header image
 
دوازده سال از انتشار آرش گذشت چاپ
آرش   
رفتن به
دوازده سال از انتشار آرش گذشت
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17
صفحه 18
صفحه 19
صفحه 20
صفحه 21
صفحه 22
صفحه 23
صفحه 24
صفحه 25
صفحه 26
صفحه 27
صفحه 28

حسن حسام:
من خواهش می کنم که فرصت بدهی که در همین مورد صحبت کنم و بعد بحث خودت را ادامه بدهی. بحث من روی این جنبه از نظر مهاجر عزیز است. من با زاویه نگاه او اختلاف دارم. هر چند در بحث های قبلی آن را به نوعی طرح کرده ام. مسأله این است که آیا بایستی هر کتابی که در یک نشریه نقد می شود، حتماً نظر نویسنده و موافقین كتاب هم در آن درج شود؟ جواب من منفی است و مدعي هستم كه در هیچ جای دنیا چنین چیزی به مثابه یک متد رایج نیست. موارد استثناء البته همیشه هست.

ناصر مهاجر:
 من در حْسنِ نيت قليچ خانى شك ندارم. حرفش را هم مىپذيرم. مىخواست از فرصت استفاده كند و دو نفر از مبارزانِ قديمىِ جنبش چريكى و چهره‌هاى آشناى چپ را كه دْم به تله نمىدهند و كمتر از خودشان حرف زده‌اند، به حرف بكشاند. چرايىاش را هم در درهمان آرش ٧٩ و در مقدمه‌ى گفتگو با تراب حق شناس، نوشت: ”...براى نسلِ جوان اهميت دارد بداند كه تراب حقشناس (يا حيدر) جوانىاش را در كجا گذرانده و چگونه به عنوان يك مبارز آزادىخواه و عدالت جو، به جرگه‌ى مبارزين جامعه‌ى ايران پيوسته“. نتيجه اين كار اما چيست؟ خواننده، پيش از آنكه به اصلِ مطلب برسد و از دقت و درستى ادعاى نويسنده‌ى "بر فراز خليج" سردربياورد، با زندگىى سراسر مبارزه و از خودگذشتگى‌هاى تراب حق شناس آشنا مىشود؛ آشنايى كهِ احترام، اعتبار و اعتمادِ خواننده را نسبت به مصاحبه شونده، بيش از پيش برمىانگيزد. در همين فضاست كه اصلِ مطلب ـ كه به قول معروف شان نزول گفتگوست ـ مطرح مىشود و از مصاحبه شونده ـ به عنوان كسى كه حقيقت در دستِ اوست ـ خواسته مىشود كه موردِ ادعا را تائيد و يا تكذيب كند. در چنين حال و هوايى، بديهى‌ست كه هر چه او به زبان آورد، به عنوان "حقيقت" پذيرفته بشود. خاصه اگر روايتش از واقعيتت به چالش گرفته نشود و بر كم وكاستىى گفته‌هايش انگشت گذاشته نشود. اين روشِ كار درستى نيست و من آن را ژورناليسم بد مىدانم. به نظر من، از درج مطالبِ مربوط به زندگى مبارزاتى مصاحبه شونده‌ها بايد صرفنظر مىشد و سرراست به اصل مطلب، به پرسش‌هاى كليدى پرداخته مىشد؛ در يك فضاى جدى و غيرِ خودمانى. به اين ترتيب پرس و جو و پزوهش، به صورتى كه بايد ارائه شود، ارائه مىشد و اين شْبهه پيش نمىآمد كه آرش، بعضى وقت‌ها، حقوق مساوىِ صاحبنظران را رعايت نمىكند و به اشگالى اعمال نفوذ مىكند. من در سنت آرش، تنگ نظرى و مطلق گرايى نديده‌ام. نديده‌ام كه آدم‌ها و نوشته‌ها را به دو دسته‌ى بد و خوب تقسيم كند، به شر مطلق و خير مطلق. اما اين سه دوسيه، به ويژه دو دوسيه اول، از مسير تاكنونىِ آرش بيرون زده‌اند و به بى راهه افتاده‌اند.
اشتباه نشود، من مخالفِ برخورد نيستم. اما بر اين باورم كه اگر با آراُ و عقايد كسى برخورد مىكنيم، بايد روش پيشرفته‌اى داشته باشيم و حداقلِ اصولى را رعايت كنيم. يكى از اين اصول اين است كه نقد در فضايى تنگ و از پيش ساخته و پرداخته صورت نگيرد؛ بلكه در فضايى باز، كمتر خودمانى و كمتر احساساسى صورت بگيرد. كسى هم كه كارش نقد مىشود بايد جاى محفوظى در دوسيه داشته باشد.
اين را هم بگويم كه من مخالفِ درج خاطرات سياسى مبارزان قديمىو اهل قلم نيستم. بر عكس چنينن كارى را بسيار مفيد مىدانم. اما هر چيزى سرِ جاى خود نيكوست. مىشد آن بخش از يادمانده‌هاى سياسى تراب و حيدر را كه ربطِ مستقيمى به تم دوسيه ندارند، در آرشيو آرش نگهداشت و به جا و به موقع از آن  استفاده كرد.
من آگاهىاى نسبت به كم وكيف آرشيو آرش ندارم، اما مىدانم كه داشتن يك آرشيو پْر و پيمان، تضمين مهمىست براى حفظ فواصلِ چاپ، تناسب ميان بخش‌هاى مختلف و توازن كلى نشريه. ٍآرش هنوز نتوانسته به اين تناسب و توازن دست پيدا كند و اين نقطه‌ى ضعف تا برطرف نشود آرش نمىتواند به يك نشريه حرفه‌اى تبديل شود. ژورناليسم آرش كاستى‌هاى ديگرى هم دارد. در برگردانِ نامه‌اى فرنگى به فارسى، وحدتِ رويه وجود ندارد. يك جا نوشته مىشود نوم چامسكى، يكجا نوشته مىشود، نوام شومسكى. رسم الخط واحدى هم در كار نيست. اين‌ها كارهاى اديتوريالى‌ست و قليچ خانى نسبت به آن ها آگاه است و مىداند تا زمانى كه هيئت تحريرىاى شكل نگيرد، در بر همين پاشنه مىچرخد.
 
