|
دوازده سال از انتشار آرش گذشت
|
|
|
آرش
|
|
صفحه 15 از 28 باقر مومني اين مجله گاهي دو ماهه و سه ماهه در مي آيد، بنظرم مي آيد كه اگر ممكن باشد ماهانه بودنش حفظ شود كه در آن صورت مسائل روز مثل جنبش دانشجويي خيلي راحت مي تواند مطرح بشود. البته ميدانم كه خيلي سخت است ولي نظم انتشارش مهم است. همين! ناصر مهاجر به گمان من مهم ترين مسئله اى كه در برابر قليچ خانى قرار دارد، زمان بندىِ انتشار نشريه است. مىدانم اين كار آسانى نيست و تا وقتى كادر تحريرىِ حرفهاى شكل نگيرد نمىتوان و نبايد مطمئن بود كه نشريه سر وقت منتشر شود. با اين حال لازم است مشخص باشد كه نشريه هر دو ماه يك بار در مىآيد و يا هر سه ماه يك بار. بدون اين زمان بندى، آشفتگىاي به وجود مىآيد كه نگو و نپرس: نه چاپ خانه تكليفش روشن است، نه قليچ خانى و نه همكارانِ نزديك نشريه. دومين مسئله اين است كه بايد هرچه را كه و هركه را كه مىشود سازمان داد، سازمان داد. چرا نبايد هيئت مشاوران نشريه را تعيين كرد؟ با تعيينِ وظايف و حقوقشان. چرا نمىشود از آنها دعوت كرد كه هر سال، يا هر نيمسال يكبار با مدير مسئول نشريه بنشينند و برنامهى يكساله يا شش ماهه براى نشريه بريزند؛ يا طرحهاى پيشنهادىشان را به قليچخانى ارائه دهند. برنامه ريزى دسته جمعىِ سالانه براى هر نشريهاى ضرورىست؛ به خصوص اگر از پيش روشن باشد كه نظر يا نظرهاى جمع مشورتى به راستى مشورتىست و قرار نيست كه مدير مسئول هر پيشنهادى را به اجرا گذارد. دلم مىخواهد هر شمارهى آرش مهمترين يا يكى از مهمترين مسائل دو سه ماه گذشتهى ايران را مورد تجزيه و تحليل قرار دهد، و اين كار دشوارى نيست. اگر برنامه ريزىاي در كار باشد و كار به صورت چرخان پيش رود، به راحتى مىشود از عهدهى آن برآمد. هر از گاه هم مىشود ميزگردى درباره مهمترين موضوع دو سه ماه گذشته ترتيب داد و از صاحب نظران خواست كه در آن شركت كنند. آخرين پيشنهادم دربارهى تقويتِ بخش سياسى و تشديدِ نقشِ مداخله گرانهى نشريه در زمينهى مسائل سياسى ايران است. پيشنهادِ مشخضم اين است كه دوسيهاى دربارهى سرنوشتِ اصلاحات در جمهورى اسلامىايران تهيه و تنظيم شود و از تجربهاى كه اميدوارىهاى ايجاد كرده بود، جمعبندىاى به دست داده شود. حسن حسام در مورد منظم كردن زمان بندی انتشار و ادیت و ویرایش نشریه و تأکید بر حفظ و تداوم نگرش پلورآلیستی در آن، کاملاً با دوستان عزیزم موافقم. مسأله بسیار مهم در این نشست، بيش از هر چيز نتایجی است که یازده سال انتشار مجله آرش در عرصههاي مختلف به دنبال خود دارد. ضمناً تأکید مجدد بر وجود یک سردبیر برای اداره نشریه، انتخاب هیئت مشاوران ثابت با همه ی حقوق و وظایف ميتواند راه طي شده مديريت آرش را كاملتر كند. در شرایط کنونی تأکید بر مرز بندی های سیاسی و تعمیق مباحث ناشی از آن و تکیه سازمان یافته بر اصل جمهوریت و لائیسیته و پلورآلیسم، ضرورت هایی هستند که نشریه باید بیش از گذشته روی آن ها متمرکز شود. و حساب خود را از همه ی اشکال ارتجاعی حکومت جدا کند. می خواهد نام الله در پسوندش باشد یا شاه. در آخرین کلام و از صمیم قلب ضمن خسته نباشید رفیقانه، بر راهپیمایی پر مشقت یازده ساله ی پرویز قلیچ خانی و يارانش در انتشار مجله ی آرش، برايشان در تداوم این راه موفقیت بیشتری آرزو می کنم. راه پیمایی با شکوهی که در خدمت آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی برای مردمان میهن دربندمان ایران است. موفق باشید.
آرش بیشتر به مجلات کمینترن شباهت دارد
متن پیاده شدهی گفتاری مهدی خانبابا تهرانی
در دوازده سالگی آرش آنچه در یک نمای عمومی میتوان بیان کرد آن است که در تاریخ نشریات چاپ شده در خاک غمناک غربت و تبعید به هر تقدیر سهمی از آنِ آرش است این سهم اگر نه در هیچ چیز دیگر، که در استمرار آ ن نهفته است. به باور من فکر پیدایش و شکلگیری آرش ایدهای ناب بود که در نبود یک بدیل ارگانیک در تبعید به سرپناه جنبش دموکراتیک و آزادیخواه و سوسیالیسم تبدیل شود. کمکهای مختصر من و دیگران که از ابتدا با آرش بودیم تنها به روغن کاری چرخ های حرکت اولیه یاری رساند. همین جا گفته باشم ادامه حیات و استمرار چاپ مجله، تنها به همت زورمندانه مدیر آرش که یک تنه این بار سنگین را در این میدان بزرگ حمل میکند به فعل درآمده. در حقیقت روش و آغاز خجسته انتشار آرش به عنوان ارگانی همگانی و مجلهای عمومی- که ایکاش میشد به سنگ بناهای آن وفادار ماند- فی الواقع به فعل در آمدن بخشی از آرزوهای دست نایافته خودم بود که آن را در پیشانی آرش مشاهده کرد. حرکتی که در سالهای62-1961 در پی ریزی مجله باختر امروز با کمک خسروخان قشقایی و محمد عاصمی و محمد گودرزی شروع کردیم و هدف آن عرضه روزنامهای با ایدههای آرمانی یک ملت بود که بعداً به دلیل هجوم پلیس سیاسی و باقی قضایا به تعطیل کشیده شد. یا تلاش برای انتشار کاوه محمد عاصمی، تا در دوران اختناق بعد از 28 مرداد پلی باشد و حلقه واسطی میان همه نویسندگان مترقی داخل و خارج کشور. به خاطر دارم لیست بلند بالایی را من تهیه و پیشنهاد کرده بودم از مسکوب تا نادرپور و یا نصرت پور و یا نصرت رحمانی و بقیه که بتوا نند از داخل و زیر فشار اختناق و سانسور مطلب بدهند و بسیاری نیز در خارج از کشور، تا بتوان با تبادل افکار مجلهای همگانی را عرضه کرد. همانگونه که اشاره کردم آنچه در ابتدای انتشار آرش می توانست پناهگاه و جواب گو و تریبون همه نیروهای مورد هجوم سیستم ولایت فقیه ایران قراربگیرد و آنها بتوانند تولیدات ادبی- سیاسی خود را به وسیله آرش عرضه کنند. امیدی که در من و بسیاری دیگر برانگیخته شده بود و تا شماره های اولیه تلاش پرویز در همین راستا بود.
|