header image
 
«مقابله ی نظامی با اسرائیل به سود جنبش فلسطین نیست» چاپ
هایده مغیثی   

دیدار هایده مغیثی با مصطفی عبداالمجید حمدان (ابوودیدا)، دبیر کل پیشین و عضو کمیته ی مرکزی حزب کمونیست فلسطین

حزب كمونيست فلسطين در طي تاريخ طولاني و پر فراز و نشيب خود دستاوردها و خطاهاي فراواني داشته، و با تنوع وسيعي از تناقض‌ها و درگيري‌ها دست به‌گريبان بوده، از آن‌جمله درگيري بين سياست داخلي و سياست شوروي، درگيري بين اشغالگران اسرائيلي و نيز اردني، درگيري بين ناسيونابيسم عرب و انترناسيوناليسم، درگيري بين گرايش‌هاي مذهبي اسلامي‌، مسيحي و يهودي از يك طرف و جنبش مذهبي و سكولار از سوي ديگر، درگيري بين فلسطيني‌هاي آواره و پراكنده در كشورهاي مختلف و فلسطيني‌هاي ساكن اسرائيل و مناطق اشغالي، درگيري بين راديكاليسم افراطي و سازشكاري افراطي، درگيري بين تاكتيك مبارزه سياسي و نظامي، و غيره‌.
اما علي‌رغم اين درگيري‌ها، حزب دستاوردهاي مهمي در جهت سازماندهي اتحاديه‌هاي نوپا و جنبش‌هاي دانشجويي داشته است‌. حزب كمونيست اولين جريان سياسي فلسطيني بود كه مناطق اشغالي و نه كشورهاي عرب همجوار را محور مبارزه عليه اشغال اسرائيل قرار داد‌، سياستي كه سازمان آزادي بخش فلسطين «‌ساف» سرانجام به آن رسيد‌. نيز اين حزب اولين جرياني بود كه با واقع بيني امكان شكست نظامي و برچيدن اسرائيل را كه در آغاز تمامي جريانات فلسطيني بر آن باور داشتند- و هنوز هم برخي جريانات برآن تأكيد دارند‌- غير واقعي دانست و بر مبارزه سياسي و مذاكره قاطعانه با اسرائيل، تأكيد نمود. حزب‌، سياست «‌جبهه امتناع» با سه «‌نه‌»ي آن - «‌‌نه»ي مذاكره با اسرائيل‌، «‌نه‌»ي به رسميت شناختن آن‌، و «‌نه‌»ي مصالحه- را سياستي غير واقع‌بينانه قلمداد كرد.
با وجود اين درك واقع‌بينانه، نظير بسياري از ديگر احزاب كمونيست‌، اغلب تحت نفوذ گرايشات پوپوليستي قرار داشته كه اين شايد علت عمده شكست آن در مقابله با دو جريان ديگر فلسطيني، يعني جنبش ناسيوناليستي « ساف‌» و جنبش مذهبي حماس و جهاد اسلامي باشد‌. اين ضعف اما تنها مشكل حزب كمونيست نبوده و گرفتاري جريانات چپ راديكال فلسطين نيز بوده است‌؛ از جمله جبهه‌ي خلق، و جبهه‌ي دموكراتيك (بجز بخش منشعب آن، سازمان فدا) كه هم اكنون متأسفانه در كنار و هم جهت با بنيادگرايان مذهبي قرار گرفته‌اند‌.
اختلاف نظري كه به استعفاي عبدالمجيد حمدان از سمت دبير كلي حزب كمونيست در سال 2001 انجاميد نير نتيجه‌ي غلبه گرايشات پوپوليستي در حزب بود‌.
