميان سياست و ادبيات پيوندي بوجود بياورد اگر جه غالباً كفهي اولي سنگينتر بوده است. شايد براي رفع همين كمبود مي باشد كه در چند سال اخير مسئوليت صفهي شعر به دوشاعر واگذار شده و ايكاش كه به همين طريق ادارهي بخش داستان و نقد ادبي آن نيز به متخصصين داده ميشد. ويژگي ديگر ارش اين است كه از جانب چپ ميآيد و در نتيجه دگرگونيهاي اين طيف را در خود منعكس مينمايد. هر چه به سالهاي اخير نزديكتر ميشويم سهم مناظره ميان نظريات متفاوت بيشتر ميشود و جاي انحصار طلبي چپ را نرمش پذيري و آزادي انديشه ميگيرد. اين درست همان گرايشي ست كه خوشبختانه امروزه در ميان روشنفكران ايراني قوت گرفته است و من اميدوارم از طرف آرش نسبت به آن توجه بيشتري گردد. موضوع مهمي كه ميخواهم در پايان اين يادداشت بر آن تكيه كنم مسئلهي كار آرش است. ما از جامعهاي ميآييم كه بدليل فقدان آزاديهاي سياسي و امنيت اجتماعي در آن، تداوم كار مطبوعاتي و تشكيلاتي كمتر به صورت در آمده است. بدبختانه زندگي در مهاجرت بر اين انقطاع فرهنگي افزوده است و گروهي به نادرست بر اين باورند كه نسل مهاجر «رفتني» است: بخشي به ايران برميگردد و بخشي در جامعهي ميزبان حل ميگردد و در نتيجه ضرورتي به كار فرهنگي به زبان فارسي در خارج ندارد. به اعتقاد من، بر عكس، روشنفكران ايراني ميتوانند با استفاده از تجربهي جوامع مردم سالار غرب، راههاي تداوم كار مطبوعاتي و تشكيلاتي را بياموزند و آن را به درون ايران نيز منتقل نمايند. اينجاست كه من در كار آرش نقص عمدهاي ميبينم. اگر قرار است كه انتشار مجله ادامه يابد بايد ادارهي فكري و فني آن به عهدهي يك گروه از نويسندگان و فن آوران سپرده شود تا به تدريج سنت كار جمعي همراه با پذيرش مسئوليت فردي به وجود آيد و مجله با فقدان يك فرد تعطيل نگردد. لازم است نام افراد اين هيئت در شناسنامهي مجله ذكر گردد تا نقش هر فرد در فراهم آوردن آرش روشن باشد و در نتيجه مانعي براي تقويت نقاط قوت و اصلاح نقاط ضعف به وجود نيايد. مه 2003
«آرش» هنوز بیلانی ندارد
اسد سیف
يازده سال از عمر "آرش" گذشت. اى كاش سال گذشته، به مناسبت دهمين سال انتشار آرش، شمارهاى ويژه انتشار مى يافت، شمارهاى كه در آن خوانندگان نيز، همچون نويسندگان و دستاندكارانِ آرش، امكان مى يافتند، نظرات و انتظارات خويش را از آرش بيان كنند. متأسفانه چنين نشد، يعنى آرش هنوز بيلانى از تلاش دهسالهاش ندارد، اگر چه ازدياد خواننده و بالاتر رفتن تيراژ مى تواند ملاكى باشد، هر چند ناكافى، در استقبال از آرش. و باز اى كاش فرصتى پيش مى آمد تا 82 شماره آرش از جنبههاى گوناگون مورد نقد و بررسى قرار مى گرفت و نقاط قوت و ضعف آن آشكارتر مى شد. نشد، ولى اين نمى تواند بدين معنا باشد كه چنين فرصتهايى از دست رفته است. به نظرم مى توان در همين شماره از خوانندگان خواست تا نظرات خويش را در مورد آرش براى شماره بعد بفرستند. و يا فرمى تهيه كرد، با پرسشهاى مختلف، همانطور كه در كشورهاى غربى رايج است، و از خوانندگان خواست تا به آنها پاسخ گويند. با جمعبندى پاسخها مى توان به حداقل انتظارات خوانندگان پى برد، جنبههاى مثبت و يا منفى كار را بازشناخت، و براى تداوم انتشار، با كيفيتى بهتر و بالاتر، چاره انديشيد. و اما، به نظرم، يازده سال به جانسختى دوام آوردن و مجلهاى را با ويژگىهاى تبعيد انتشار دادن، خود كارىست كارستان، كه بايد اين مهم را به پرويز قليچخاني تبريك گفت و برايش در ادامه انتشار آرش آرزوى موفقيت نمود. من كه خود از نشر نخستين شماره آرش در كنار آن بودهام و رنج توانفرساى مدير مسئول آن را شاهد بودهام، مى توانم گواهى باشم بر كارى طاقتفرسا كه پايانى ندارد و از قرار معلوم همچنان ادامه خواهد داشت. نمىخواهم به مناسبت يازدهمين سال ميلاد آرش تبريك و تهنيتگويى صرف باشم و آرزومندِ تداوم انتشار آن به همين سياق. اگرچه از همان نخستين شماره انتشار آرش، نظرات و پيشنهادهايم را بارها و بارها گفتهام، كنون نيز دوست دارم از ضعفهاى آرش بنويسم، زيرا تداوم حيات آرش را پربارتر و بهتر و موفقتر آرزومندم. در افتخار آرش همين بس كه تبعيدى مانده است. آرش مىتواند به آن "نه"اى افتخار كند كه از بدو تولدش تا كنون نسبت به جمهورى اسلامى ابراز داشته است. آرش به روزمرگى دچار نشد و نان به نرخ روز نخورد. به دام زيگزاگهاى امروزه رايج اپوزيسيون دچار نشد. به پرنسيبهاى خويش پايبند ماند. و اين نقطه قوت آرش است، به اين اميد كه در برابر هر قدرتى، همچنان "نه"گوى و ناراضى بماند. آنكه عمل مى كند، اشتباه هم مى كند و آرش يازده سال است كه دارد عمل مى كند، پس طبيعىست اشتباه هم كرده است. اينكه آرش مى خواهد ضعف خود را ببيند، خود را بشناسد و خود بهتر شود، براى من مهم است. من اين را قدر مى دانم و سعى مى كنم در اين راه گام بردارم. و اما ضعفهاى آرش، آنچه كه من مى بينم؛ - منظم منتشر نمىشود. اوايل ماهنامه بود، بعدها هر دو ماه يك بار منتشر شد، اين اواخر انگار گاهنامه شده است. بر مشكلات كار واقفم، ولى اين عمل به كار نشر آن در رابطه با خواننده لطمه مى زند. انتشار دو شماره با هم و يا ذكر دوشماره در يك شماره، بر بالاى صفحه اول، موضوع را لوثتر مىكند.
|