|
تحریریه آرش
|
|
صفحه 10 از 11
یادی از داريوش کائدپور
حسين خامهاي سهرابيان مي¬گويد: «در زندان، در آن اوج مبارزات بر ضد رژيم شاه با ¬چهره¬هاي جوان و مبارزي آشنا شدم که نشان دهنده گسترش مبارزه عليه رژيم شاه و جلب هر چه بيشتر جوانان در اين راه دشوار و سخت بود. داريوش کائد¬پور و برادرش ايرج از جمله اين جوانان بودند که در رابطه با يک محفل مارکسيستي با گرايشات مائوئيستسي دستگير شده بودند. آنها اهل مسجد سليمان و در يک خانواده کارگري بزرگ شده بودند. داريوش جواني با قد متوسط و پوستي سبزه و چهرهاي دوست داشتني بود. تهرانيِ شکنجه¬گر او را خيلي شکنجه داده بود، به ¬طوري که براي مدتي خون استفراغ مي¬کرد و غذا¬ خوردن برايش به عذابي مبدل شده بود. اگر چه ايرج سنش از داريوش بيشتر بود اما او تحت تأثير داريوش به مبارزه سياسي کشيده شده بود و از همان نظر اول روشن مي¬شد که با ايمان¬تر و مقاوم¬تر از ايرج است.» (خاطرات آلبرت سهرابيان) داريوش کائدپور يکي از مبارزان و زندانيان سياسي رژيم شاه بود که پس از آزادي از زندان در سال1357 با عضويت در هيئت تحريريه و مرکزيت سازمان «رزمندگان در راه آزادي طبقه کارگر » ، فعاليت سياسي خود را ادامه داد. با شروع جنگ ارتجاعي ايران و عراق، در اعتراض به تاکتيک «دفاع طلبي انقلابي» سازمان رزمندگان، از هيئت تحريريه استعفا مي¬دهد. با رشد بحران سياسي _ تشکيلاتي رزمندگان به همراه ساير رفقاي کمونيست سازمان ، پرچم مبارزه عليه جريانات راست و سانتريست درون جنبش چپ را برافراشت.... رفيق داريوش در اولين نوشته درون تشکيلاتي اش در زمستان 59 به يک رشته از موضوعاتي اشاره مي¬کند که به اعتقاد او پرداختن به آن ها و بررسي و شناخت عملي آن ها مي توانست چپ را در پيشبرد وظايفش باگام هاي ارزندهاي به پيش سوق دهد. از جمله مسائلي که رفيق به آنها اشاره مي¬کند عبارتند از: ضرورت بررسي علمي علل و ريشه¬هاي بحران حاکم بر جنبش چپ، مسئله شناخت از امپرياليسم و حركت سرمايه مالي در كشورهاي تحت¬سلطه، تحليل از ساخت جامعه سرمايه¬داري وابسته ايران و بر بستر آن ارزيابي علمي از مناسبات اساسي ما¬بين طبقات اجتماعي، مرحله و وظايف انقلاب آتي، قدرت سياسي حاکم، احزاب سياسي و غيرو. داريوش کائدپور از نادر رهبران و کادرهاي جنبش¬نوين کمونيستي و کارگري بود که از زاويه كمونيسم علمي فرا¬رسيدن دوران ارتجاع را مطرح نموده و به مسئله شکست انقلاب و ضرورت عقب¬نشيني انقلابي کمونيستي، حفظ کادرها، کار دراز مدت صبورانه، و نقد آوانتوريسم در سبک¬کار، مقابله و مبارزه با انحلالطلبي و ساير انواع اپورتونيسم در سالهاي 59- 60 پرداخت. رفيق داريوش عضو کادر مرکزي «سازمان زمندگان در راه آزادي طبقه کارگر-دوره جديد» بود که از پائيز 64 جهت ادامه کار کمونيستي به کردستان عراق مي¬رود و درآنجا نوشته¬هاي زير را از خود به¬يادگار مي¬گذارد: * سخنراني آموزشي در بارهي پاره اي مسائل فلسفي و انحرافات جنبش کمونيستي ايران (فلسفه سانتريسم) * راه رشد غيرسرمايه داري: سوسياليسم تخيلي يا ضدانقلاب بورژوازي رفيق داريوش در تاريخ 1365 جهت حل پاره¬اي از مسائل و دشواري¬هاي درون تشکيلاتي تصميم به رفتن به ايران مي¬گيرد.... به هنگام ورود به ايران در مسير کردستان دستگير مي¬شود. او در زندان بورژوازي سیاه رژیم اسلامی ایران از آرمانش دفاع مي¬کند. «... از او (ايرج) در¬باره سرنوشت داريوش پرسيدم. او گفت: ”من پس از اين که از ديدگاههاي گذشته خود دست کشيدم و آن¬ها را نادرست دانستم، رژيم از من خواست که با برادرم داريوش صحبت کنم، که او هم با من همکاري کند و حاضر شود به خواست هاي رژيم گردن نهد. من چند بار با داريوش ديدار داشتم و هر چه کوشش کردم که او را آماده کنم که با من همگام شود، حاضر نشد. داريوش به من گفت: تو برادر من هستي اما هر کس راه و روش خود را در زندگي شخصي خودش مشخص مي¬کند. من هيچگاه حاضر به همکاري با اين رژيم نيستم و هرگز به زحمتکشان که در ميانشان پرورش يافتم و براي احقاق حقوق و خواستهاي آنها گام برداشته ام خيانت نخواهم کرد.“» (خاطرات آلبرت سهرابيان) داریوش، عليرغم همه مصائب درون زندان به ¬مانند ساير کادرها و اعضاء متعهد جنبش چپ و انقلابي به ¬منظور تبديل¬کردن اوين بورژوازي به آموزشگاه کمونيسم انقلابي به نوشتن و کار فکري در درون زندان ادامه داد. داريوش، در قتل عام زندانیان سیاسی توسط جلادان خميني، در خرداد سال 1367، همراه با گروهي از محکومين به اعدام، تيرباران شد. ياد اين انديشمند و انقلابي کمونيست گرامي باد.
|