|
دادِ بي داد ، يا جست وجوی زندگی در آنسوی نيک و بد
|
|
|
حميد نعيمی
|
|
صفحه 5 از 5 ديديم که فريده در اين نتيجه گيريها ، چگونه با انتزاعی خواندن مفاهيم (concept) رئاليستی و بی سر و ته کردن آنها که تنها مايهي " رنج و سرگشتگی" او می گردند با فضای عمومی ( ارزشهای فرافردی) وداع مي کند و فهيمه در نتيجه گيريهای خود، فعاليت در هر تشکيلاتی را "خواهی نخواهی" وابستگی فکری، نفی انتخاب آزاد و بالطبع مخالف شکوفايی و رشد فردی مي داند. و با گفتن اينکه چه روزی به اين نتيجه برسد که "حق هم دادنی است و نه گرفتنی اللـهُ اعلم" نقطهي پايانی بر دخالت انسان در سرنوشت اجتماعی اش گذاشته و پروسهي تغييرات و تحولات اجتماعی را کاملاً خود بخودی و بدون شرکت انسان ارزيابی مي کنند. اين هر دو گريزان از فضای عمومی و دلزده از مبارزات اجتماعی و هر دو در جستجوی زندگی (آزادی) به فضای خصوصی پناه مي برند و به ناگزير به تنهايی در راه کسب آزادی گام بر مي دارند. حال بايد ديد که در اين "فضای خصوصی" که آزادی و زندگی به صورت "موضوعی خصوصی" در آمده و در تملک مطلق فرد قرار گرفته است، چگونه و با چه مکانيسمی انسان به شکوفائی و يگانگی با خويشتن مي رسد. در اين فضا که آنسوی ارزشها و مفاهيم اجتماعی قرار دارد و به دور از چشم ديگران به صورتی سيال، دست نخورده و بی معنا جريان دارد، انسان فارغ از هر گونه "هراسی" از "قضاوت ديگران" به ناگزير محکوم به آزادی و معنا دادن به زندگیاش در هر لحظه است. آزادی يعنی "انتخاب" و تصميمی که در غياب ارزشها و معيارهای فرافردی، هيچ مرجعی به جز خود فرد و تمايلات او را نمی شناسد. بر اين روال حق انتخاب و تصميم در اين "فضای خصوصی" به "ناگزير" به امری کاملاً خودسرانه تبديل مي شود. راوی ما آگاهانه يا ناآگاهانه اين خودسرانه بودن تصميمات فرد را مترادف با "آزادی" و "شکوفايی زندگی" فرد مي داند و به اين باور رسيده است که تنها در چنين تجربهای از آزادی است که انسان به يگانگی با خود دست مي يابد. بدين ترتيب در جامعهي ايدهآل راوی، ما با انسانهايی مواجه هستيم که در جستجوی زندگی، با هر گونه نظم اجتماعی در حال مبارزهای فعال و ويرانگر ميباشند. و هر يک "آزادی" و شکوفايی فردی را در کوره راههايی بدون چشم انداز و به دور از نگاه ديگری تجربه مي کنند. و اين اتُميزه شدن جامعه را پيش شرط لازم برای يگانه شدن با خود مي دانند. اما طنز اين روايتهای عصيانگر در اينست که راوی ما عليرغم ميل و خواستهاش به يکباره خود را همراه و همصدا با ايدئولوژيهای محافظه کارانهي نو می بيند که پس از فروريزی ديوار برلين و بحران در ايدئولوژيهای چپ، پايان تاريخ و ابدی بودن نظم سرمايه داری در چهرهي لجام گسيختهي آن را اعلام مي دارند و هر گونه تغيير و تحولي در نظم فعلی جهانی را غير ممکن و هر گونه تلاش در اين جهت را بيهوده و بی حاصل مي خوانند و برای بقاء و باز توليد چنين نظمی، به جامعه ای کاملاً اتُميزه شده احتياج دارند که در آن هر کسی بايد مبارزه برای "آزادی" و "شکوفايی" را به ناگزير به تنهايی و در گسترش "فضای خصوصی"، آنهم به شيوهای "هنرمندانه" و خلاقانه دنبال نمايد. چنين است مضمون ايدئولوژيکی نگاه راوی به زندگی که خود را در هاله ای از "عصيانگری" عليه هر نظم اجتماعی می پوشاند. چنين است معنای زندگی در آنسوی نيک و بد (داد بيداد). اکتبر 2003
* هيچ يک از مفاهيمی همچون "شهادت"، "ايثار"، "اسطوره"، "خودسازی" و غيره با چنين مضمون مذهبی و سنتی و با چنين وزن و عموميتی که بتواند به مشغله و موضوعات اصلی جنبش چپ تبديل شده و باعث صف بندی سياسی و ايدئولوژيکي زندان و جنبش در حول و حوش آنان گردد وجود خارجی ندارد. و تنها بازتاب نگاهی نيهيليستی به آن دوران تاريخی است. مي توانيد در اين زمينه به آثار بيژن جزنی که در همان سالها (۵۴ - ۵۰) و در داخل زندان نوشته شده و در رابطهي مستقيم با مسائل و موضوعات مطرح شده در جنبش چپ مي باشد مراجعه نمائيد. اين آثار، عمدتا،ً در راستای دو موضوع کليدی و اصلی اين دوران يعنی چگونگی مقاومت در برابر ديکتاتوری و استقلال نيروهای چپ از قطبهای بزرگ و صاحب اتوريتهي کمونيستی قرار دارد. ** اين شعارهای کلی احساسی ـ عاطفی و بدون مضمون دقيق اجتماعی ـ سياسی که بيشتر مي توان آنها را در بخشی از نيروهای جوان و فاقد تجربه جستجو کرد، هيچگاه، آنهم با چنين مضامين سنتی و مذهبی به شعارهای عمده و عمومی جنبش چپ و مترقيانه آن دوران تبديل نگرديده است. در اين زمينه نگاه کنيد به کليهي آثار بيژن جزنی که با چه وسواس و دقتی به تجزيه و تحليل و نشان دادن ويژگيها و گوناگونی اقشار و گروههای اجتماعی و نيروهای سياسی بعد از رفرم ارضی در ايران پرداخته و راه پيشرفت در مقاومت عليه ديکتاتوری را در گرو اشکالی باز و دموکراتيک مي داند که بتوانند اين گوناگونی و تنوع اجتماعی و سياسی را منعکس سازند. ***** با اين كه اين مقاله قبلاً در سايت «عصر نو» منتشر شده بود به علت درخواست عدهي زيادي از خوانندگان آرش طي اين مدت، اقدام به درج آن كرديم.
|