header image
 
دوازده سال از انتشار آرش گذشت چاپ
آرش   
رفتن به
دوازده سال از انتشار آرش گذشت
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17
صفحه 18
صفحه 19
صفحه 20
صفحه 21
صفحه 22
صفحه 23
صفحه 24
صفحه 25
صفحه 26
صفحه 27
صفحه 28

مهرداد باباعلي:
 من روي نحوه طرح سئوال از طرف حسن بحث دارم: آيا به كتاب آقاي سپانلو بايد پاسخ داد يا نه؟ حسن مي گويد بايد جواب بدهيم. حسن بايد جواب بدهد و «آرش» نمي‌تواند جواب بدهد. يعني از اين جاست كه من بين پلوراليسم «آرش» و جهت‌گيري‌اش تفاوت مي بينم. اگر قرار است كتاب سپانلو نقد شود، من فكر مي‌كنم «آرش» كه مي‌خواهد اين نقد را منعكس كند، از جمله وظايفش اين است كه راجع به نكاتي كه مطرح مي شود با آقاي سپانلو صحبت كند. يا مثلاً كتاب مازيار بهروز يك حسن داشته و يك سري جناياتي را كه چپ كرده و نگفته برملا نموده است. من شخصاً نشنيده‌ام و نمي‌دانم كه آيا عزيزان، دوستان و رفقايي كه هستند «تسويه» هاي درون سازمان فدائي را شنيده اند؟ آيا دوستان قبل از انتشارِ كتابِ  برفراز خليج شنيده بودند كه در سازمان پيكار كسي را زير شكنجه كشته‌اند، من نشنيده بودم. خوب اگر حقي و نقطه‌ي قوتي در اين كتاب‌ها بوده اين است كه اين‌ها را بر ملا كرده‌اند. يك منابع اطلاعاتي هم داشته‌اند و آيا هيچ وقت مثلاً با آقاي مازيار بهروز صحبت شده كه منابع اطلاعاتي شما چيست كه با آن منابع صحبت كنيم و قضايا روشن شود؟ به نظر من حساسيت نشريه آرش كاملاً درست است كه راجع به اين كتب بحث كرده ولي در عين حال لازم است از آن كس كه راجع به او بحث شده نظرخواهي شود، ضمن اين كه مثلاً مازيار بهروز در يك سري از موارد پيشگام بوده. من اعتقاد دارم كه مازيار بهروز در اين كه يك سري جنايات را اعلام كرد، پيشگام بوده.
اين است كه من فكر مي‌كنم نكته‌اي را كه ناصر مهاجر روي تشكيل دوسيه ها به مفهوم نقد مي‌گويد، نكته بسيار كليدي است. از اين زاويه مي‌گويم كليدي است براي اين كه من اعتقاد دارم و به نشريه آرش با مسئوليت پرويز احترام مي‌گذارم به خاطر اين كه نشريه مستقلي است تبعيدي و با گرايش چپ و اين پلوراليسم سياسي‌اش اهميت زيادي دارد و روي دوسيه تاريخ اين قضيه اهميتي دوچندان پيدا مي‌كند. حفظ اين پلوراليسم و چگونگي پيش بردنش، ضمن اين كه حساسيت دارد و معلوم است كه حساسيت دارد، خيلي مهم است و حفظ كردنش كار ساده‌اي نيست.

