|
دوازده سال از انتشار آرش گذشت
|
|
|
آرش
|
|
صفحه 2 از 28 * مسائل زندان و تجارب و زير و بم ها و تسليم و مقاومت ها * مسائل مربوط به حقوق بشر و نقض آن در ايران * در بارهي وضع نابسامان اقتصادي و بيكاري و فقر و گراني روزافزون مردم هرچند مقالاتي هست ولي به دليل آن كه براي تبعيديان ماديت ندارد چندان بدان پرداخته نشده است. * وضع نابسامان فرهنگي و كتاب هاي درسي و اسلامي نويسي. * بزرگداشت قربانيان كشتار زندانيان سياسي، به ويژه جنايت هولناك سال سال 1367. * آثار و بازتاب جنگ ايران و عراق، جنگ آمريكا با عراق در سال1991 و بالاخره مسائل مربوط به جنگ با تروريسم در مقالات مختلف و نيز جنگ ويرانگر آمريكا كه منجر به اشغال عراق شد در سال2003. * تلاش براي تشكيل كانون نويسندگان در ايران از «متن 134» تا ترور و تصفيهي فيزيكي برخي از نويسندگان مبارز و بعضي از فعالين سياسي، هم چنين پرداختن به تاريخچهي كانون از سال هاي دههي 1340تا 1357 و بعد... * انعكاس برخي از آثار نويسندگان داخل كشور، مصاحبه با آنان و اخبار كانون نويسندگان ايران. * چنانكه قبلاً هم اشاره شد، توجه به فعاليت هاي ادبي و هنري از داستان و رمان و شعر تا فيلم و تئاتر و نقاشي و موسيقي، كه نمونه هاي قابل توجهي از آن ها بازتاب يافته است. * مسألهي دموكراسي به طور كلي و امكان استقرار آن در ايران با همهي جديت و نيز با سرخوردگي ها و ابهام ها و خوش بينيها و خوشخيالي هايي كه به دنبال آورده است. * مصدق وجنبش ملي ايران * كمونيسم، احزاب و سازمانها و جنبش كارگري در ايران با تاريخچه و تجاربي از گوشه و كنارهاي گوناگون آرمان ها، فداكاري ها، دستاوردها، اشتباهات و خطاها و نقد آن ها از ديدگاه هاي مختلف با چندين مصاحبه، و نيز با مقالات متعددي دربارهي عرصههاي جهاني اين جنبش. اما مبارزات کارگری کنونی کم بازتاب دارد. * انعكاس تلاش هايي كه به ويژه در سالهاي اخير در محافل روشنفكري و دانشگاهي چپ اروپا و آمريكا براي بازگشت به ماركس و تجربهي نظري و عملي ماركسيسم ديده ميشود به ويژه كنگرهي بينالمللي ماركس، صد و پنجاهمين سال مانيفست كمونيست، و دهها مقاله حول اعتبار تئوري ماركسيستي در حال حاضر. * مسائل زنان، فمينيسم، رابطهي ستمي كه بر زنان مي رود با اسلام، مبارزات زنان در ايران، تجمعها و بنيادهاي پژوهشي حول مسائل زنان، گزارش مراسم8 مارس در مناطق مختلف تبعيد، با دوسيههاي متعدد و مصاحبه ها اين بخش از غنيترين بخشها در آرش است. * جنبش دانشجويي ايران در دورههاي مختلف برآمد آن و انعكاس اهداف و تحليل آنها در نظرخواهيها و مقالات. * اگر، به دليل تبعيدي بودن و فقدان شرايط عيني، توجه به مسائل داخل كشور كمتر مورد توجه است در عوض ابعاد جهاني قضايا مانند جهاني شدن سرمايه و افكار و ايدههايي كه در دههي اخير مطرح شده بيشتر مورد توجه بوده است. كنفرانس هاي هشت كشور صنعتي در داوس و تظاهرات ضد داوس، سياتل و جنوا و پورتو الگره نيز جاي خود را در صفحات مجله باز كرده اند. * به لائيسيته نيز به دليل اهميتي كه در مرحلهي كنوني از مبارزه با رژيم جمهوري اسلامي دارد تا حدي پرداخته شده است. * توجه به ابعاد جهاني آزادي و دموكراسي و مبارزه خلق ها در راه رهايي از استعمار و امپرياليسم باعث شده كه مقالات متعددي در اين باره به چاپ برسد. تحولات قضيه ي فلسطين يعني مبارزهي مشروع ملتي كه بيش از50 سال است مشعل مبارزه با ستم و اشغال را در دست دارد به نحوي رضايت بخش منعكس شده استو آرش توانسته است با برخورد سياسي و لائيك به اين قضيهي عادلانه، نه تنها در نقطه مقابل تبليغات ارتجاعي جمهوري اسلامي حول فلسطين قرار گيرد، بلكه به سبك خود پاسخي داده است به نشريات دست راستي ايراني كه بارها و بارها ستونهايي از روزنامهشان را در اختيار تبليغاتچيهاي اسرائيل قرار ميدهند و با انواع جعل و تحريف ميكوشند مبارزهي عادلانهي ملتي اسير و برادر را بي اعتبار جلوه دهند و وانمود كنند كه گويا مسألهي فلسطين مسألهي ايرانيان نيست! غافل از اين كه ايرانيان آگاه همبستگي با ملت تحت ستم و مبارز فلسطين را براي خويش وظيفه و افتخار ميدانند و برخلاف دست راستيهاي سلطنت طلب، به تأييد استعمارگران و آدمكشان اسرائيلي نميپردازند. آرش با انعكاس مبارزهي عادلانهي اين ملت، تعهدي مبارزاتي و مترقيانه را انجام مي دهد. * معرفي و بازتاب مبارزات زاپاتيستها و خلقهاي ستمديدهي آمريكاي لاتين، آفريقا و كُردستان و افغانستان. افشاي فشارهاي امپرياليسم آمريكا بر كوبا با40 سال محاصرهي اقتصادي و سياسي براي به زانو درآوردن ملتي كوچك اما با اراده كه ميكوشد بر پاي خود بايستد و تن به تسليم آمريكا ندهد. * در عرصهي ضروري و مهم نقد، نقد انديشه ها، كتاب، فيلم و آثار هنري و تجارب سياسي نيز آرش بدون دستاورد نبوده است و چه بهتر كه در اين عرصه قدم هاي جسورانهتري برداشته شود. جامعهي ما چه در داخل و چه در خارج در عرصهي نقد بهرهي چنداني ندارد و اين نقيصهي مهمي ست كه بايد جبران شود. تعارف و نان قرض دادن، بده و بستان و يا حملههاي مغرضانه كه گاه در اينجا و آنجا به جاي «نقد» به خورد خواننده داده مي شود بايد جاي خود را به برخوردي راستين بدهد. كوتاه سخن آنكه نگاه انتقادي ما به خودمان، به تاريخ و جامعه و نخبگانمان ما را از داشتن توقع هاي دور از دسترس باز مي دارد. ه گمان من، در سطحي از رشد فكري و اجتماعي و مدني كه قرار داريم آرش به هيچ رو در مرحلهاي نازل تر نيست، همين جامعهي تبعيدي ما ست همراه با پرتوي از آگاهي و نقد كه در يافتن راه برون رفت ياور ما تواند بود.
|