حزب كمونيست فلسطين سابقه‌اي طولاني و بسيار پيچيده دارد‌. گذشته‌ي آن به اوايل دهه دوم قرن گذشته‌ و قبل از پيدايش دولت اسرائيل و زماني باز مي‌گردد كه جمعي از يهوديان مهاجر سوسياليست دست به ايجاد يك حزب سوسياليست زدند‌. اما تناقض‌هاي اين «‌صهيونيسم كارگري‌» به از هم پاشيدن اين تلاش انجاميد و عناصر كمونيست طرفدار كمينترن در 1921 «‌حزب كمونيست فلسطين‌» را تشكيل داده و پس از تصفيه صهيونيست‌ها‌، در سال 1924 به كمينترن پيوستند‌. در سومين كنگره حزب در همين سال براي اولين بار يك عرب حضور داشت‌. كمينترن بر ضرورت «‌عربي شدن‌» حزب تأكيد مي‌كرد‌.
حزب كمونيست از آغاز تحت فشار انگليس‌، كه در آن زمان قيموميت فلسطين را در اختيار داشت و حزب را ممنوع اعلام كرده بود‌، و نيز با دشمني جنبش جهاني صهيونيستي روبرو بود و تا سال 1942 كه شوروي به متحدين در جنگ جهاني دوم پيوست‌، به طور زير زميني فعاليت داشت‌. در سال 1943 اختلافات بين يهوديان و اعراب بر اثر افزايش مهاجرين يهودي بالا گرفت و سرانجام به انشعاب در حزب انجاميد. شاخه عربي نام «‌اتحاد آزادي بخش ملي‌» را برگزيد، و شاخه يهودي كه تعدادي عضو عرب نيز داشت، پس از چندي سر انجام تبديل به "حزب كمونيست اسرائيل" شد‌.
«‌اتحاد ملي‌» از همان آغاز با مسئله‌ي رابطه پيچيده اعراب و يهوديان روبرو بود‌. سياست اوليه آن حول ايجاد يك دولت دموكراتيك واحد براي هر دو ملت دور مي‌زد‌، اما با صدور قطعنامه سازمان ملل در سال 1947 مبني بر تفكيك سرزمين فلسطين و ايجاد دو دولت يهود و فلسطيني و حمايت قاطعانه شوروي از آن‌، دست‌خوش تغيير شد‌. «‌اتحاد ملي‌» تنها حزب عرب و فلسطيني بود كه رسماً قطعنامه‌ي 181 سازمان ملل در مورد تقسيم سرزمين فلسطين و تشكيل دو دولت جداگانه را پذيرفت‌.
با ايجاد دولت اسرائيل در 1948 كه با آوارگي و اخراج صدها هزار فلسطيني از سرزمين مادري همراه بود‌، اعضاي «‌اتحاد ملي‌» به ناچار در دو سوي مرزهاي جديد قرار گرفتند‌. كرانه غربي رود اردن (وست‌بنك‌) كه در جريان جنگ اول اعراب و اسرائيل به اشغال كشور تازه تأسيس اردن در آمده بود‌، پايگاه اصلي اتحاد ملي بود كه سياست ايجاد يك دو.لت مستقل فلسطين را دنبال مي‌كرد. اما الحاق كرانه غربي به اردن مشكل جديدي را ايجاد كرد كه به اختلاف نظر و سرانجام به انحلال اتحاد ملي انجاميد‌. كميته‌ي مركزي به الحاق كرانه غربي به اردن رأي مثبت داد و در 1951 به "حزب كمونيست اردن" تغيير نام داد‌.
حزب كمونيست اردن از همان سال اول ممنوعه اعلام شد و به طور زير زميني عمل مي‌كرد. در اين سال‌ها دو جريان در اين حزب شكل گرفتند، جناح راست كه سازشكاري آشكار با دولت اردن را در پيش گرفت، و جناح ديگر كه برخورد مقابله جويانه‌اي با رژيم سلطنتي اردن را دنبال مي كرد و بعد از جنگ شش روزه در 1967 كه اسرائيل كرانه غربي را به اشغال خود در آورد، شاخه نظامي «‌ال‌انصار‌» را با هدف عمليات نظامي بر عليه اسرائيل ايجاد نمود‌.