باقر مومني‌
 حسن روي مساله آدم كشي (در دوسيه مازيار بهروز) صحبت كرد و من يادداشت كردم كه توضيح بدهم ولي بعد ديدم كه مساله بيخ بيشتري پيدا كرد و از جنايت صحبت شد. به هر حال اين مسائل را بايد در شرايط تاريخي در نظر گرفت و همين طور چكي نمي‌توان گفت آدم كشي و جنايت يا برعكس. من مي‌خواستم بگويم كه چون حضور دارم و اين كلمات به اين شكل مطرح مي شود و من با آن موافق نيستم چون مطلق است.
حسن به بخشي از صحبت من اشاره كرد كه بحث من بيشتر برنامه ريزي روي مسائل بود و نه خود مسائل بالاخص. مثلاً صحبت حوادث تاريخي بود كه البته در مجله راجع به آن ها مطالبي داشته، منتهي مساله در اساس اولاً مساله برنامه ريزي است كه بطور منظم باشد و هر چيزي جاي خودش را داشته باشد كه يك طرف سنگيني نكند و دوباره طرف ديگر كه الان مجله دقيقاً اين طوريست. وقتي برنامه ريزي باشد روي همه مسائل تاريخي صحبت مي شود، بدون اين كه يك مساله تاريخي معين فراموش شود.
نكته ديگر روي كلمه اجتماعي بود كه شايد اگر بخواهي به سوسيال ترجمه اش بكني، هيچ معني اي نداشته باشد ولي من مخصوصاً اجتماعي گفتم براي اين كه در زبان شيرين فارسي، شكل طرح جامعه شناسانه مسائل سياسي، فرهنگي، ادبي و... است و اين بد نيست كه توضيح داده شود. اگر بگوئيد فرهنگي يك چيز محدود و معين خواهد شد. به نظر من «آرش» نبايد هنري باشد و بايد نقد هنري كند. نبايد مثلاً قصه بنويسد و بايد نقد قصه بنويسد كه قصه نويسي را رشد بدهد و همين طور در مورد شعر.
در مورد كتاب ها هم نظرم اين است كه هر كتاب نقد شود تا اين كه ده پانزده نفر و حتا پنج شش نفر روي كتابي زوم بكنند و يك نوع جهت گيري معيني كه معلوم هم نيست چگونه است. كتاب را بايد نقد كرد و اگر اثر تاريخي است بايد اشتباهات تاريخي‌اش را گفت و اگر فرهنگي و مثلاً هنريست كه كسي با سبك آن موافق نيست و نقد مي كرد و اين ديگر آن اشكال را بوجود نمي آورد كه دست به دامن نويسنده شد.
يادآوري نكته اولم را ضروري مي دانم: مي خواهم توضيح بدهم كه چرا با واژه هاي آدم كشي و جنايت در اين عرصه موافق نيستم. يك سازماني با يك برنامه معيني بوجود آمده و يك عده‌اي هم به آن پيوسته‌اند و حالا تغيير كرده‌اند، خوب بيرون بيايند و سازمان خودشان را تشكيل بدهند. در واقع اگر تسويه مربوط به عقيده و فكر است كه اصلاً جنايت است ولي يك وقت هست كه آدم ها را مي‌كشند – سابقه هم دارد و كتاب «‌آنها كه زنده‌اند‌» از ژان لافيت شاهد آن است – به اين دليل كه اطلاعات دارد و شبكه سازمان – يا در جنگ اطلاعات جنگي – را لو مي دهد.

پيشنهادات:

مهرداد باباعلي‌
 پيشنهادات من ارائه همان نقاط ضعفي است كه در نشريه است. فكر مي‌كنم در چند نكته مي‌توان متمركز شد: يكي در مورد همان جنبه پروندهاي هاي تاريخي و پلوراليسم نشريه است كه اهميت دارد حفظ شود و در واقع روشنگري «آرش» است و بهتر است با تدارك بيشتري صورت بگيرد و سعي شود نظرات متفاوت و مختلف منعكس شود.
در كنار آن جنبه ژورناليستي نشريه آرش تقويت شود و بويژه همين رسم الخط ها،  نحوه نگارش مطالب از لحاظ اغلاط تاريخي و املائي و انشائي و به نظر من «آرش» در اين زمينه بكار بيشتري احتياج دارد.
نكته ديگر جنبه پارتيزان نشريه آرش است. من فكر مي‌كنم كه درست است كه «آرش» خط ساز نيست و وظيفه اصلي‌اش به عنوان يك نشريه عمومي روشنگري است ولي در زمينه آزادي مطبوعات و حقوق نويسندگان و مساله ژورناليسم عرصه ايست كه نشريه آرش بايد مداخله‌گر باشد. يعني اگر بخواهد در اين‌جا فقط روشنگري بكند، به نظر من قصور است. اين كه فقط اطلاعيه‌هاي كانون نويسندگان در تبعيد را منعكس بكند يا فضاي اختناق در ايران را منعكس كند، كفايت نمي‌كند. «آرش» خودش يكي از نشريات در تبعيد است و بنابر اين جنبه دفاع از حقوق مطبوعات در ايران و حقوق مطبوعات در تبعيد، جنبه مداخله‌گري آرش است  بايد مداخله‌گر باشد.
ديگر اين كه؛ امكان ندارد كه شما در تبعيد باشيد و نسبت به مسائل سياسي ايران و بويژه ماجراي قدرت سياسي در ايران حساس نباشيد. براي همين است كه من روي مساله جمهوري تاكيد مي‌گذارم. اين كه آرش سمت‌گيري سياسي‌اش كجاست! در مداخله‌گري‌اش است و اين به هيچ وجه به اين معني نيست كه «آرش» حزب ساز است. در فرانسه هم و در دوران اختناق نشرياتي داشتند كه معروف به نشريات جمهوري‌خواه بودند. «آرش» هم در اين پيكار عمومي مهم است كه جاي مداخله‌گري اش را روشن كند. از زاويه روشنگري هم حتا براي «آرش» نقش دارد. چرا مي‌گويم نقش دارد؟ براي اين كه درست با شكست خط اصلاحات اوضاع در ايران در حال تغيير است و فضاي سرخوردگي و موج جديد مهاجرت شروع شده است. اگر قبلاً اين بحث بوده كه مطبوعات داخل عقايد تبعيدي ها را منعكس كند، اكنون مسير برعكس خواهد شد و داخلي‌ها بايد در مطبوعات تبعيدي حرفشان را بزنند و مهم است  كه «آرش» زبان برا و گوياي انتقاد از وضعيت سياسي و اجتماعي موجود در ايران باشد. از اين زاويه من فكر مي‌كنم كه «آرش» بايد در چشم اندازش اين باشد كه ستوني براي كساني باز كند كه از داخل حرف‌هائي عليه وضعيت و عليه حكومت و مي‌خواهند سمت گيري‌اي داشته باشند كه در ايران نمي‌توانند بزنند.
مساله شكست اصلاح طلبي دوباره مساله شكل حكومت را مساله محوري كرده است. ما چه مي‌خواهيم؟ سلطنت از يك طرف ايستاده، و اصلاح طلبان حكومتي در بن بست از طرف ديگر در عرصه سياست ايستاده‌اند‌. ما كجا ايستاده ايم؟ به نظر من امروز روشنگري در ايران حلقه سياست را به وسط مي‌آورد. يعني من دو حلقه را مي‌بينم، يكي حلقه فرهنگ كه در چند سال گذشته مطرح بود و دومي حلقه مسائل سياسي كه در حال بيواسطه شدن است. امروز اولين جائي كه مساله سياست خودش را گره زده، آزادي مطبوعات است ولي پشت آن آزادي بطور كلي و مساله قدرت سياسي در ايران است. در اين زمينه كاري كه «آرش» در گذشته كرد خيلي مثبت بود و به جنبش دانشجويي يك شماره ويژه اختصاص داد.
بنابر اين پيشنهاد خلاصه من به «آرش» حفظ كردن پلوراليسم‌اش در زمينه روشنگريست و منطبق كردن آن با پيچيدگي اين كار در عرصه نقد تاريخي است. در زمينه مداخله گري‌اش روي دو مساله: آزادي مطبوعات و مساله جمهوري.


« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.