حسن حسام‌:
بگذار پاسخ بدهم. خود شما در «نقطه» پرونده ای در مورد چند و چون «کفر» داشتید. اما به درستی آیت الله یا کار شناسی مذهبی را در این پاسخ و پرسش ها وارد نکردید تا از نادرستی کفر دفاع کند. این کار را نکرده اید چون به روشنی می دانستید که برای تحریم کفر تا کنون هزاران کاغذ سیاه شده است. مسأله‌، ضرورت طرح بحث است در باره چند و چون کفر که به خاطر سانسور مذهبی هرگز فرصت بیان نداشته است. یعنی شما گردانندگان نقطه فرصتی پیش آورده‌اید برای اظهار نظر صاحب نظران لائیک که عموماً در اين مورد محروم از اظهار نظر بوده اند. شما این کار را کردید و خوب کاری هم کردید. حالا چرا این سیاست نباید به طور عموم پیگیری شود؟ البته حرفم به این معنا نیست که اجرای پیش نهاد شما غیر اصولی و نادرست است، می خواهم بگویم پیش نهاد شما یک اصل الزامی و پرنسیبی نیست، حتا غیر از استثناها امر رایج در ژورنالیسم خبری و تفسیری - تحلیلی نیست که همه بايد در کنار نقد؛ جواب نقد را هم چاپ كنند‌.
 مثلاً کتاب آقای محمد علی سپانلو را نگاه کنید. این کتاب به شدت علیه نیروهای چپ و دموکرات کانون نویسندگان نوشته شده و واقعاً سیمای هیستریک ضد چپ نویسنده ی آن را به نمایش می گذارد. آیا لازم است در نقد این کتاب حتماً نظر نويسنده‌اش را هم به خوانیم؟ او که قبلاً نزدیک به 400 صفحه برای اثبات مدعای خود کاغذ سیاه کرده؟ در اين مورد جواب من قطعاً منفی است.
بر گرديم به آقاي عباس ميلاني‌. با کتاب معمای هویدایش كه در آن یک تاریخ وارونه شده است، چه باید کرد؟ ایشان با این‌همانی‌ي هویدای بیست ساله با هویدای نخست وزیر شاه‌، فرصتی فراهم کرده که ضمن تبرئه نظامی که خود سرانجام خدمت گزارش شده؛ هویدای نخست وزیر شاه را تبرئه کند تا در سایه آن به زانو در آمدنش را در مقابل دستگاه شکنجه توجیه نماید و بدتر از آن‌، موقعیت امروزی اش را به عنوان يك روشنفكر دو پاسپورته بدیهی نشان دهد! آیا برای نقد این کتاب موظفیم خود ایشان را هم وارد کنیم؟ ايشان که این همه صفحه را یک طرفه «تاریخ نویسی» کرده است چرا تن در نداده تا نظر یک مخالف نظام شاهی و نخست وزیر پیپ به لب اش را به عنوان يك نظر مطلع ضد سلطنت در کتاب‌اش وارد كند. و مثلاً به جاي نظر زنده ياد دكتر غلامحسين ساعدي يا دكتر رضا براهني و عموماً آن افراد مترقي ضد سلطنت‌، قرائت احسان نراقي «‌واسطه‌» شاه و شيخ را در ماجراي مذاكره اهل قلم با هويدا ارج‌ دانسته است‌؟ آيا بايد در نقد كتاب اين آقاي روشنفكر مدعي كه نه تنها با تاريخ‌اش‌، كه با خودش هم به عنوان يك تاريخ‌نگار صميمي نيست و ضمناً براي حرف زدن هم جا كم نداردبايد صفحات محدودِ موجود را هم در اختيارش گذاشت‌؟!


« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.