پس از اشغال كرانه غربي توسط اسرائيل‌، كمونيست‌هاي فلسطيني ساكن اين كرانه ابتدا سياست نزديكي به حزب كمونيست اردن را در پيش گرفتند، اما با ايجاد سازمان آزادي بخش فلسطين و بالا گرفتن مبارزات بر عليه اسرائيل‌. به سياست ايجاد حزب مستقل كمونيست در كرانه غربي و نوار غزه روي آوردند. آن‌ها « ساف‌» را به مثابه تنها نماينده مردم فلسطين برسميت شناختند و در سال 1973 هم جهت با « ساف‌» نقش تعيين كننده‌اي در ايجاد «‌جبهه ملي فلسطين‌» ايفا كردند‌.
در اذهان بسياري از كمونيست‌ها‌، هم‌سو شدن با «‌ساف‌» و دور شدن از حزب كمونيست اردن‌، سياستي متناقض و به معناي ترجيح همبستگي ملي در مقابل همبستگي بين‌المللي بود‌. سركوب سراسري فلسطيني‌ها توسط حكومت اردن در سال 1970، كه به سپتامبر سياه معروف شد‌، توهمات حزب كمونيست اردن را درهم ريخت‌، اما اين حزب كماكان بيش از پيش سياست‌هاي سازشكارانه‌اي را در رابطه با رژيم سلطنتي اردن پيش مي‌برد‌، و همين امر كمونيست‌هاي كرانه‌ي غربي را به ايجاد حزب مستقل متمايل‌تر مي‌كرد‌.
در سال 1975 كمونيست‌هاي كرانه‌ي غربي بي آن‌كه كاملاً از حزب كمونيست اردن جدا شوند‌. «سازمان كمونيست فلسطين‌» را به مثابه شعبه‌اي از حزب كمونيست اردن ايجاد كردند‌. اين سازمان با كمونيست‌هاي نوار غزه نيز رابطه بر قرار كرد و آن‌ها را به پيوستن به سازمان دعوت كرد‌، اما كمونيست‌هاي غزه به خاطر رابطه سازمان با حزب كمونيست اردن اين پيش‌نهاد را رد كردند، و پيش شرط پيوستن را ايجاد يك حزب مستقل فلسطيني اعلام نمودند‌.
در 1981 سازمان خواستار حمايت حزب كمونيست اردن و ديگر احزاب كمونيست عرب از سياست ايجاد حزب مستقل فلسطيني شد‌. به نظر سازمان‌، چنين حزب مستقلي مي‌توانست تمام كمونيست‌هاي فلسطيني را در داخل و خارج از سرزمين‌هاي اشغالي متحد سازد و به سازماندهي كارگراني بپردازد كه با موج پرولتريزه شدن دهقانانِ فلسطيني رانده شده از زمين به ‌طور روز افزوني در مؤسسات اسرائيلي كار مي‌كردند‌. اين درخواست با مخالفت حزب كمونيست اردن و نيز كمونيست هاي لبنان و سوريه روبرو شد‌.
در سال 1982 سازمان كمونيست فلسطين اقدام به تشكيل «‌حزب كمونيست فلسطين‌» كرد و به تدريج از سوي ديگر جريانات كمونيستي به رسميت شناخته شد‌ و نقش مهمي در سازماندهي اتحاديه هاي كارگري و سازمانهاي دانشجويي ايفا نمود. با اغاز فروپاشي شوروي‌. و پس از انتفاضه اول‌، رهبري، نام حزب را در سال 1989 به حزب الشعب‌ (‌مردم‌) تغيير داد‌.

