|
تحریریه آرش
|
|
صفحه 1 از 11 باز تابستان شد. باز سالی به سالگشتِ قتلعام زندانيان سياسي در سال ۱۳۶۷ افزوده شد. باز دستی به قلم برده شد. صدایی در ضبط صوتی ضبط شد. باز کسانی در اندیشه شدند تا به یاد بیاورند آن چه بر خودشان گذشت در زندان های سیاه جمهوری اسلامی و یا شاهدی باشند بر آن چه به چشم خویش دیدند که بر دیگری رفت. آن که نیست تا خود بگوید.
امسال از آن سال شوم، پانزده سال می گذرد. گو که صد سال بگذرد. باز در صدمین سالاش از آن فجایع که بر ما و بر ملت ما گذشت خواهیم گفت و خواهیم نوشت تا مباد که فراموشمان شود. تا مباد که نسل بعد فراموشش شود. تا مباد که دیگر بار فرزندانمان قربانیِ فراموشیِ عمومی شوند. می نویسیم. تا این درد دیگر بار در ما زبانه کشد و بسوزاندمان که این نه دردی است به نسیان سپردنی. نه زخمی است به مرحمی درمان کردنی. نه. این یادی است از اتفاقی تاریخی. یادمانی است از آرمانی که به قیمت این همه شجاعت، این همه فداکاری، این جان ها که بر سر دار رفت، این همه مقاومت هنوز- امروز – معبر و بستر خویش نیافته و چون آرزویی در دل یک یکِ ما موجود است. هنوز، تا رسیدن به آزادی و جامعهای دمکراتیک، و پس از آن نیز برماست تا این کشتار و فاجعه را یادآور شویم، به تکرار و تکرار. چند متنی را که به همت دوستانی که با ما بر این پافشاری هم رأی بودند، فراهم نمودهایم تا به سهم خود بر این درد انگشت گذاریم و مانع فراموشیِ انسانِ پرمشغلهی امروزی شویم. در این پرونده هر یک از دوستان گوشهای از این رویداد را با نگاه و معنیای متفاوت بیان کرده است. دومين متن از شیدا نبوی است. نقدی است از کتاب «داد بیداد» به کوشش ویدا حاجبی. چنان چه میخواستیم به سیاقِ همیشگیمان عمل کنیم ، این متن را در بخش « نقد و بررسی» میگنجاندیم، ولی از آنجا که این شماره یادنامهای نیز بر کشتارهای 1367 میباشد و به همین مناسبت نگاهی به گذشته دارد، بی مناسبت ندیدیم که این نقد، که جلوهای روشن از دو نگاهِ متفاوت به گذشته میباشد در این پرونده بگنجانیم. با تشکر از همه دوستان و با عذرخواهی از شیدا نبوی که به علت دیرکرد چاپ از پیش مشخص شدهی آرش، و بر طبق قرار قبلی، مطلب خود را روی تارنماي عصر نو بُرد.
|