*****
عبدالمجيد ‌حمدان در سال 2001 در اعتراض به گرايشات غالب در كميته ي مركزي، كه او آن را اراده‌گرايي و دنباله‌روي از پوپوليسم سازمان الفتح و تمايلات توجيه‌گرايانه در رابطه با حماس و جهاد اسلامي مي‌داند‌. از سمت دبير كلي حزب استعفا داد و با آن كه هنوز عضو كميته ي مركزي است در ده اجدادي به كار كشاورزي و نويسندگي مشغول است‌.
دهكده كوهستاني «‌ارورا‌» در شمال رامله قرار دارد و به قول «‌سلام‌» دختر عبدالمجيد از هيچ اهميت خاصي برخوردار نيست‌. با اين‌حال از استقرار پاسگاه بازرسي كه نماد قدرت دولت اسرائيل است بي‌نصيب نمانده‌. درست قبل از ورود به ده درخت بزرگي را به من نشان مي‌دهند كه در جريان انتفاضه اول‌. برادر‌زاده عبدالمجيد در كنار آن كشته شده است‌. گويا تراژدي در سرنوشت اين خانواده رقم خورده است‌. در سال‌هاي 1974 تا 1976 هنگامي كه عبدالمجيد حمدان در زندان اسرائيل به سر مي‌برد‌، دختر بزرگ‌اش به مرض سرطان دچار مي‌شود. مقامات اسرائيلي او را كه از بيماري فرزندش بكلي بي‌اطلاع بوده با دستبند و چشم‌بند به بيمارستان مي‌برند و به او مي‌گويند كه در صورت همكاري با سازمان امنيت اسرائيل همه امكانات معالجه فرزندش را فراهم خواهند كرد‌. عبدالمجيد حمدان از مرگ دختر نوجوانش، كه به دنبال خودداري وي از همكاري با پليس اسرائيل روي داده، به تلخي ياد مي‌كند.
سرنوشت پدر و مادرش‌، داستان اندوه بار ديگري است. توضيح آن كه پس از جنگ 1967 و اشغال سرزمين‌هاي كرانه‌ي غربي توسط اسرائيل‌، دولت اسرائيل از بازگشت فلسطيني‌هايي كه به هر دليل خارج از كشور بودند‌، از جمله جواناني كه در كشورهاي عربي به كار يا تحصيل اشتغال داشتند، و پدر و مادراني كه به قصد ديدار آنان موطن خود را ترك كرده بودند، جلوگيري كرد‌. پدر مادر عبدالمجيد حمدان نيز كه براي ديدار پسرشان به كويت رفته بودند در مراجعت از بازگشت به خانه خود محروم شدند‌. آن‌ها نيز مانند صدها فلسطيني ديگر به جاي پذيرش آوارگي و بيخانماني، عبور مخفيانه از رودخانه اردن را براي بازگشت به سرزمين مادري برگزيدند اما، هر دو با گلوله‌هاي سربازان اسرائيلي كشته مي‌شوند‌. بي شك اين تاريخ مشترك بسياري از فرزندان فلسطين است‌. در همين رابطه است كه «‌مريد برقوتي‌»، شاعر فلسطيني‌. مي‌نويسد‌: «‌تفنگي كه سرباز اسرائيلي در دست دارد تاريخ ماست‌، او زمين را در دست دارد و ما سراب را‌».
عبدالمجيد حمدان در ورودي خانه از من به گرمي استقبال مي‌كند. آن‌چه بلافاصله جلب توجه مي‌كند رفتار بسيار مؤدبانه، شخصيت قاطع و اعتماد به نفس عاري از تفاخر اوست‌. خانه را او و همسرش در بلندي تپه‌اي با سليقه بسيار اما با سادگيِ دلنشين و گو.شه چشمي به بافت بومي منطقه ساخته و تزئين كرده‌اند‌. از تراس طبقه دوم تا چشم كار مي‌كند تپه‌هاي سنگلاخي اما سرسبز مقابل، ديده مي‌شود‌. ولي اين سكوت دلپذير و آرام بخش و حركت ملايم شاخه‌هاي درختان زيتون در وزش باد و زير نور آفتاب، تنها لحظه‌ايست گذرا در زندگي پر طلاطم و پر هياهوي فرزندان فلسطين كه خشونت، ظلم و توحش استعمار اسرائيل و ستم و تحقير اشغالگر، بخشي از تجربه روزمره آن‌ها شده است‌.
زمين سنگلاخي كوچك جلو خانه را با زحمت بسيار هموار كرده و در كرندهاي منظم آن  را سبزيكاري كرده اند‌. عبدالمجيد حمدان با خنده تعريف مي‌كرد كه چگونه تلاش او براي نوآوري و كاشتن درختان ميوه به‌جاي درختان زيتون با اعتراض دوستانه ولي جدي اهل ده روبرو شده و سرانجام نهال هاي درختان ميوه را كنده و بجاي آنها زيتون كاشته اند‌. بطري روغن زيتوني كه  به من هديه مي دهد گواه آن است كه درختان زيتون اش به ثمر رسيده‌اند، هر چند ممنوعيت‌هاي تحميلي دولت اشغالگر به او و حتا به زيتون‌كاران عمده، اجازه صدور محصولات زيتون به خارج جز از طريق اسرائيل را نمي‌دهد‌.
ويراني اقتصاد فلسطين و وابسته نگاهداشتن آن چه از نظر اشتغال نيروي كار فلسطين و چه محصولات مولد كشاورزي و صنعتي آن‌، يكي از سياست‌هاي پي‌گير و حساب شده دولت اشغالگر براي درهم شكستن مقاومت فلسطين و بيرون راندن فلسطيني‌ها از سرزمين مادري است‌. ساختن خانه‌هاي بزرگ، يا در حقيقت شبه قصرهايي كه چون وصله ناجوري در بافت سنتي دهات از جمله در جليله و در حومه رام‌الله به چشم مي‌خورند نيز در همين رابطه توضيح داده مي‌شود‌. اين خانه‌ها اغلب با سرمايه‌هاي فلسطيني هايي ساخته شده كه پس از قرارداد صلح اسلو از اوايل دهه نود به فلسطين آمدند‌. اما به خاطر ممنوعيت سرمايه‌گذاري در صنايع (‌بجز تعداد محدودي در غزه و پاره اي مناطق ديگر كه بسياري از آنها در انتفاضه دوم به‌كلي نابود شدند‌) و نيز موانع بوروكراتيك و ماليات چند لايه اسرائيل و دولت فلسطين، سرمايه ها به ‌ناچار در ساختمان‌هاي مجللي متمركز شده كه اغلب جز بخشي از سال خالي از سكنه‌اند و هيچ فايده اقتصادي نيز براي فلسطين ندارند‌.
پس از بحث هاي مفصلي در باره حزب، مسايل فلسطين، و تجارب شخصي عبدالمجيد حمدان كه به پاره اي از آنها در بالا اشاره شد، گفتگوي مان را با اين سؤال كلي ادامه مي‌دهم‌:

* ارزيابي شما از انتفاضه دوم و سياست حزب در اين باره چيست‌؟
پاسخ: به نظر من نظامي شدن انتفاضه دوم يك سياست كاملاً غلط و زيان آور براي فلسطين بوده است‌. اسرائيل موفق شد ما را به درگيريِ نظامي بكشاند و ما با سر در اين چاله فرو رفتيم‌. من از همان ابتدا به عرفات و ديگران گفتم‌، نگذاريد مبارزه مسلحانه به شما تحميل شود‌. اسرائيل مسلح به همه نوع تجهيزات و سلاح‌هاي مدرنِ كشنده است و از حمايت هاي بي قيد و شرط امريكا بهره مند است‌. تسليحات فلسطين در مقايسه به آن‌ها هيچ است و كاملاً هم در محاصره نظامي دشمن قرار دارد‌. تمام سران عرب هم دشمن ما هستند‌، مبارك‌، عبدالله، فهد‌‌. بنابراين برادري و حمايت اعراب توهم محض است. همان‌طور كه صدام حامي فلسطين نبود و اسد هم نيست‌. در چنين شرايطي چطور مي‌توان اسرائيل را از لحاظ نظامي شكست داد‌؟ به‌علاوه وسايل ارتباط جمعي اسرائيل را هم بايد در نظر گرفت كه از وسايل ارتباط جمعي در تمام كشورهاي عربي در تأثير گذاشتن برافكار عمومي جهان به سود اسرائيل كارآمدتر و با نفوذتر هستند‌. مسئله‌ي ديگر‌، شهرك‌هاي يهودي است كه مثل قطره روغن روي كاغذ در سرزمين‌هاي فلسطيني پخش شده‌اند‌. در انتفاضه اول بسياري از يهوديان ساكن اين شهرك‌ها مجبور به ترك آن‌ها شدند اما تعداد آن‌ها در چند سال گذشته به مراتب افزايش يافته است‌. هم‌اكنون حدود دويست‌و پنجاه هزار مهاجر يهودي در شهرك‌هاي ايجاد شده در كرانه‌ي غربي ساكن‌اند و همگي جاده‌هاي مستقل خود را دارند‌. بدين ترتيب قدرت مانور ما بي‌اندازه محدود است‌. منظور اين ا‌ست كه شكست نظامي اسرائيل امر محالي است‌. پس راه ما توافق و مصالحه به طور مثال براساس "توافق‌نامه ژنو" است‌. يعني حتا اگر تعداد محدودي از پناهندگان فلسطيني پراكنده در سرزمين‌هاي ديگر به فلسطين بازگردند و در شهرك‌هاي يهودي كه تخليه مي‌شوند جاي بگيرند بالاخره پس از گذشت بيست سال، اوضاع كم‌كم بهبود پيدا خواهد كرد‌. رودرويي نظامي چه حاصلي براي ما دارد‌، جز نابودي تأسيسات محدود فلسطيني، بيمارستان‌ها‌، مدارس و مناطق مسكوني‌، ويراني اقتصادي‌، تصرف بيشتر زمين‌هاي فلسطين به بهانه ايجاد حريم امنيتي (‌ديوار جدا سازي‌) و فقر و مذلت بيشتر مردم و كشتار جوانان‌.

* قطعاً همه اين نكات در كميته‌ي مركزي به بحث گذاشته شده.
پاسخ‌: بله، هنوز هم بحث ادامه دارد. من هنوز هم مي‌گويم بگذاريد يك ارزيابي كنيم و ببينيم چه داديم و چه گرفتيم! هنوز هم مي‌گويند حالا وقت اين حرف‌ها نيست‌. برقوتي (مصطفي) هم مخالف نظامي كردن انتفاضه بود و رفت سازمان خودش را درست كرد‌. جالب اين كه اكثريت اعضاي حزب هم مخالف نظامي‌گري و عمليات انتحاري بودند اما همه دست به عصا راه مي‌روند‌. من در همان سال اول نظرم اين بود كه راه ما مقاومت توده‌ايِ مسالمت‌آميز است، مشابه مبارزه ما در انتفاضه اول‌. من حتا پيش بيني كردم كه نيروهاي اسرائيل سرزمين‌هاي كرانه غربي را اشغال خواهند كرد و تمام تأسيسات نو بنياد فلسطين را از بين خواهند برد. اما گوش كسي بدهكار نبود‌. حتا به من اتهام ترسو بودن زدند‌. از بقيه كادر رهبري حزب پرسيدم ايا درگيري نظامي ما را به موفقيت خواهد رساند‌؟ گفتند نه‌. خوب پس چرا بايد چنين راهي را انتخاب كنيم. در مبارزه سياسي‌، اول بايد محاسبه كرد در هر قدم مهم بررسي كرد كه چه از دست مي‌دهيم و چه به‌دست مي‌آوريم و بعد بايد وارد عمل شد‌. در كتابي كه در مورد شكست رهبري حزب با عنوان «‌تلاش براي ارزيابي‌» نوشته‌ام‌، به اين مسايل اشاره كرده‌ام‌.
(دختر عبدالمجيد حمدان كه در اين گفت‌و‌گو شركت داشت نكته جالبي را مطرح كرد. او گفت‌: آن‌چه در انتفاضه دوم روي داده تقليدي است از اتفاقات لبنان‌. گروه شهداي الاقصي كساني بودند كه از لبنان همراه الفتح آمدند و معتقد بودند چون اسرائيل به سربازان‌اش اهميت مي‌دهد حاضر به كشته دادن آن‌ها نيست پس وزنه نهايتاً به نفع فلسطين خواهد چرخيد. اين نظر فوق‌العاده خطرناك و نادرستي است چنان كه در چند سال گذشته ديده‌ايم. تاكتيك نظامي كه در لبنان استفاده شد به درد كرانه غربي نمي‌خورد‌. در انتفاضه اول چون مبارزه ما نظامي نبود اسرائيل از ماشين‌هاي آب‌پاش عليه ما استفاده مي‌كرد‌. در اين دور از اف‌16 استفاده مي‌كنند‌. آن‌ها 250 تانك به رام‌الله آورده‌اند و همه چيز را نابود كردند‌. اسرائيل نه فقط سرزمين ما بلكه ذهن ما را هم كلنيزه كرده است‌. آيا حمايت عرفات از صدام حسين قابل توجيه است‌؟ تمام هزينه بيمارستان «‌المقاصد» در اورشليم را كويت داده بود. پس از موضع‌گيري عرفات همه كمك‌هايشان را قطع كردند تا پس از مرگ عرفات كه ابو‌ماذن به كويت رفت و عذر‌خواهي كرد‌».

* نظر شما در مورد سازمان حماس چيست‌؟
پاسخ‌: من هميشه در حزب روي اين مسئله با بسياري از رفقا از جمله با «‌جبهه خلق‌» كه حال متحد حماس است اختلاف نظر داشتم‌. حماس را بسيار خطرناك مي‌دانم‌. در حقيقت با اشغال اسرائيل مي‌شود زندگي كرد اما با حماس نمي‌توان‌. من در اين‌جا هم تنها كسي هستم كه به مسجد نمي‌روم و همسرم تنها زني است كه بدون روسري در ده رفت و آمد مي‌كند‌. چون معتقدم احترام به اعتقادات مذهبي به معني دنباله‌روي از آنها و تظاهر به كردار و گفتاري نيست كه به اعتقاد ما مغاير با اصول دموكراسي و حقوق بشر است‌. مشكل چپ فلسطين اين ست كه نمي‌خواهد از اشتباه ايران درس بگيرد.

 

 

 

 

 

* همين‌جا بايد در مورد حقوق زنان و اسلام نظر شما را بپرسم‌.
پاسخ‌: مسئله‌ي زنان مشكل اسلام است نه مشكل مسلمين و تغييرات آن‌ها‌. شريعت اسلام با برابري حقوقي زن و مرد سازگار نيست. اين مشكل تمام كشورهاي خاورميانه است و بخش مهمي از مبارزه براي استقلال و دموكراسي‌ بايد در همه جا مبارزه براي برابري حقوق و اجتماعي زنان و تدوين قوانين مدرن و سكولار باشد‌. من درباره‌ي اسلام و حقوق زنان كتابي نوشته‌ام كه امكان چاپ نيافته است‌. حالا در نظر بگيريد كه اگر در اين دوره چنين تعصباتي وجود دارد كه مانع از برخورد انتقادي به اسلام و شريعت مي‌شود، اگر بر فرض نيروهاي اسلامي در قدرت باشند چه خواهد شد‌.

* امكان صلح را چطور ارزيابي مي‌كنيد‌؟
پاسخ‌: اسرائيل خواهان صلح نيست و خروج از غزه هم ربطي به صلح ندارد‌. وسعت غزه حدود 630 مايل مربع است با جمعيتي معادل يك ميليون و دويست هزار نفر‌. جمعيت شهرك‌هاي يهودي نشين 7000 نفر است اما 40 در صد زمين و 80 در صد منابع آب غزه را در كنترل دارند‌. با اين حال نگهداشتن اين شهرك‌ها به صرف اسرائيل نيست‌. اين‌ها را خارج خواهند كرد اما در اطراف بتلهام و ساير نقاط كرانه غربي مسكن خواهند داد‌. از سوي ديگر جناح‌هاي مختلفي از الفتح نيز خواهان صلح نيستند‌. حماس و جبهه خلق هم مخالف صلح هستند. بنابراين ابو‌ماذن با موانع متعددي روبرو است.
* وقايع عراق را چگونه ارزيابي مي‌كنيد و تأثير اين وقايع بر خاورميانه چه خواهد بود‌؟
پاسخ‌: من به آينده عراق اميدوارم چون نهايتاً اشغال عراق توسط نيروهاي خارجي تمام مي‌شود‌. ضمناً تمام شيعه‌هاي عراق تندرو نيستند و لزوماً حكومتي مشابه ايران در عراق ايجاد نخواهد شد‌. دموكراسي ضرورت مبرم تمام جوامع خاروميانه از جمله عراق است‌. فراموش نكنيد كه اگر در عراق دموكراسي وجود مي‌داشت جايي براي قدرت گرفتن نيروهاي اسلامي نبود‌. به هر حال نوعي دموكراسي در آينده عراق تحقق خواهد يافت و به همين دليل در آينده تأثير عراق بر ايران بيش از تأثير ايران بر عراق خواهد بود‌..
گفت‌و‌گو را براي صرف نهار سخاوت‌مندانه‌اي كه تدارك ديده‌اند خاتمه مي‌دهم. وقت خداحافظي متوجه مي‌شوم كه همراهان فلسطيني اطلاعات مربوط به ساعات مجاز عبور از ايستگاه‌هاي بازرسي اسرائيلي و بهترين راه و مطمئن‌ترين ساعت خروج از رام‌الله براي راحت‌تر گذشتن از ايستگاههاي بازرسي اسراييلي را از عبدالمجيد حمدان مي‌گيرند. به وضوح پيدا است كه انتخاب زندگي در ده براي او به معني انزواي وي از جريان روزمره زندگي در فلسطين و بي اطلاعي از جزئيات عملي زندگي تحت اشغال اسرائيل نيست چه رسد به كناره‌گيري از مبارزه سياسي. ادامه فعاليت به عنوان عضو كميته‌ي مركزي بي ترديد انتخاب سنجيده‌ايست كه نشان از اعتقاد او به ادامه مبارزه نظري براي اصلاح سياستي دارد كه او آن را براي اينده حزب و آينده فلسطين زيان بار مي‌داند‌. وقايع آينده چه در فلسطين و چه در جهان درستي نظرات عبدالمجيد حمدان يا مخالفين او را با آزمايش خواهد گذاشت.

1 - در ميان تمامي تلاش هاي صلح بين اسراييل و فلسطين، توافقنامه ژنو را مي توان مهم ترين قلمداد نمود، چرا كه اسراييل را كمابيش به مرزهاي قبل از جنگ شش روزه باز مي گرداند٠ با آنكه اين توافق جنبه رسمي ندارد و در ٢٠٠٣ از سوي نمايندگان غير دولتي اسراييلي و فلسطيني در ژنو اعلام شد، بخاطر ميزان توافق ها و سازش هاي دو طرف در زمينه هايي كه قبلا (و هنوز) جنبه تابو داشته و دارد، از اهميت بسزايي برخوردار است٠ بر اساس اين توافقنامه كرانه غربي و باريكه غزه با تغييراتي در مرزهاي قبلي (خط سبز جنگ اول) به فلسطين داده ميشود، بخش هايي از كرانه غربي در جوار اسراييل كه جمعيت يهودي نشين زيادي دارد به اسراييل فعلي ضميمه مي شود، و در مقابل بخش هايي ازاسراييل فعلي در نرديلي كرانه غربي و به ويژه در جوار باريكه غزه به سرزمين فلسطين ضميمه مي گردد، دولت رسمي فلسطين بوجود مي آيد، بخش هاي عمده اي از اورشليم شرقي به فلسطين باز مي گردد، فلسطين و اسراييل يكديگر را به رسميت مي شناسند، بخشي از پناهندگان فلسطيني اجازه مي يابند كه به مناطق فلسطيني بازگردند، جمع محدودي مي توانند به اسراييل باز گردند، و مابقي غرامت دريافت مي كنند٠ واضح است كه اين توافقنامه مسايل زيادي دارد، اما به نسبت توافقنامه هاي ديگر اسلو، كمپ ديويد، شرم الشيخ و غيره امكانا ت بهتري  را براي فلسطين آزاد بهمراه دارد٠

« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.